پرندگان مهاجر

مطالب اين وبلاگ شامل نکته های کاربردی مشاوره اي ، روانشناسی و اخلاقي طبق آرشيو موضوعي مي باشد.

    مشاور خود باشيد.

 مشاور حلال مشكلات نيست، مشاور تسهيل كننده و كمك كننده 

است كه  مراجع خود راه حلي براي مشكل خود بيابد 

        عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

سلام: از اينكه به آشيانه پرندگان مهاجر سرزديد ممنون دوستان و مراجعين گرامي

باتوجه به سالها مشاوره حضوري  در مقاطع مختلف  داشته ام و همچنين مشاوره غير حضوري و مكاتبه اي توسط صندق ارتباط با مشاور و مشاوره مجازي اينترنتي و بررسي نامه ها به تجربه ثابت شده كه بيشترين فراواني مشكلات مراجعين ناشي از ضعف در مهارتهاي زندگي بوده  و چون پاسخ به نامه ها مخصوصا" تايپ كردن متن پاسخ نامه ها  زمان بر مي باشد و متاسفانه به علت مشغله زندگي از اين تاريخ از پاسخگويي به نامه ها معذورم  و چون مثل قديمي به ذهنم خطور كرد كه به جاي ماهي دادن به كسي به او ماهي گرفتن را ياد دهيد  اين مثل  هم مزيد بر علت شد كه جاي پاسخ دادن به تك تك نامه ها به شما مراجعين عزيز پيشنهاد مي كنم كه با مراجعه به آرشيو مطالب سعي كنيد با خواندن بخش مهارتهاي زندگي خود را از نظر  مهارتهاي زندگي تقويت كنيد. مثلا" اگر در حل مشكل خود مردد هستيد و بين چند راه در تعارض هستيد و قدرت تصميم گيري نداريد به مهارت حل مسئله  و مهارت تصميم گيري  رجوع كنيد واگر چنانچه در مواجه با پيشنهاد نامعقول دوستان به قول معروف توي رودر بايستي قرار مي گيريد حتما" مهارت نه گفتن را بخونيد و خود را در اين زمينه تقويت كنيد و اگر نمي توانيد در مقابل ديگران از حق خود دفاع كنيد مهارت ابراز وجود را مطالعه كنيد .مهارتهاي زندگي مانند كليدي هستند كه مي توانيد مشكلات روز مره خود را به وسيله آنها حل كنيد... مهارت‌های زندگی توانایی‌هایی هستند که با تمرین پی‌گیر پرورش می‌یابند و شخص را برای روبه‌رو شدن با مسایل روزانه زندگی، افزایش توانایی‌های روانی، اجتماعی و بهداشتی آماده می‌کنند... مهارتهاي زندگي موجود در آرشيو  موضوعات عبارتند از.

  • توانایی تصمیم‌گیری
  • توانایی حل مسئله
  • توانايي و مهارت نه گفتن
  • توانایی تفکر خلاق
  • توانایی تفکر نقادانه
  • توانایی برقراری رابطه مؤثر با دیگران
  • توانایی برقراری روابط بین فردی سازگارانه
  • توانایی آگاهی از خود
  • توانایی همدلی با دیگران
  • توانایی رویارویی با هیجان‌ها (غم، خشم، شادی، …)
  • توانایی رویارویی با استرس‌ها 

برای زندگی بهتر بر هر فردی لازم  است که از مهارتهای زندگی 

برخوردار گردد.

اين مهارتها در بخش جستجوگر ويا  آرشيو مطالب  به راحتي قابل دسترسي مي باشد.

در ضمن  صندوق پاسخ نامه ها را مسدود نكردم كه اگر شما مشكل مشابهي داشتيد با خواندن آنها شايد كمكي هرچند اندك به شما مراجعين عزيز باشد . اميدوارم يادگيري مهارتهاي زندگي به شما در حل مشكلات كمك نمايد  و اين پست  ثابت براي شما مراجعين گرامي مثبت باشد.

نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1392ساعت 13:10 توسط مشاور

 

مشاوره از دیدگاه امام علی (ع)

  ۱- هركس با ديگران مشورت كند در عقل آنها سهيم است (غررالحكم ۶/۶۴                                            

  ۲- نيست بي چيزي وفقري مانند ناداني و جهالت ونيست پشتيباني مانند مشورت               (نهج البلاغه ص۱۱۱۲)

  ۳- نظر خواستن وطلب مشورت از ديگران  همانند هدايت است و هر كه خود را از ديگران بي نياز ببيند به مخاطره مي افتد .   ( نهج البلاغه ۱۱۸۱)   

  ۴-  شرط لازم براي دانش افزايي وبسط خرد نظر   خواستن از ديگران  (  مشاوره   )مي باشد . (غررالحكم ص  ۱۶۹)

۵-  حضرت علي ("ع)در نامه ای به مالك اشتر مي فرمايند :

اي مالك با دانشمندان و راستگويان در امور گفتگو و مشورت كن .

(  نهج البلاغه   ص۱۰۰۲   )   

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید :  


مُشاوَرَةُ العاقِلِ الناصِحِ رُشدٌ وَيُمنٌ وَتَوفيقٌ مِنَ اللّه فَإِذا أَشارَ عَلَيكَ النّاصِحُ العاقِلُ 

 فَإِيّاكَ وَالخِلافَ فَإِنَّ فى ذلِكَ العَطَبَ؛


مشورت كردن با عاقِل خيرخواه مايه هدايت و ميمنت است و توفيقى است از جانب 

 خداوند، پس هرگاه خيرخواه عاقل تو را راهنمايى كرد، مبادا مخالفت كنى كه موجب نابودى مى شود.


(محاسن، ج2، ص602، ح25)

                                    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد                            

نوشته شده در دوشنبه 14 شهریور1390ساعت 11:47 توسط مشاور|
           زیباترین تصاویر جداکننده متن

   مهربانا:

مرا از  آرامش ملكوتي خود سيراب ساز. 

به من قدرتي  عنايت فرما تا در برابر دشمني  عشق عرضه كنم .

در برابر زخم زبان گذشت كنم .

در برابر شك وترديد ايمانم افزايش يابد .

در برابر نوميدي  اميدوار گردم  .

در برابر تاريكي روشنايي يابم  .

در برابراندوه شادمان شوم .

مرا ياري فرما  تاپيوسته ديگران را ياري كنم نه 

َاينكه بخواهم مرا ياري كنند .

به آنان بيا موزم  نه اينكه به من بياموزند.

آنان را دوست بدارم نه اينكه انتظار دوست داشتن داشته باشم.

زيرا محبت از محبت ميجوشد و گذشت ثمره گذشت است. 

 

            زندگي ا بدي، فنا شدن بخاطر ديگران است  

             عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

          

نوشته شده در سه شنبه 9 فروردین1390ساعت 0:0 توسط مشاور|

تست روانشناسی جدید و جالب

                                             روانشناسي رنگها ( تيپ شخصيت )

از میون ۹ شکل زیر، تصویر مورد علاقه‌تون رو انتخاب کنید

حواستون باشه که رنگ و شکل، هر دو براتون خوشایند باشه

بعد توضیح مربوط به هر شکل رو، توی ادامه مطلب بخونید و ببینید چه شخصیتی دارید!!



:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه 17 دی1389ساعت 21:24 توسط مشاور|

خود ارضايي اختلال عادتي هست  كه  در اثر اضطراب  يا عادت  شروع مي شود فرد بايد دقت كند و ريشه يابي كند كه چه موقع هايي اين كار را انجام ميدهد  اگر زماني كه دچار   دلهره و اضطراب  اين كار را انجام ميدهد ابتدا بايد اضطراب خود را درمان كند  با   راههاي مقابله با اضطراب  و تن آرامي يا رلكسيشن  اضطراب خود را كاهش دهد.اگر صرفا" فقط عادت هست  فرد بايد  دقت كند كه در چه زمان و مكاني اين كار را انجام ميدهد  فوري تا  فكر اين عادت به ذهن خطور كرد بلافاصله موقعيت خود را تغيير دهد يعني اگر در رختخواب هست  فوري بلند شود و اتاق خواب را ترك كند.و شروع به ورزش كردن كند يا با كار ديگري خود را مشغول كند. و فرد سعي كند تا خسته نشده  به رختخواب نرود.و هميشه خودرا با نماز و عبادت ، مطالعه ، ورزش  و كارهاي هنري مشغول كند واز خوردن غذاهاي تند مخصوصا" سس هاي تند پرهيز كند.و مضرات اين اختلال عادتي را در يك كارت كوچكي بنويسد و هميشه با خود همراه داشته باشد و هر وقت هوس كرد كه  اين عادت را تكرار كند فوري  آن  مضرات  را مرور كند  ترك اين عادت ابتدا بايد دفعات آن محدود و بعد گام به گام ترك گردد. البته ترك اختلال عاد تي احتياج به صبر و زمان دارد.   

٫ 

 موضوع : خود ارضایی عادتی پنهان و رنج آور (دیدگاه روانشناسی)

منبع :   www.bidar.org

نويسنده : دکتر محمود گلزاری  روانشناس و رئیس مرکز مشاوره ای بیدار

http://www.khoderzae.com/images/line.gif

عده زيادي از پسران و دختران، از دوره نوجواني به بعد گه‌گاه به خودارضايي مي‌پردازند. بررسي‌هاي گوناگون روان‌شناسان نشان داده است كه پسران تقريباً دو برابر بيش از دختران به اين كار روي مي‌آورند. خوشبختانه بيشتر اين افراد پس از مدتي دست از اين عمل برمي‌دارند اما شمار اندكي نيز به زياده‌روي و تكرار آن عادت مي‌كنند. «عادتي پنهان و رنج‌آور». مبتلايان به خودارضايي به چند دليل آرام و آرام افسرده مي‌شوند كه مهم‌ترين نشانه‌هاي آن ‌گوشه‌گيري، خستگي، كاهش اعتماد به نفس، شكست در كار اصلي، غمگيني، زودرنجي و نااميدي است. همين علائمي كه در شما بروز كرده است:


1- ناتواني و ضعف اراده در پايان دادن به اين رفتار. زيرا اين عمل از چرخه زير كه داراي مكانيزم خودتقويتي است، پيروي مي‌كند و زودتر از رفتارهاي ديگر كه زمينه طبيعي و غريزي ندارند به صورت عادت درمي‌آيد :
افزايش كشش غريزي ---> تنش رواني ---> ميل شديد به عمل جنسي --->
 
انجام این عمل نابهنجار ---> كاهش موقت تنش ---> افزايش نياز به برخورد با محرك‌هاي جنسي --->
 
برخورد با محرك‌ها (نگاه و تماس) ---> افزايش كشش غريزي

 

بقيه مطلب در ادامه مطلب


 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه 20 مهر1393ساعت 0:0 توسط مشاور
 

14 روش براي مديريت زمان

برای مدیریت موثر زمان روش های کاربردی وجود دارد که رعایت آن ها بسیار موثر می تواند باشد. در ادامه 14 نکته مهم را مرور می کنیم

 

 ۱- نمى دانيد از كجا شروع كنيد؟ ليستى از كارهايى كه روزانه بايد انجام دهيد تهيه و آن را به دو قسمت وظايف فعلى و وظايف آتى تقسيم كنيد. سپس اين وظايف را در گروه هاى جداگانه اى شامل محل كار، خانواده، كارهاى شخصى و... قرار دهيد. چند كپى از اين نوشته را در قسمت هاى مختلفى از منزل مانند آشپزخانه، روى كمد لباس ها يا داخل جيبتان بگذاريد. بدين ترتيب قادريد هر زمان كه لازم بود به آنها دسترسى داشته باشيد يا به ياد بياوريد كه زمان براى شما چقدر اهميت دارد.

۲- ليست كارهاى روزانه خود را اولويت بندى و بازنگرى كنيد و آنها را بدين صورت در نظر بگيريد: كارهايى كه بايد انجام دهيد، كارهايى كه نياز به برنامه ريزى مجدد دارد، وظايفى كه قادريد انجام آن را به سايرين محول كنيد يا فعاليت هايى كه انجام آن از برنامه شما حذف شده است.

۳- برنامه خودتان را چند بار مرور كنيد. آيا واقع بينانه است؟ آيا براى انجام آن بايد خيلى كوشش كنيد؟

۴- در انتهاى هر روز برنامه روز بعد را يادداشت كنيد. اين امر به شما كمك مى كند كه نظم و ترتيب بيشترى داشته باشيد و وظايف شما تحت كنترل خودتان باشد.

۵- روش شخصى خود را در برنامه ريزى دنبال كنيد. اگر تصور مى كنيد كه برنامه روزنامه شما سنگين و مشقت بار است تغييراتى در ظاهر آن ايجاد كنيد تا مشاهده اين وظايف برايتان دلپذيرتر باشد. مى توانيد از رنگ هاى مختلف، تصاوير و مقواهاى رنگى در تهيه ليست وظايف روزانه خود استفاده كنيد.

۶- افرادى كه دوست دارند از تقويم و دفترچه هاى برنامه ريزى استفاده كنند يك گام از بقيه جلوتر خواهند بود. حسن اين دفترچه ها اين است كه مى توانيد وقايع تاريخى مختلف از جمله سالگرد ازدواج، تولدهمسر و فرزندان و دوستان و اقوام را هميشه به ياد داشته باشيد. به علاوه نوشتن اهداف كلى و روش رسيدن به آنها، ثبت يادداشت ها و نظرات، قرار ملاقات ها، جلسات، برنامه ريزى براى تعطيلات، كار و... از ديگر مزاياى داشتن چنين ابزارى به شمار مى رود.

۷- بلندپروازانه فكر نكنيد. اهداف ويژه اى را كه قابل اندازه گيرى، واقع بينانه و قابل دستيابى باشند در نظر بگيريد تا مسير درستى را به شما نشان دهند. يعنى به طور دقيق مشخص كنيد كه چه كارى را مى خواهيد به انجام برسانيد و زمان مورد نياز شما براى به پايان رساندن اين كار چقدر است.

۸- برنامه شما  بايد قابل انعطاف باشد. هميشه زمانى را براى تعليق كارها يا حواس پرتى خودتان در نظر بگيريد و زمان بيشترى را براى كارهاى اولويت دار تعيين كنيد.

۹- چه زمانى از روز در بهترين شرايط قرار داريد؟ آيا صبح ها فعال تر هستيد يا عصرها بهترى مى توانيد كار كنيد؟ هميشه سعى كنيد زمانى در شبانه روز به فعاليت هاى مهم خود بپردازيد كه در وضعيت ايده آلى قرار داريد.

۱۰- ابتدا كار و وظايف صحيح و اصولى خود را مشخص و سپس بر روى آن تمركز كنيد. اين اقدام يك روش مناسب براى افزايش بهره ورى شخصى شماست.

۱۱- براى اولويت هاى مهم زندگى خود فرجه زمانى مناسبى تعيين كنيد تا براى انجام آنها به اندازه كافى وقت داشته باشيد.

۱۲- از كمال گرايى بپرهيزيد و براى انجام كارهاى بزرگ و اساسى شيوه هاى ساده ترى برگزينيد. مى توانيد اين وظايف را به بخش هاى كوچكترى با مدت زمان مشخص تقسيم كنيد تا سرانجام به نتيجه دلخواه خود برسيد.

۱۳- «نه» گفتن را بياموزيد و بر روى اهدافتان تمركز كنيد. اوقات فراغت خود را در صورت لزوم به دوستان، خانواده و شخص خودتان اختصاص دهيد.

۱۴- اگر موفق شديد به اهدافتان دست يابيد پاداشى را براى خود در نظر بگيريد و زندگى را با سرگرمى هاى دلخواه متعادل كنيد. 

 
منتشر شده در مدیریت عمومی

 

نوشته شده در سه شنبه 3 تیر1393ساعت 0:0 توسط مشاور|

ياد خدا

درس خواندن، كنكور، و همه‌ي فعاليت‌هاي ديگر با فلسفه‌ي زندگي ارتباط دارند. ياد خدا اگر همراه با يك فلسفه‌ي زندگي روشن و آگاهانه باشد، به طور حتم در آرامش انسان مؤثر خواهدبود. انسان خدامدار، افق زندگي بسيارگسترده و وسيعي دارد و اهداف زندگي را در امور كوچك و گذرا خلاصه نمي‌كند. براي او هم شكست و هم پيروزي معناي خاصي دارد. و آنان كه ايمان آورده‌اند و دل‌هاي‌شان به ياد خدا آرام مي‌گيرد، آگاه باشيد كه ياد خدا  آرامش‌بخش دل‌ها است. سوره‌ي رعد آيه‌ي 28

 ايمان و اعتقاد قلبي به خداوند، آرامش بيشتر را در همه‌ي امور زندگي به ارمغان خواهدآورد.

 شناسايي تيپ شخصيتي

در هر آدمي در طول زندگي روش‌هاي گوناگون براي كنار آمدن با موقعيت‌هاي اضطرابزا تكوين مي‌يابد. براي كنار آمدن با اضطراب دو خط مشي كلي وجود دارد: در يكي از آنها خود مسأله مورد توجه قرار مي‌گيرد (مشي مسأله مدار)، يعني شخص موقعيت اضطرابزا را ارزيابي مي‌كند و سپس دست به كاري مي‌زند تا آن موقعيت را تغيير دهد. در خط مشي هيجان مدار، خودهيجان در مدار توجه قرار مي‌گيرد، يعني شخص به جاي درگيري مستقيم با مسأله مي‌كوشد تا از راه‌هاي گوناگون از احساس اضطراب خود بكاهد. در اغلب موارد خط مشي مسأله مدار گرايش سالم‌تري براي مقابله با اضطراب است.

شما كدام خط مشي يا در واقع كدام تيپ شخصيتي را داريد؟ روي سخن بيشتر با كساني است كه هيجان مدار هستند، چرا كه اينان بيشتر دچار اضطراب مي‌شوند. شناسايي تيپ شخصيتي حداقل به شما كمك مي‌كند اولاً خودتان را بهتر بشناسيد و ثانياً آمادگي‌هاي خود را براي مقابله با اضطراب واقع‌بينانه ارزيابي كنيد. افراد هيجان مدار بايد توجه داشته‌باشند كه آنها بيش از آن كه از خود مسأله نگران و مضطرب شوند از نگراني خودشان نگران مي‌شوند! به جاي اين كه فكركنند چگونه با مشكل مواجه شوند، به دنبال اين مي‌روند كه چگونه بتوانند نگراني خود را كنترل كرده يا كاهش دهند، وخود اين فكر، اضطراب بيشتري توليد مي‌كند.

 با شناسايي تيپ شخصيتي، آمادگي‌هاي خود را براي مقابله با اضطراب ارزيابي كنيد.

 اعتماد به نفس و خودباوري

درباره‌ي نقش باورها صحبت كرديم. محكم، قوّي، مسلّط، شجاع و باحوصله و جدّي باشيد تا اضطراب از شما دورشود اگر هر كاري را كه مي‌توانستيد انجام دهيد، انجام داده‌ايد و با اين همه مضطرب هستيد، بگذاريد بدون تعارف بگوييم، ترسوييد! اگرهم مي‌دانيد كه فعاليت‌هاي‌تان كمي‌ها و كاستي‌هايي داشته ولي مي‌پذيرد كه بايد توقعي منطقي از خودتان داشته‌باشيد، بازجاي نگراني واضطراب نيست. به هر حال يادتان باشد انسان‌هاي مسلّط و منطقي كمتر مضطرب مي‌شوند.

براي كاهش اضطراب، اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد.

 ورزش و تحرك جسمي

يك‌نواختي و ركود جسمي، از نظر رواني هم انسان را خسته مي‌كند. خستگي رواني هم، موجب اغتشاش فكري و در نهايت اضطراب مي‌شود. كسالت، تنبلي و بي‌تحركي را از خود دور كنيد. كسي كه لميده، درازكش و يا در حالتي كه به استراحت شبيه است، درس مي‌خواند، يا خيلي بي خيال است و يا براي افكار اضطرابي كه در آينده به سراغش خواهدآمد، فكري نكرده است. به خصوص در ايام امتحانات، ماه‌ها، هفته‌ها و روزهاي آخر كنكور سعي كنيد با ورزش و تحرك جسماني به نشاط وشادابي خود كمك نماييد. به قول فردوسي:

ز نيرو بود مرد را راستي                        ز سستي كژي زايد و كاستي

ساعات و زمان‌هاي معين را براي ورزش و نرمش اختصاص دهيد، حتي اگر شده براي چنددقيقه.

 ورزش و تحرك جسماني، شادابي و نشاط و آمادگي‌هاي رواني را افزايش مي‌دهد.

 شوخ طبعي

معمولاً ديده‌ايد كه آدم‌هاي شاد و خنده‌رو بهتر با مسايل زندگي كنار مي‌آيند. اگر چه اين يك مسأله‌ي شخصيتي است ولي مي‌توان آن را آموخت.

بياموزيم كه شوخ طبعي و بذله‌گويي به جا و به اندازه‌ي خود بد نيست، هم در روحيه‌ي خودمان و هم روحيّه‌ي اطرافيان تأثير مثبت دارد.

 خاصيت شوخ طبعي و بذله‌گويي را در كاهش اضطراب ناديده نگيريد.

 تصوير سازي ذهني

گاهي مي‌توان با به تصوير كشيدن ذهني آن چه كه ممكن است براي‌مان پيش بيايد، هم موقعيت را بهتردرك كرد و هم پيشبيني‌هاي لازم را انجام داد.

يك مثال براي كنكوري‌ها: تصوّركنيد امروز جلسه‌ي كنكور برگزار مي‌شود. شمابه محلّ برگزاري كنكور رسيده‌ايد، از در ورودي عبور كرده‌ايد، وارد سالن يا مكان آزمون شده‌ايد، سر جاي خود نشسته‌ايد، پاسخ‌نامه‌ها و دفترچه‌ي سؤالات را كنار صندلي شما و روي ميز گذاشته‌اند، الآن اعلام مي‌كنند كه شروع كنيد، نيم ساعت ازوقت آزمون مي‌گذرد، يك ساعت، دو ساعت، و…، دفترچه‌ي دوم را هم تمام مي‌كنيد و كنار مي‌گذاريد، جلسه به پايان مي‌رسد، از جاي خود بلند مي‌شويد…

مي‌توانيد نمونه‌هايي از اين تصوير سازي ذهني را چند بار انجام دهيد تا آمادگي‌هاي رواني خود را براي روز و ساعت آزمون افزايش دهيد اگر اين فعاليت را انجام دهيد در واقع جلسه‌ي آزمون واقعي براي شما يادآور و تداعي كننده‌ي تمرين‌هاي تصوير سازي ذهني خواهدبود.

 تصوير سازي ذهني، موقعيت واقعي جلسه‌ي آزمون و كنكور را تجربه كنيد.

 تغيير وضعيت آگاهانه

اصولاً شما به يكي از دو طريق مي‌توانيد زندگي كنيد: يكي اين كه بگذاريد مغزشما به ترتيب سابق كار كند. بگذاريد هر تصوير، صدا، يا احساس را كه خواست به صحنه‌ي ذهن‌تان بياورد، و شما نيز به طور خودكار نسبت به آن عكس‌العمل نشان دهيد. راه ديگر اين است كه به اختيار و آگاهانه فعاليت‌هاي مغزي خود را اداره كنيد. مي‌توانيد حالات دلخواه در خود ايجاد كنيد. مي‌توانيد خيالات و خاطرات تلخ را ضعيف و بي‌اثركنيد، مي‌توانيد آنها را طوري در نظر مجسم سازيد كه نتوانند بر شمامسلط شوند. طوري آنها را ناچيز و كوچك در نظر آوريد كه شما بر آنها مسلط باشيد.

شايد اين كار سخت به نظر برسد، اما آن قدرها هم سخت نيست. احتمالاً شما هم اين تجربه را داشته‌ايد كه در خانواده و جمع دوستان به دليلي به شدت عصباني شده‌ايد ولي در يك لحظه كسي چيزي گفته و يا كاري كرده كه نتوانسته‌ايد جلوي خنده‌ي خود را بگيريد. در اين وضعيت چه حالتي به شما دست داده‌است؟ آيا باز هم عصباني مانده‌ايد؟ نمونه‌هاي اين تجربه فراوان است. در روزي كه حوصله نداريد، شنيدن اتّفاقي يك قطعه موسيقي زيبا، ديدن يك گل، يك تصوير، و حتي يك رنگ، به يك باره همه چيز را تغيير داده و روحيه‌ي شما كاملاً دگرگون شده‌است. حال حرف ما اين است كه چنين تغيير وضعيتي را مي‌توان آگاهانه و به اختيار انجام داد. باور نداريد، تمرين كنيد. به هنگام خستگي، بي‌حوصلگي و يا عصبانيت، به كسي يا چيزي كه دوستش داريد فكركنيد، يك گل زيبا را در ذهن خود مجسم سازيد، به خاطره‌اي خوش در زندگي‌تان بينديشيد. چه اتفاقي مي‌افتد؟ اين كار را مي‌توان سر جلسه‌ي امتحان يا كنكورهم انجام داد، البته براي چند لحظه يا دقيقه. تا مسير اضطراب عوض شود.

 با اداره‌ي آگاهانه و اختياري فعاليت‌هاي مغزي، مي‌توان بر اضطراب مسلّط شد.

 بازگشت به حالت قبل از اضطراب

هر جا كه اضطراب شما را فرا گرفت، فوري سعي كنيد به حالت قبل از اضطراب باز گرديد. اگر مثلاً سر جلسه‌ي امتحان سؤال جاري يا سؤال قبلي را خوب پاسخ داده‌ايد، و حالا به سؤالي رسيده‌ايد كه شما را نگران مي‌كند به همان سؤال قبلي برگرديد، به خودتان قوّت قلب بدهيد و از روي سؤالي كه سخت بوده فعلاً عبور كنيد تا بعد سر فرصت به آن بپردازيد.

 اگر مضطرب شديد، سعي كنيد به حالت قبل از اضطراب بازگرديد تا بتوانيد اوضاع را به كنترل خود در آوريد.

 جسارت ورزي

بياييد آخرين حدّ اضطراب را تصوركنيد، واقعاً چه اتفاقي مي‌افتد؟ اين يكي ازآموزه‌هاي روان‌شناسي براي افرادي است كه از مقابله با شرايط استرس‌زا هراس دارند. جسارت‌ورزي مي‌تواند مانع اضطراب شود. گاهي بد نيست انسان اين جسارت را به خود بدهد كه حدّ نهايي يك موضوع استرس‌زا را براي خود پيش‌بيني و تصور نمايد. به كساني كه لكنت زبان دارند، توصيه مي‌شود كه به جاي مخفي كردن لكنت خود، سعي كنند هر چه بيشتر لكنت داشته‌باشند و به كساني كه اضطراب دارند، توصيه مي‌شود به جاي كلنجار رفتن براي پس زدن اضطراب، سعي كنند هر چه بيشتر در خود اضطراب به وجود آورند. مي‌گويند در بلا بودن از بيم بلا است. اين بهتراست كه از ترس اضطراب بيشترمضطرب شويم يا آن را به وجود
آوريم كه بلا از سرمان بگذرد!

يك راه مقابله با اضطراب آن است كه به جاي تلاش براي كنترل، آن راتجربه كنيم، اين يعني جسارت ورزي.

 آموزش آرميدگي

شايد شما هم اسم ريلكس راشنيده باشيد. در آموزش ريلكس (=آرميدگي) فرد ياد مي‌گيرد تا ماهيچه‌هاي بدن خود را به آرامش كامل درآورد. بدين ترتيب كه ابتدا يك دسته از ماهيچه‌هاي بدن خود را به حال انقباض(جمع كردن، فشرده كردن) در آورد و بعد آنها را شل كند، تا اين كه احساس شل شدن را در آن دسته عضلات احساس نمايد. بعد، از فرد خواسته مي‌شود تااين تمرين انقباض- شل كردن را، با تمامي قسمت‌هاي بدن خود (مانند ماهيچه‌هاي بازوها، گردن، صورت، شانه‌ها، پاها و غيره) انجام دهد. هر چند اين تمرين‌ها ممكن است چند جلسه به طول انجامند، اما سرانجام فرد قادر خواهدبود كه در يكي دو دقيقه به حالت آرميدگي كامل درآيد.

حداقل استفاده از آرميدگي اين است كه وقتي خسته شديد يا اضطراب به شما دست داد، روي صندلي راحت بنشينيد، چند نفس عميق بكشيد و تعدادي ازعضلاتي را كه لازم مي‌دانيد، با فرمان خودتان سفت وشل كنيد.

 آموزش آرميدگي، روشي سريع براي بازگشت به حالت آرامش است.

 شناخت تأثيرات فردي اضطراب

هر فرد بايد بداند كه اضطراب چگونه علايم خود را در او نشان مي‌دهد. شناخت اين علايم مي‌تواند به كنترل آنها كمك كند. اضطراب باتأثيرات هورموني خود، بعد از شروع، دامنه‌ي بيشتري مي‌گيرد و در نهايت به اوج خود مي‌رسد. اگر كسي بر اين نكته آگاهي داشته باشد، سعي مي‌كند كمي صبر نمايد تا دامنه‌ي اضطراب تمام شود و به تدريج به حالت آرامش باز گردد. اما اكثر افراد از خود اضطراب هول و دستپاچه شده و اين باعث مي‌گردد اضطراب آنها دچار افت و خيز بيشتري شود و طول بكشد.

 شناخت رفتارهاي نشان دهنده‌ي اضطراب، به كنترل آن كمك مي‌كند.

 تمرين اضطراب!

اضطراب را مي‌توان مانند درس‌ها و تست‌ها تمرين كرد. با اين سؤالات مي‌توانيد چگونگي، ميزان و روش‌هاي كنترل اضطراب را تمرين و تجربه نماييد. آيا مي‌توانيد خود را مضطرب كنيد؟ آياعوامل ايجاد كننده‌ي اضطراب را در مورد خودتان مي‌شناسيد؟ آيا مي‌توانيد اتفاقات اضطراب‌زاي احتمالي را
سر جلسه‌ي امتحانات و يا در كنكور پيش‌بيني كنيد؟ آيا رفتارهاي نشان دهنده‌ي اضطراب را در مورد خودتان شناسايي كرده‌ايد؟ آيا راه‌هايي براي مقابله با اضطراب پيش‌بيني كرده‌ايد؟ اگر اضطراب داريد يا فكر مي‌كنيد احتمال دارد در روز جلسه‌ي امتحان يا كنكور اضطراب به سراغتان بيايد، حداقل
۲ تا ۳ جلسه به تمرين اضطراب اختصاص دهيد.

 براي مواجهه با اضطراب، اگر مي‌توانيد اضطراب را تمرين كنيد.

 دو يادآوري بسيار مهم

۱- براي كنترل اضطراب، به هيچ وجه از چند روش با هم استفاده نكنيد. ببينيد در روش‌هاي ذكر شده، كدام مورد براي شما مناسب‌تر است. بر اساس اولويت بندي خودتان به ترتيب از روش‌هايي كه قابليت بيشتري دارند، استفاده كنيد.

۲- هيچ وقت براي كنترل اضطراب يا رفع خستگي و خواب آلودگي، سر خود و بدون تجويز پزشك سراغ داروها و مواد مسكن نرويد.

 نتيجه‌گيري:

  • ايمان و اعتقاد قلبي به خداوند، آرامش بيشتر را در همه‌ي امور زندگي به ارمغان خواهدآورد.

  • با شناسايي تيپ شخصيتي، آمادگي‌هاي خود را براي مقابله با اضطراب ارزيابي كنيد.

  • براي كاهش اضطراب، اعتماد به نفس خود را تقويت كنيد.

  • ورزش و تحرك جسماني، شادابي و نشاط و آمادگي‌هاي رواني را افزايش مي‌دهد.

  • خاصيت شوخ طبعي و بذله‌گويي را در كاهش اضطراب ناديده نگيريد.

  • تصوير سازي ذهني، موقعيت واقعي جلسه‌ي آزمون و كنكور را تجربه كنيد.

  • با اداره‌ي آگاهانه و اختياري فعاليت‌هاي مغزي، مي‌توان بر اضطراب مسلّط شد.

  • اگر مضطرب شديد، سعي كنيد به حالت قبل از اضطراب بازگرديد تا بتوانيد اوضاع را به كنترل خود در آوريد.

  • يك راه مقابله با اضطراب آن است كه به جاي تلاش براي كنترل، آن راتجربه كنيم، اين يعني جسارت ورزي.

  • آموزش آرميدگي، روشي سريع براي بازگشت به حالت آرامش است.

  • شناخت رفتارهاي نشان دهنده‌ي اضطراب، به كنترل آن كمك مي‌كند.

  • براي مواجهه با اضطراب، اگر مي‌توانيد اضطراب را تمرين كنيد.

نوشته شده در دوشنبه 2 تیر1393ساعت 0:0 توسط مشاور|

رژیم غذایی بر حالات روانی افراد تاثیر مستقیم می گذارد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند تغذیه نامناسب می تواند عامل بیماری های روحی و افسردگی در افراد شود به شکلی که رژیم غذایی نامناسب نه‌تنها عامل انواع بیماری‌های جسمی است، بلکه روی روح و روان افراد تاثیر مستقیم میگذارد،درحالیکه تغذیه مناسب نقش مهمی در درمان و  پیشگیری از مشکلات روحی، روانی مانند افسردگی دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، مطالعات محققان دانشگاه مسینای ایتالیا نشان می دهد که نوع تغذیه، مهمترین عامل در بروز بیماری های روحی و افسردگی است

نتیجه این تحقیقات نشان می دهد، افرادی که بیش از اندازه از غذای آماده، فست فود و شیرینی استفاده می کنند، کمتر احساس شادی می کنند و اغلب افسرده اند.

در ادامه این تحقیقات آمده است که اثرات تغذیه ناسالم در کودکی و نوجوانی بروز نمی کند ولی با افزایش سن، این اثرات قابل مشاهده هستند.

بدن انسان دارای میکروارگانیسم هایی به نام “microbiome” است که اغلب در روده زندگی می کنند و به دو گروه باکتری های مفید و مضر تقسیم بندی می شوند.

زمانی که غذاهای مفیدی مانند سبزیجات و میوه جات تازه، غلات کامل، ماهی، کربوهیدرات تصفیه شده و گوشت فرآوری نشده مصرف شود، تعادل مناسبی از باکتری های مفید در روده برقرار می شود که به تجزیه مواد غذایی و زاید کمک می کند.

از سوی دیگر، مصرف بی رویه چربی، غذاهای آماده و فرآوری شده باعث افزایش باکتری های مضر و بروز بیماری های روحی و جسمی می شود.

افراط در مصرف غذاهای آماده و نمک نیز باعث پیری زودرس می شود که در روحیه فرد موثر است.

منبع مطلب  سایت  پزشکان بدون مرز

رژیم غذایی بر حالات روانی افراد تاثیر مستقیم می گذارد

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند تغذیه نامناسب می تواند عامل بیماری های روحی و افسردگی در افراد شود به شکلی که رژیم غذایی نامناسب نه‌تنها عامل انواع بیماری‌های جسمی است، بلکه روی روح و روان افراد تاثیر مستقیم میگذارد،درحالیکه تغذیه مناسب نقش مهمی در درمان و  پیشگیری از مشکلات روحی، روانی مانند افسردگی دارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، مطالعات محققان دانشگاه مسینای ایتالیا نشان می دهد که نوع تغذیه، مهمترین عامل در بروز بیماری های روحی و افسردگی است

نتیجه این تحقیقات نشان می دهد، افرادی که بیش از اندازه از غذای آماده، فست فود و شیرینی استفاده می کنند، کمتر احساس شادی می کنند و اغلب افسرده اند.

در ادامه این تحقیقات آمده است که اثرات تغذیه ناسالم در کودکی و نوجوانی بروز نمی کند ولی با افزایش سن، این اثرات قابل مشاهده هستند.

بدن انسان دارای میکروارگانیسم هایی به نام “microbiome” است که اغلب در روده زندگی می کنند و به دو گروه باکتری های مفید و مضر تقسیم بندی می شوند.

زمانی که غذاهای مفیدی مانند سبزیجات و میوه جات تازه، غلات کامل، ماهی، کربوهیدرات تصفیه شده و گوشت فرآوری نشده مصرف شود، تعادل مناسبی از باکتری های مفید در روده برقرار می شود که به تجزیه مواد غذایی و زاید کمک می کند.

از سوی دیگر، مصرف بی رویه چربی، غذاهای آماده و فرآوری شده باعث افزایش باکتری های مضر و بروز بیماری های روحی و جسمی می شود.

افراط در مصرف غذاهای آماده و نمک نیز باعث پیری زودرس می شود که در روحیه فرد موثر است.

منبع مطلب  سایت  پزشکان بدون مرز

نوشته شده در دوشنبه 19 خرداد1393ساعت 12:16 توسط مشاور|

عوامل مؤثر در انتخاب رشته را به دو دسته عوامل فردی و درونی و عوامل اجتماعی و بیرونی می‌توان تفکیک کرد. با توجه به این تقسیم‌بندی، در این‌جا پیرامون هر یک از عوامل مشخص شده توضیح مختصری ارائه می‌گردد:

 الف- عوامل فردی و درونی

1-
انگیزه: انگیزه به عاملی تعبیر می‌شود که اساس رفتار آگاهانه افراد را تشکیل می‌دهد. معمولاً فراهم آمدن مجموعه‌های از شرایط و مقتضیات که موجب انگیزش فرد برای وصول به هدفی می‌شود، مبنای شکل‌گیری و ایجاد این عامل، یعنی انگیزه می‌گردد. بسته به نوع شرایط و مقتضیات انواع مختلفی از انگیزش و محرک‌ها را می‌توان برشمرد.
انگیزه واقعی مبین نیروی درونی است که مشوق و محرک فرد برای حرکت به سوی مطلوب است. البته عامل این شوق و حرکت تنها نیروهای نهایی و درونی نیست، بلکه محیط بیرونی فرد بر ایجاد آن اثر می‌گذارد. این تأثیرات محیط بیرونی (خانواده، مدرسه، دوستان، جامعه) است که می‌توان موجب ایجاد انگیزه کاذب شود. لذا، داوطلبان ورود به دانشگاه به یک بررسی درونی همه جانبه، تأمل در خواسته‌ها و عواملی که موجب می‌شود آن‌ها به زمینه خاص علمی بگرایند، نیازمندند. انتخاب رشته‌ای که در راستای انگیزه واقعی فرد صورت بگیرد به عنوان انتخاب رشته اصلح مطرح است.

2-
علاقه: علاقه را می‌توان به ترجیح میان اشیاء مختلف هنگام انتخاب تعبیر نمود. گرچه انگیزه و علاقه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و شاید بتوان علاقه را نوعی انگیزه بالفعل قلمداد نمود، ولی بهتر است در مسائل حساسی مانند انتخاب رشته که به آینده داوطلب مربوط می‌شود، هر کدام را در جایگاه ویژه خود قرار دهیم، بدون آن‌که ربط مستقیم آن‌ها را نادیده بگیریم. داوطلب نمی‌تواند در کنکور سراسری و در هدف ورود به دانشگاه بدون انگیزه باشد و احتمالاً پذیرش دشواری این رقابت سنگین باید به معنای وجود انگیزه قوی برای ادامه تحصیلات دانشگاهی باشد، اما ممکن است که هنوز علائق وی شکل واضحی نیافته باشند و داوطلب از میان رشته‌های متنوع دانشگاهی به علاقه واقعی خود دست نیافته باشد. به هر حال، احتمالاً هر داوطلبی باید به یک یا چند رشته تحصیلی علاقه داشته باشد. در این‌جا علاقه به معنای خواستن و دوست داشتن شفاف است بدون این‌که عوامل خارجی این خواستن را کدر نموده باشند. انگیزه کاذب می‌تواند ایجاد علاقه کاذب کند. بدین ترتیب که ممکن است داوطلب در فضایی قرار گیرد که دیگران همواره از رشته‌های خاص دانشگاهی برای وی بتی را ساخته باشند و با صدها دلیل (فهمیده و نفهمیده) رشته‌های مطلوب خود را برای داوطلب بیارایند، و به تدریج علاقه کاذبی را در وجود او بنشانند. در اینجاست که خانواده داوطلب و نیز دوستان واقعی او باید به وی کمک کنند تا او علائق واقعی و اصیل خود را از علائق کاذب باز شناسد. علاقه واقعی در راستای انگیزه واقعی است. چنانچه علاقه براساس انگیزه واقعی شکل بگیرد، از آن باید به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر در انتخاب رشته یاد کرد.

3-
شناخت: عامل بعد، شناخت کافی داوطلب از رشته‌های دانشگاهی است. شناخت مبیین آگاهی معرفت کافی از موضوع مورد بررسی و انتخاب است. علاقه بدون شناخت نمی‌تواند واقعی باشد. ممکن است که داوطلب بدون شناخت رشته‌های دانشگاهی در خود انگیزه قوی برای تحصیلات عالیه بیابد. ولی نمی‌تواند نسبت به رشته‌ای که هیچ شناختی از آن ندارد، علاقه‌مند باشد. لذا، داوطلب باید تلاش کند که از هر طریق ممکن شناخت کافی از رشته‌های دانشگاهی را به دست آورد. بعضی از منابعی که هم اکنون در دسترسند عبارتند از: دفترچه معرفی رشته‌های تحصیلی گزینه دو که مطالب آن به معرفی و توضیح رشته‌های دانشگاهی می‌پردازد و همچنین، مطالبی که در این خصوص در نشریات پیک‌ سنجش و راه دانشگاه منتشر شده است، قابل استفاده می‌باشد. علاوه بر این «آشنایان و دوستانی که دانشجو یا فارغ‌التحصیل رشته‌های دانشگاهی هستند»، «مطالبی که مشاوران خبره در دبیرستان یا از طریق رسانه‌های گروهی مطرح می‌کنند»، «تماس با دانشگاه‌هایی که مجری رشته‌ها مورد نظر هستند»، «بروشورهای مختلفی که در زمینه رشته‌های تحصیلی یا مشاغل گوناگون وجود دارد»، می‌تواند اطلاعات لازم را برای کسب شناخت لازم در اختیار بگذارند.

4-
توان علمی: مسئله توان علمی متفاوت از انگیزه و علاقه است. می‌توان انتظار داشت که هر صاحب علاقه‌ای لزوماً برای ادامه تحصیل در شته مورد علاقه‌اش توانمند نیز باشد. قدرت علمی داوطلب در خلال تحصیلات دبیرستانی و نتایج علمی حاصل از شرکت در کنکور سراسری ارزیابی می‌شود. توان علمی گرچه به استعداد تحصیلی ربط می‌یابد، ولی سخت‌کوشی و پیگیری مستمر در فراگیری نقش اصلی را در بالا بردن بنیه علمی داوطلب ایفا می‌کند. به هر حال برای ورود به هر رشته تحصیلی در دانشگاه فرد باید از توان و بنیه علمی لازم برخوردار باشد. منتها در این جا منظور توان علمی داوطلب به صورت مطلق نیست، بلکه آمادگی علمی داوطلب در دروسی است که پایه‌های تخصصی رشته دانشگاهی را شکل می‌دهند. به عنوان مثال، در رشته داروسازی داوطلب باید در دروسی مانند شیمی و زیست‌شناسی قابلیت علمی خوبی داشته باشد. برای رشته مهندسی الکترونیک باید در زمینه‌های ریاضی فیزیک قوی بود. برای رشته معماری علاوه بر ریاضی خود باید هندسه و قدرت تجسمی مناسبی داشت. در مهندسی شیمی علاوه بر ریاضی و فیزیک به توانایی ویژه در شیمی نیز نیاز است. پیش نیاز رشته اقتصاد یا حسابداری فقط دروس علوم انسانی نیست بلکه دروسی مانند ریاضی و آمار نیز نقش مهمی را دارند.
در رابطه با سطح توانمندی علمی لازم برای ورود به رشته دانشگاهی باید به دو نکته توجه کرد. یکی آن‌که قدرت علمی در دروس متناسب یا رشته مورد نظر مهمتر از توان علمی عمومی است. دیگر آن‌که شرط توفیق در دانشگاه (پس از قبولی) وابسته به میزان تسلط بر دروس فوق‌الاشاره است. به عبارت دیگر ممکن است که فردی در ورود به رشته خاصی توفیق یابد منتها این قوت علمی فرد در دروس اختصاصی رشته است که ضامن ادامه تحصیل موفقیت‌آمیز وی در آن رشته می‌باشد.
به‌طور خلاصه باید گفت که برای ورود به یک رشته مشخص دانشگاهی باید از توان علمی لازم برخوردار بود. سوابق تحصیلی و نتیجه کنکور مناسب‌ترین ملاک‌های در دسترس برای ارزیابی این توانایی هستند. از این مطلب می‌توان به لزوم تناسب توان علمی با سطح دشواری رشته تحصیلی یاد کرد.

5-
استعداد تحصیلی: در این‌جا استعداد تحصیلی متفاوت از بنیه علمی لحاظ شده است. منظور از استعداد، توانایی ویژه در انجام دادن بعضی از فعالیت‌ها و اموری است که فرد را از افراد مشابه متمایز می‌سازد. ممکن است که فردی به لحاظ استعداد متوسط باشد، اما در سایه تلاش و سخت‌کوشی از بنیه علمی بسیار بالایی برخوردار گردد و بالعکس. ممکن است فردی با استعداد باشد اما به علت کاهلی و تنبلی نه تنها بهره‌ای از استعداد خود نبرد بلکه در مسابقه با افراد پر تلاش و با استعداد متوسط هیچ‌گونه توفیقی نیابد. به هر حال بهترین حالت آن است که استعداد تحصیلی با تلاش سخت و مستمر برای کسب علم توأم شود تا این استعداد‌ها در صحنه جامعه بدرخشند و بدیهی است که این‌گونه افراد در همه صحنه‌های رقابت علمی پیروز خواهند بود.

در این‌جا به نکته‌ای باید اشاره کرد که مستقیماً به انتخاب رشته تحصیلی مربوط می‌شود. معمولاً استعداد در زمینه یا درس خاصی ظهور و بروز بیشتری دارد تا در همه زمینه‌ها. به‌عنوان مثال، دانش‌آموزانی هستند که در ریاضی از استعداد بالایی برخوردارند. اما در درس شیمی، در مقایسه با دیگران، متوسط ارزیابی می‌شوند. یا در زمینه نقاشی از استعداد سرشاری برخوردارند اما در دروس عمومی (و یا تخصصی) نظری با ضعف مواجه‌اند. شناخت این استعداد بسیار مهم است. داوطلب باید به استعداد علمی نسبی خود دقیقاً توجه کند. منظور از نسبی در اینجا آن است که تمام افراد از نوعی استعداد برخوردارند. منتها در زمینه‌های مختلف علمی و عملی این استعداد در افراد مختلف از شدت و ضعف برخوردار است. در انتخاب رشته تحصیلی به تناسب بین استعداد علمی و محتوای رشته دانشگاهی باید توجه داشت. بهترین رشته تحصیلی برای داوطلب آن است که وی استعداد خود را همسو با آن بیابد. بسیاری از ناسازگاری‌های درون دانشگاهی و فشارهای روانی ناخواسته که به برخی از دانشجویان وارد می‌شود، در انتخاب غلط رشته تحصیلی به علت غفلت از عوامل فوق‌الذکر ریشه دارد. هجوم دانشجویان برای تغییر رشته فعلی آنان از عدم انگیزه و علاقه به رشته تحصیلی حکایت دارد. بسا با استعدادترین داوطلبان کنکور که در رشته خاصی پذیرفته شدند ولی نه تنها در دانشگاه از برجستگی‌های علمی مطرح در دبیرستان و در سطح کنکور خبری نبود بلکه واهمه عدم توفیق در اتمام دوره دانشگاهی نیز وجود داشت.
در انتهای این قسمت باید متذکر این نکته مهم شد که محور کردن فقط یک عامل (مثلاً علاقه) و لحاظ کردن بعضی عوامل به صورت کم اثر و اقماری منجر به انتخاب رشته خوب و مفیدی نخواهد شد.

 ب- عوامل بیرونی و اجتماعی

1-
محیط بیرونی: منظور از محیط بیرونی، کلیه عوامل و افرادی است که با داوطلب در تماس و مراوده بوده و به نوعی در تصمیم‌گیری‌های وی در ارتباط با انتخاب رشته تأثیر می‌گذارند. در این خصوص از خانواده، مدرسه، دوستان و جامعه‌ای که داوطلب را مستقیماً احاطه کرده و با او برخورد دارند، می‌توان نام برد. محیط بیرونی می‌تواند در دو جهت مختلف عمل کند. جهتی مثبت که عبارت از کمک به داوطلب برای کاوش درونی، کشف علاقه واقعی و میزان استعداد تحصیلی و دور ساختن داوطلب از تصمیم‌گیری‌ براساس احساس بدون شناخت می‌باشد و جهت منفی که القاء علایق و برداشت‌های شخصی خود به داوطلب است بدون آن‌که انگیزه، علاقه، توان علمی و استعداد داوطلب چندان مورد توجه قرار گیرد.
داوطلبان کنکور سراسری که مبادرت به انتخاب رشته می‌کنند باید دقت کامل مبذول دارند تا از محیط بیرونی فقط در جهت اثرگذاری مثبت آن بهره ببرند و خود را تا حد امکان از تأثیرات نامطلوبی که منجر به انحراف آن‌ها از مسیر صحیح می‌گردد، دور نگه دارند.

2-
اشتغال: عامل اشتغال در انتخاب رشته دانشگاهی، نقش دوگانه‌ای را ایفا می‌کند. برای برخی هدف ورود به دانشگاه اصولاً تصدی شغل‌های خاص است که بدون قبولی در آن رشته دانشگاهی، وصول به آن امکان‌پذیر نیست. برای برخی دیگر قبولی چنان مهم است که اصولاً در زمان انتخاب رشته به مسأله اشتغال مرتبط با آن رشته توجه نمی‌کنند. در ارتباط با مسأله اشتغال نکات زیر به اختصار مطرح می‌شود:
کلیه داوطلبان به شغلی که آن رشته دانشگاهی منتهی به آن می‌شود (یا می‌تواند بشود) حتماً توجه کنند هر چند که هدف ورود به دانشگاه به هیچ‌وجه نباید فقط به مسأله اشتغال محدود شود.
داوطلب از نظر روحی و روانی باید آمادگی لازم برای پذیرش کار مرتبط با رشته مورد نظر را داشته باشد. به عنوان مثال کسی که مشاهده خود برای او غیر قابل تحمل بوده و حتی از آن می‌هراسد، نباید رشته‌ای را انتخاب کند (مانند پزشکی و دامپزشکی) که در زمان اشتغال همواره امکان این برخورد وجود دارد. اشتغال در برخی از رشته‌ها، عمدتاً به معنای کار در آزمایشگاه است، مانند رشته‌های علوم آزمایشگاهی، شیمی کاربردی و نظایر این‌ها. برخی از رشته‌ها در نهایت منجر به شغلی می‌شوند که غالباً باید خارج از شهرها صورت پذیرد مانند رشته استخراج معدن، تعدادی از رشته‌های کشاورزی و غیره. رشته دامپزشکی همواره برخوردهای خاصی را با دام و طیور دارد. رشته حقوق نوع ویژه‌ای از آمادگی روانی را می‌طلبد. رشته مشاوره و شاید روان‌شناسی نیاز به آمادگی خاص درونی دارند، همچنین است رشته‌های معلمی و دبیری که باید توأم با عشق و علاقه ویژه به امر آموزاندن باشد. به‌هر حال فرد باید آمادگی روحی و روانی لازم را برای تصدی شغلی که رشته دانشگاهی منتهی به آن می‌شود، حتماً داشته باشد.
علاوه بر آمادگی روحی و درونی، باید داوطلب آمادگی بدنی برای اشتغال در شغل ذیربط را داشته باشد. مثلاً، استخراج معدن، نقشه‌برداری، تکنسین اتاق عمل، حتی رشته‌های دبیری نیاز به نوعی آمادگی بدنی دارند. در این ارتباط داوطلبان دختر باید توجه بیشتری داشته باشند. اگر شغل مرتبط با رشته‌ای، آمادگی خاص بدنی و کار در محیط ویژه‌ای را می‌طلبد که آمادگی لازم برای این مهم در آن‌ها وجود ندارد، لذا نباید چنین رشته‌ای را انتخاب کنند.
توجه به زمینه اشتغال نیز مهم است. برای تعدادی از رشته‌ها زمینه اشتغال به مراتب بیشتر فراهم است تا رشته‌های دیگر. لذا اگر برای داوطلبی تضمین اشتغال مهم است باید عمدتاً در پی رشته‌هایی باشد که زمینه کار مناسبی دارند. در این ارتباط داوطلب باید از افراد و مراجع آگاه، اطلاعات لازم را به دست آورد.

3-
عنوان اجتماعی، برداشت اجتماعی: عنوان پاره‌ای از رشته‌ها و همین طور عناوین اجتماعی که تعدادی از شغل‌های مرتبط با رشته‌های دانشگاهی به دنبال خود دارند، برای برخی از داوطلبان مهم است. حال این اهمیت به معنای علاقه و توجه است یا به معنای عدم علاقه و دوری جستن از آن. به نظر می‌رسد که تعدادی از رشته‌ها دارای عناوین جذاب اجتماعی هستند و همین عناوین است که می‌تواند یک کشش کاذب در داوطلب ایجاد کند و او را از مسیر صحیح تصمیم‌گیری منحرف سازد. به هر حال، داوطلب باید میزان اهمیت عنوان اجتماعی را که فارغ‌التحصیلان رشته مورد نظر به دوش می‌کشند، برای خود تجزیه و تحلیل کند.

4-
محیط ویژه دانشگاهی: بر تعدادی از دانشگاه‌ها شرایط خاص آموزشی حاکم است. حتی در برخی از آن‌ها، دانشجو باید تحت انضباط و رفتار ویژه‌ای قرار گیرد. به‌عنوان مثال کسی که یک رشته دانشگاهی مربوط به نیروهای نظامی، انتظامی یا صنایع دفاع را انتخاب می‌کند باید توجه داشته باشد که در داخل دانشگاه باید از مقررات خصوصی تبعیت کند. بعضاً باید لباس فرم بپوشد. گاه علاوه بر دروس علمی دوره، باید دروس مورد نیاز شغل آینده را بگذارند. تمرینات بدنی و آمادگی‌های رزمی و آشنایی و کار با سلاح‌های جنگی نیز در برنامه دانشجو قرار می‌گیرد. لذا فردی که این قبیل رشته‌ها را انتخاب می‌کند، حتماً باید تناسب روحیه خود را با شرایط و مقتضیات محیط آموزش در نظر بگیرد. البته این سخن به این معنا نیست که این رشته‌ها را نباید انتخاب کرد، بلکه بیشتر عکس آن مدنظر است و آن به این که علاوه بر رشته‌های بسیار خوبی که در این دانشگاه‌ها عرضه می‌شود، نوعی زمینه اشتغال آتی نیز برای داوطلبان فراهم می‌شود و نباید بیم مبهمی که داوطلب از این گونه محیط‌ها دارد وی را از انتخاب این‌گونه رشته‌ها باز دارد.
هدف اصلی از مطالب طرح شده در این بخش ابلاغ این پیام است که داوطلب نباید به هیچ وجه موضوع انتخاب رشته را به دست تصادف تحت عنوان بخت و تقدیر و سرنوشت بسپارد و یا خود را دست و پا بسته تسلیم نظرات دیگران کند و افسار انتخاب رشته را به دست دیگران بسپارد. بلکه داوطلب باید به صورت فعال و تعیین کننده در فرآیند انتخاب رشته حضور و بروز داشته باشد. فعال شدن داوطلب در فرآیند انتخاب رشته یکی از تمرین‌های مهم زندگی وی در زمینه بروز قدرت ارزشیابی مسایل، ظهور مؤلفه تصمیم‌گیری در زندگی، قبول مسئولیت تصمیم‌های اتخاذ شده، اعلام داشتن رأی و نظر در کنار آراء و نظرات دیگران و در نهایت تحریک و تقویت حس اعتماد به نفس، می‌باشد. چنین فردی هرگز بی‌هدف وارد دانشگاه نمی‌شود و در نتیجه دچار سردرگمی و سلب انگیزه در ادامه تحصیل نمی‌گردد.

 

نوشته شده در دوشنبه 19 خرداد1393ساعت 0:0 توسط مشاور
 

غلام رضا رحیمی (افشین)

How to succeed

چگونه موفق شویم؟

 

PLAN while others are playing

برنامه ریزی کن وقتی که دیگران مشغول بازی کردنند

 

STUDY while others are sleeping

مطالعه کن وقتی که دیگران در خوابند

 

DECIDE while others are delaying

تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند

 

PREPARE while others are daydreaming

خود را آماده کن وقتی که دیگران درخیال پردازیند

 

BEGIN while others are procrastinating

شروع کن وقتی که دیگران در حال تعللند 

 

WORK while others are wishing

کار کن وقتی که دیگران در حال دعا کردنند

 

SAVE while others are wasting

صرفه جویی کن وقتی که دیگران در حال تلف کردنند

 

LISTEN while others are talking

گوش کن وقتی که دیگران در حال صحبت کردنند

 

SMILE while others are frowning

لبخند بزن وقتی که دیگران خشمگینند

 

PERSIST while others are quitting

پافشاری کن وقتی که دیگران در حال رها کردنند

نوشته شده در سه شنبه 13 خرداد1393ساعت 0:0 توسط مشاور|

يک بشقاب غذای ضد افسردگی

افسردگی از ناخوشایندترین اتفاقاتی است که تقریبا همه ی افراد آن را تجربه کرده اند طوریکه آمارها نشان می دهند از هر ۵ نفر در دنیا یک نفر به افسردگی حاد و شدید دچار است.

،مصرف آب میوه های طبیعی مانند آب هویج و پرتقال به صورت طبیعی باعث کاهش فشارهای عصبی و روانی می شوند و برای سلامت روانی بسیار اهمیت دارند.

ماهی سالمون، قزل آلا و حتی تن ماهي هفته اي یکبار حتما باید در برنامه های غذایی افراد باشد به ویژه افرادی که در طول روز مشغله های کاری زیادی دارند و وقت مناسبی برای ورزش و رسیدن به رژیم غذایی صحیح را ندارند از این رو افراد حتما برای سلامت روانی و جسی خود باید از این ماده غذایی با ارزش استفاده کنند.

ماست، کشک و دوغ نیز از دیگر مواردی هستند که باعث جلوگیری از رفتارهای خشن می شوند و هنگام بروز عصابنیت باعث می شوند تا فرد به آسانی آرامش از دست رفته اش را پیدا کند.

یک بشقاب پر از سبزیجات همراه با آب لیموی تازه نیز از بروز افسردگی جلوگیری می کند همه انسان ها باید تلاش کنند تا با برخورداری از رژیم غذایی صحیح این بیماری فراگیر را از درون بدن خود و اطرافيانشان ریشه کن کنند

نوشته شده در جمعه 9 اسفند1392ساعت 12:42 توسط مشاور|

تمركز بر راه حل ؛ تمركز بر مسئله

  مردي به هنگام بازديد از يك بيمارستان رواني، از روان‌ پزشك پرسيد

 : «شما چطور مي‌فهميد كه يك بيمار رواني به بستري شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟»

روانپزشك گفت: «ما وان حمام را پر از آب مي‌كنيم و يك قاشق چايخوري، يك فنجان و يك سطل جلوي بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم كه وان را خالي كند

مرد گفت: «آهان! فهميدم. آدم عادي بايد سطل را بردارد چون بزرگتر است

روانپزشك گفت: «نه! آدم عادي درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد... شما مي‌خواهيد تختتان كنار پنجره باشد؟

1. راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست.

2. در حل مشكل و در هنگام تصميم گيري هدفمان يادمان نرود. در حكايت فوق هدف خالي كردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي.

3. همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيستند

 __._,_.___

 

 

نوشته شده در جمعه 4 بهمن1392ساعت 11:24 توسط مشاور|

 با تصوير سازي ذهني  و مثبت انديشي  با استرس مبارزه كنيم 

هر زمان استرس به سراغتان آمد  چشمهايتان را ببنديد و با استفاده از تصوير سازي ذهني چند بار از اين پله ها بالا و پايين برويد و بعد با نفس عميق اكسيژن بيشتري به مغز خود بفرستيد و با استرس مبارزه كنيد.

نوشته شده در شنبه 16 شهریور1392ساعت 21:17 توسط مشاور

راههاي  مقابله و درمان کمرویی

آدمی، موجودی اجتماعی و نیازمند ارتباط با دیگران است. خجالت و کم رویی، آفتی است که آدمی را از کاروان رو به تعالی و ترقّی باز می دارد و به قابلیت های نهفته، فرصت بروز نمی دهد و توان ها و استعدادها را سرکوب و نابود می سازد. از دیدگاه روان‌شناختی، کم رویی، توجهی غیرعادی و اضطراب‌آلود به خویشتن است که در یک یا چند موقعیت اجتماعی، تجلّی می کند و فرد را در انواع تنش های روانی، شرایط نامناسب عاطفی و شناختی و نابسامانی های جسمی و زیستی، فرو می برد و موجب بروز رفتارهای خام و نسنجیده و واکنش های نامناسب می گردد. این پدیده، با توجّه به ضعف و شدتش، انواع پیامدهای زیستی و روانی - مانند تشدید ضربان قلب، تغییر رنگ چهره، اختلال در تنفس، لرزش بدن و دستان، تغییر درجه صدا، لکنت زبان، خشکی دهان، انزواطلبی، عدم پذیرش، فرار از فعالیت ها، عدم دفاع از خود، افت شخصیت، رکود علمی، مشکل دوست یابی و حتّی جهالت و نادانی – را به دنبال می آورد.

ادامه مطلب را  در ادامه بخونيد.                                               

،


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1392ساعت 11:57 توسط مشاور
                  فرمول رمز موفقيت 

 

 

موفقيت = داشتن هدف + ايمان به  هدف + علاقه  به هدف+  اراده

 قوي + اعتمادبه نفس + اميد + تلاش +  پشتكار

نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1392ساعت 0:0 توسط مشاور|

1-اضطراب چيست و چگونه مي توان از چنگ اضطراب و نگراني   رهايي  يافت.

2-علائم و نشانه هاي اضطراب

3- راهكارهاي درمان اضطراب

4-  توصيه هاي مهم   براي كاهش اضطراب امتحان

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392ساعت 0:0 توسط مشاور|
    • تقدیم به دانش آموزان و دانشجویان گرامی
    •  
    •        رموز موفقيت در آزمونها
    •  
    • بقیه مطالب را در ادامه مطلب بخونید.

:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392ساعت 0:0 توسط مشاور|

                           نكاتي در مورد روش صحيح مطالعه :

 

دانش آموزان و دانشجويان گرامي همانطور كه مي دانيد مطالعه يك تلاش هدف دار است كه روش خاص دارد ونيز مي طلبد تا اين تلاش نتيجه اي پايدار وكارآمد داشته باشد  مطالعه بيشتر ومؤثرتر با بكار گيري

راههاي صحيح مطالعه حاصل مي شود در زمان مطالعه مي توانيد از  SQ4Rكه توسط فرانسيس

رابينسون استاد دانشگاه اوهايو طرح شده استفاده   نماييداين روش در يادگيري وتوفيق بيشتر در امتحانات به شما كمك مي كند 

                              هشدار :

قبل از شروع مطالعه سعي كنيد براي يادگيري هر موضوعي در خود انگيزه ايجاد كنيد وبا توكل به خداوند مطالعه را شروع نماييد همگي موفق باشيد.

 

   S URVERY            خواندن اجمالی    1-

 

Q UESTION            سئوال کردن   2-            R EADخواندن 3-

 

 

R EFLECT            منعکس کردن(تفکر)  4-

 

R ECITE            حفظ کردن    5-                   R EVIEW مرور کردن    6-

 

 

روش مطالعه فوق یک روش مناسب برای یادگیری می باشد که شامل6مرحله می باشد.

  ادامه توضح روش مطالعه  در ادامه مطلب .

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت1392ساعت 0:0 توسط مشاور|

افزایش سرعت انجام تکالیف

مقدمه

امروزه یکی از عوامل مؤثر در افزایش کارایی فرد در زمینه‌های مختلف ، مسأله سرعت عمل است. سرعت عمل با تأثیری که روی استفاده بهینه از زمان می‌گذارد نقش بسیار مهمی در پیشرفت امور به شمار می‌رود. از این جهت بسیار مفید خواهد بود یاد بگیریم چگونه سرعت خود را در انجام فعالیتهای مختلف افزایش دهیم. بطوری که با سرعت بیشتری فعالیتی با کیفیتی مناسب داشته باشیم.

آیا من واقعا نیاز دارم سرعت انجام تکالیف خود را افزایش دهم؟

سؤال جالبی است و شاید بهتر باشد قبل از اینکه تصمیم بگیریم راههای افزایش سرعت تکالیف خود را یاد بگیریم، بهتر است کلی روی این سؤال فکر کنیم و برای آن پاسخ مناسبی داشته باشیم. برخی افراد بطور کلی افرادی هستند که آهستگی بیشتری در رفتار و اعمال خود دارند، بطوری که خیلی آهسته و آرام و با کندی فعالیتهای خود را انجام می‌دهند. هیچگونه شتاب و عجله‌ای در کار این افراد نیست و معمولا با آرامشی که دارند شناخته می‌شوند.

افراد دیگری هستند که با داشتن مسائل روی رفتار و اعمال کندی دارند، مثل افراد افسرده که اغلب بی حال و بی حوصله بوده و رفتار و حرکات و اعمال آنها نیز با کندی انجام می‌گیرد. دسته دیگری از افراد گویا همیشه در حال اضطراب هستند، همیشه نگران هستند و دائما احساس کمبود وقت دارند، دوست دارند همیشه بر سرعت کارهای خود بیافزایند. دسته دیگری از افراد هستند که بدون هیچگونه ناراحتی و اضطراب و نگرانی در حالی که از آرامش درونی برخوردارند سرعت مفیدی را در انجام تکالیف خود رعایت می‌کنند.

مثالهایی که بیان رشد شخصیتهای مختلف را که می‌توانند سرعتهای متفاوتی در اعمال خود داشته باشند نشان می‌دهند؟ به نظر خودتان شما از کدام دسته هستید؟ اگر از دسته اول هستید به راهکارهایی که در این مقام گفته می‌شود توجه کنید، شما فرد آرامی هستید ولی با این حال برای پیشرفت خود لازم است کلی بر سرعت خود اضافه کنید. اگر از دسته دوم هستید به دنبال رفع کسالت و بی حوصلگی و افسردگی خود باشید.

تا زمانی که افسردگی شما بر طرف نشده هر قدر هم راهکارهای مفیدی را یاد بگیرید، نخواهید توانست عمل کنید. اگر دسته سوم هستید در واقع شما نیاز ندارید که سرعت خود را افزایش دهید. علت تمایل شما به افزایش سرعتتان اضطراب شماست. اضطراب خود را رفع کنید، بعد اقدام به یاد گرفتن راهکارهای افزایش سرعت کنید. اگر از دسته آخر هستید که در واقع شما فرد موفقی هستید اگر دلتان خواست می‌توانید این راهکارها را مرور کنید.

عوامل مؤثر در افزایش سرعت انجام تکالیف

اهداف خود را مشخص کنید.

تا زمانی که اهداف دقیق ، معین و مشخصی نداشته باشید بی خود و بی جهت وقت خود را از دست خواهید داد. از شاخه‌ای به شاخه دیگر پریدن ، نشانه نداشتن هدف مشخص است، به این ترتیب وقت شما تلف خواهد شد. در مورد تکالیف خود اهداف خود را با در نظر گرفتن اهمیت آنها مشخص کنید. می‌توانید آنها را در دفترچه روزانه خود یادداشت کنید.

انگیزه خود را تقویت کنید.

انگیزش انسان موتور حرکتی او به شمار می‌رود. هر چه انگیزه انسان قویتر باشد سرعت عمل او افزایش خواهد یافت؟ از خود بپرسید، چرا می‌خواهید این تکالیف را انجام دهید و این تکالیف چه امتیازاتی را برای شما به دنبال داشته باشد. در مورد تکالیف کسل کننده می‌توانید خلاقانه عمل کنید. می‌توانید با خود قرار بگذارید که در صورت اتمام تکلیف مورد نظر از فلان پاداش بهره‌مند خواهید شد.

زمان بندی کنید.

تکالیف خود را با نظم و برنامه ریزی زمانی انجام دهید. می‌توانید از یک دفترچه یادداشت یا یک برنامه که روی دیوار اتاق مقابل دید خود نصب می‌کنید کمک بگیرید. باید برای خودتان مشخص کنید که سر چه ساعتی می‌خواهید انجام تکالیف را شروع کنید و سر چه ساعتی باید تمام کنید.

واقع بین باشید.

در تعیین زمان برای انجام تکالیف عوامل مختلف را در نظر بگیرید. مثلا سختی و دشواری تکلیف را. تکلیف دشوار به مدت زمان بیشتری نیاز دارند، به توانایی خودتان نیز توجه کنید. و با توجه به این توانایی مدت زمان معین را مشخص کنید، اگر غیر از این باشد به زودی ناامید خواهید شد.

از برنامه کاهش زمانی استفاده کنید.

در گام اول برای خودتان تعیین کنید تا به حال یک تکلیف معین را بطور متوسط در چه مدت زمانی انجام می‌دهید، یعنی زمان پایه را مشخص کنید. بعد به تدریج سعی کنید از مدت زمان مورد نظر بکاهید، یکدفعه زمان مورد نظر را کاهش ندهید. در این صورت یا دقت شما در انجام تکلیف کاهش خواهد یافت یا اینکه با عدم موفقیت در اتمام تکلیف ناامید خواهید شد. به عنوان مثال اگر مدت زمانی که شما صرف انجام تکالیف یکی از دروس خود می‌کنید دو ساعت است و می‌خواهید آنرا به یک ساعت تقلیل دهید، از این به بعد سعی کنید هر بار که اقدام به انجام تکلیف می‌کنید، سرعت خود را به قدری افزایش دهید که 10 دقیقه زودتر از دفعه قبل کار خود را تمام کنید.

فعالیتهای زاید را در حین انجام تکلیف حذف کنید.

برخی از افراد در حین انجام تکالیف کارهای دیگری انجام می دهند. مثلا تلویزیون تماشا می‌کنند، رادیو گوش می‌کنند، با دوست خود صحبت هم می‌کنند، میوه می‌خورند، به چیزهای دیگری هم فکر می‌کنند و ... . در حین انجام تکالیف همه موارد فوق را حذف کنید. ساعت مشخصی برای هر یک از آنها داشته باشید. زمانی که تلویزیون تماشا می‌کنید دیگر لزومی ندارد تکلیف انجام دهید، حتی زمانی را از برنامه خود به فکر کردن و حتی خیال بافی اختصاص دهید

در این مدت معلوم شده تا دلتان می‌خواهد فکر کنید و خیال بافی کنید، به قدری که در حین انجام تکالیف لزومی برای فکر و خیال بافی نباشد و در صورت انحراف افکار خود آگاه باشید و به آنها قول دهید سر زمان معینی به سراغ آنها خواهید رفت. همه این کارها وقت شما را بدون اینکه متوجه باشید می‌گیرد و در نهایت متوجه می‌شوید که وقت زیادی را برای انجام تکلیف ساده سپری کرده‌اید. در حالی که این زمان فقط برای انجام تکلیف سپری نشده، شما کارهای دیگری هم انجام داده‌اید.

 

منبع : http://daneshnameh.roshd.ir

 

نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1392ساعت 11:18 توسط مشاور

با بحران سوگ عزيزان چگونه   رفتار كنيم.

 

مرگ عزیزان بویژه اعضای خانواده یکی از عوامل مهم افسردگی و از هم گسیختگی روانی در انسان شناخته می‌شود که در حالت طبیعی یک واکنش منطقی به حساب می‌آید و غم و اندوه ناشی از فقدان یک عزیز را نمی‌توان نشانه بیماری یا اختلال حساب کرد، اما اگر مرحله سوگواری و داغداری طولانی شود و از زمان منطقی و طبیعی خود فراتر رود آن‌گاه باید به وجود علائم افسردگی و بیمارگونه در فرد شک کرد و برای مقابله با آن به روان‌شناس یا روانپزشک مراجعه کرد. طی کردن این بحران روحی و فرآیند سوگ، حاوی برخی نکات و دستورالعمل‌های روان‌شناختی است که آگاهی از آنها به افراد کمک می‌کند، این دوره دشوار و غم‌انگیز را راحت‌تر طی کنند و به روال عادی زندگی خود بر گردند. برای آشنایی با این مهارت‌ها و تکنیک‌ها این مقاله را بخوانید.سوگ بیش از آن‌که یک پدیده یا کیفیت روانی مستقلی باشد، یک واکنش روانی به یک موقعیت ناگوار و فقدان یک چیز با ارزش است. نوعی پاسخ و عکس‌العمل هیجانی نسبت به فقدان و از دست دادن کسی یا چیزی که برای انسان مهم است. این امر ارزشمند ممکن است شغل یا مثلا مسکن باشد که آدمی ‌با از دست دادن آن دچار علائم سوگ شود. اما مقصود از سوک در اینجا در نسبت با فقدان و از دست دادن یک انسان تعریف شده است. بنا به تعریف روان‌شناسان، سوگ حالت اندوه و ناراحتی شدید درونی در واکنش به از دست دادن شخص یا عقیده و فکری خاص است. این تعریف مربوط به وضعیت طبیعی سوگ است، اما یک نوع سوگ عمیق‌تر و پیچیده هم داریم که اگر فرآیند سوگ بدرستی طی نشود، به سراغ آدمی‌ می‌آید. یعنی اگر فرد در یکی از مراحل سوگ باقی بماند یا این‌که مراحل را به کندی طی کند و یا شدت واکنش‌هایش بیش از حد معمول باشد، اصطلاحا می‌گوییم سوگ پیچیده شده است. در این موارد سوگ منجر به بروز مشکلاتی در زندگی معمولی شخص شده و عملکرد او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.مراحل سوگ
فردی که دچار سوگ می‌شود به لحاظ روانی مراحل زیر را تجربه می‌کند که با توجه به تیپولوژی افراد مثلا برونگرا یا درونگرا بودن، جنسیت، سن، چگونگی حادثه و شخصی که از دست رفته است، فرق می‌کند و دارای شدت و ضعف است. اما به طور طبیعی و بر اساس یافته‌های روان‌شناسی، مراحل زیر فرآیند تجربه سوگ را نشان می‌دهد که معمولا در همه افراد قابل ردیابی است:

ادامه بحران سوگ در ادامه مطلب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1392ساعت 0:0 توسط مشاور

علل خودکشی در نوجوانان و جوانان 

بسیاری از افرادی که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن میکنند. امروزه خودکشی نوجوانان و جوانان از جمله بحرانی ترین مشکلات جوامع صنعتی به شمار می آید و هر خانواده ای باید از علل دست زدن جوانان به این عمل آگاه بوده و زمینه های بروز آن را بشناسد تا بتواند در کاهش احتمال بروز این بحران در میان نسل جوان بکاهد. 
بررسی ها نشان می دهد بعد از مصاحبه با نوجوانانی که قصد خودکشی داشته و یا حداقل یکبار به آن دست زده بودند اکثرشان اقرار کردند که علت اقدامشان به این کار فرار از موقعیتی بود که در آن قرار داشتند و یا توانائی تحمل وضعیت موجود را نداشتند.
 
اما جالب است بدانیم که این افراد به آن میزان که خواستار فرار از موقعیت بحرانی خود بودند خواستار مرگ و خودکشی نبودند و در آن لحظات راهی غیر از خودکشی نیافته بودند.
 
بسیاری از افرادی که به حیات خود خاتمه میدهند و یا قصد خودکشی دارند احساس طرد شدن، صدمه دیدن، باختن و یا بی ارزش بودن میکنند.


عده ای نگرانند که سبب نا امیدی سایر افراد خانواده شده اند و جمعی نیز احساس عدم پذیرش از طرف اطرافیان دارند و تصور میکنند که به دیگران تحمیل شده اند.
 
همه ما در دورانی از زندگی در اثر مشکلات و احساسات شکست خورده خود بسیار آسیب پذیر هستیم.

در اینگونه مواقع بسیاری از ما راهی برای برون رفت از مشکلات پیدا کرده و با عزمی استوار و امید سعی به بر طرف کردن آنان میکنیم. 
حال این سئوال باقی می ماند که به چه علت عده ای اقدام به خودکشی می کنند؟ جواب این مسئله اینست که این عده از افسردگی نیز رنج می برند.
 
● افسردگی ایکه موجب خودکشی می شود
 
افسردگی سبب میشود که افراد به ناکامی های خود، مسائل نا امید کننده و نقاط منفی موقعیتهائی که درآن قرار گرفته اند تمرکز کنند و توانایی های خود را برای حل مشکلات بسیار کوچک شمارند.
 
فردی که افسردگی شدید دارد قادر به دیدن نکات مثبت زندگی خود نیست و به خود باورانده است که او هرگز نمیتواند و قادر نیست که رنگ خوشبختی و سعادت را ببیند.
 
افسردگی تا اندازه ای افکار او را تحت تاثیر قرار میدهد که او راهی برای رفع مشکلات خود نمیبیند و در این حالت است که افسردگی مانند یک فیلتر بر افکارعمل کرده و انسان را از مسیر زندگی منحرف میکند و بدین علت است که این افراد تشخیص نمیدهند که خودکشی تنها راه مقابله با مشکلات مقطعی زندگی نمیباشد.

  http://www.iransalamat.com/phpads/adlog.php?bannerid=56&clientid=10&zoneid=0&source=&block=0&capping=0&cb=9c6c48c7e5c8b23e48298b1d3e123e0c


بسیاری از این افراد از این مساله آگاهی ندارند که افسرده اند و این افسردگی آنان است که مانع از پیدا کردن راه حل برای مقابله با مشکلاتشان می شود نه موقعیتی که در آن قرار گرفته اند.


زمانیکه فرد افسرده تحت معالجات درست و موثر قرار بگیرد از افکار منفی رها شده و میتوانند امید و انرژی و شادمانی خود را دوباره باز یابد، اما در هنگام افسردگی فکر به پایان دادن به زندگی تنها گزینه این فرد است.
 
بعضی از افراد دارای دوگانگی در افکار و شخصیت خود هستند، این افراد نیز در خطر اقدام به خودکشی قرار دارند، زیرا حالت روانی این افراد بدینگونه است که زمانی دچار افسردگی مفرط بوده و زمانی بیش از حد با انرژی هستند که به این دوگانگی شخصیتی آنها مانیا (
mania) و یا مانیک (manic) گفته می شود. 
هر دوی این حالات یعنی افسردگی و یا بیش فعالی سبب انحراف افکار آنان می گردد و بر قضاوت و نگرش آنان تاثیر دارد و برای این افراد برون رفت از مشکلات و قضاوت امیدوارانه در مقابله با آنها یک چالش است.
 
عده ای از افرادی که خودکشی میکنند قصد مردن ندارند اما تنها راهی که برای بیان احساسات خود به اطرافیانشان پیدا میکنند اقدام به این کار است.
 
خوشبختانه علائمی برای شناسایی حالات افرادی که در سرشان هوای خودکشی را می پرورانند وجود دارد که خانواده ها با آگاهی از آنها و برخورد مناسب با جوانانشان می توانند قبل از اینکه واقعا دیر شود به آنها در رفع مشکلاتشان کمک کنند.


علائم هشدار دهنده
 
در اغلب موارد علامات و نشانه هائی وجود دارند که مشخص میکند فرد قصد خودکشی دارد :
 
۱- صحبت از خودکشی و یا مرگ در حضور دیگران 
۲- صحبت از فرار 
۳- بخشیدن وسائل و متعلقات خود به دیگران 
۴- صحبت از نا امیدی و احساس گناه کردن 
۵- علاقه نداشتن به شرکت در فعالیت های مورد علاقه شان 
۶- مشکل داشتن در تمرکز در فعالیت های روزانه 
۷- تغییرات در عادات غذائی و خواب 
۸- دست زدن به اعمال مخرب مانند بریدن یا سوزاندن اعضاء بدن و یا روی آوردن به مواد مخدر

بهتر است در صورت ديدن اين علامتها فرد را به روانشناس باليني يا روانپزشك ارجاع دهيم .

منبع :سايت
.
http://www.iransalamat.com

 

نوشته شده در سه شنبه 24 بهمن1391ساعت 14:30 توسط مشاور

 

گاهي انسانها با افكار غير منطقي خود كه خطاهاي شناختي ناميده شد ه اند موجب ناراحتي روحي ورواني خود مي شوند  ولازم است با تغيير نگرش خود و اصلاح خطاها ي شناختي و جايگزين آنها با افكار مثبت روحيه خود را  بهبود بخشيم  كه خطاهاي شناختي عبارتند از ا:

 

1.تفکر همه یا هیچ:همه چیز را سفید و در غیر این صورت سیاه می بینید.هر چیز کمتر از کامل & شکست بی چون و چراست.زنی که رپیم لاغری گرفته بود ،پس از خوردن یک قاشق بستنی گفت:"برنامه لاغری من دود شد و به هوا رفت."با این طرز تلقی به قدری ناراحت شد که یک ظرف بزرگ بستنی را تا به آخر نوش جان کرد.

 

2.تعمیم مبالغه آمیز:هر حادثه ی منفی و از جمله یک ناکامی شغلی را شکستی تمام عیار و تمام نشدنی تلقی می کنید و آن را با کلماتی چون "هرگز" و "همیشه" توصیف می کنید.فروشنده افسرده ای که در حال رانندگی پرنده ای به شیشه اتومبیلش خورده بود گفت:"چه بدشانس هستم،پرنده ها همیشه به شیشه اتومبیل من می خورند."

 

3.فیلتر ذهنی:تحت تاثیر یک حادثه ی منفی همه ی واقعیت ها را تار می بینید.به جزئی از حادثه ی منفی توجه می کنید و بقیه را فراموش می کنید.شبیه چکیدن یک قطره جوهر که بشکه ی آبی را کدر می کند.به خاطر طرز برخورد خود با همکاران اداره تشویق می شوید، اما در این میان کسی از جمع همکاران کلمه ای نه چندان جدی در مقام انتقاد از شما می گوید.روزهای مدید در حالی که همه ی گفته های مثبت را فراموش می کنید،تحت تاثیر این تک انتقاد رنج می برید.

 

4.بی توجهی به امر مثبت:با بی ارزش شمردن تجربه های مثبت ،اصرار بر مهم نبودن آنها دارید.کارهای خوب خود را بی اهمیت می خوانید،می گویید که هر کسی می تواند این کار را انجام دهد.بی توجهی به امر مثبت شادی زندگی را می گیرد و شما را به احساس ناشایسته بودن سوق می دهد.

 

5.نتیجه گیری شتابزده:بی آنکه زمینه ی محکمی وجود داشته باشد نتیجه گیری شتابزده می کنید.

ذهن خوانی:بدون بررسی کافی نتیجه می گیرید که کسی در برخورد با شما واکنش منفی نشان میدهد.

پیشگویی:پیش بینی می کنید که اوضاع بر خلاف میل شما در جریان خواهد بود.بدون هر گونه بررسی می گویید:"آبرویم خواهد رفت؛از عهده ی انجام این کار بر نخواهم آمد."و اگر افسرده باشید ممکن است به خود بگویید "هرگز بهبود نخواهم یافت."

 

6.درشت نمایی:از یک سو درباره ی اهمیت مسائل و شدت اشتباهات خود مبالغه می کنید و از سوی دیگر،اهمیت جنبه های مثبت زندگی را کمتر از آنچه هست برآورد می کنید.موردی اسن که به آن،گاه بازی دوربین چشمی نام نهاده اند.

 

7.استدلال احساسی:فرض را بر این می گذارید که احساسات منفی شما لزوما منعکس کننده ی واقعیات هستند:"از سوار شدن در هواپیما حشت دارم؛حتما پرواز با هواپیما بسیار خطرناک است." یا"احساس گناه می کنم؛باید آدم بدی باشم." یا "خشمگین هستم،معلوم مس شود با من منصفانه برخود نشده است." یا"احساس حقارت می کنم؛معنایش این است که فردی از درجه ی دوم اهمیت هستم." یا "احساس نومیدی می کنم؛حتما باید نومید باشم."

 

8."باید"ها:انتظار دارید که اوضاع آنطور که شما می خواهید و انتظار دارید باشد.نوازنده ی بسیار خوبی پس از نواختن یک قطعه ی دشوار پیانو ، با خود گفت:"نباید اینهمه اشتباه می کردم." آنقدر تحت تاثیر این عبارت قرار گرفت که چند روز متوالی حال و روز بدی داشت.انواع و اقسام کلماتی که "باید" را به شکلی تداعی می کنند ، همین روحیه را ایجاد می نمایند.

آن دسته از عبارتهای "باید" دار که برضد شما به کار برده می شوند ، به احساس تقصیر و نومیدی منجر می گردند.اما همین باورها ، اگر متوجه سایرین و یا جهان به طور کلی شود منجر به خشم و دلسردی می گردد.

"نباید اینقدر سمج باشد."

خیلی ها می خواهند با "باید" ها و "نباید" ها به خود انگیزه بدهند."نباید آن شیرینی را بخورم." اغلب بی تاثیر است ."باید" ها تولید تمرد می کنند و اشخاص تشویق می شوند که درست برعکس آن را انجام دهند.

 

9.برچسب زدن:برچسب زدن، شکل حاد تفکر هیچ یا همه چیز است.به جای اینکه بگویید "اشتباه کردم"

به خود برچسب منفی می زنید :"من بازنده هستم." گاه هم اشخاص به خود برچسب"احمق" یا "شکست خورده" و غیره می زنند.برچسب زدن ، غیرمنطقی است؛زیرا شما با کاری که می کنید تفاوت دارید.

انسان وجود خارجی دارد اما "بازنده" و "احمق" به این شکل وجود ندارند.این برچسب ها تجربه های بی فایده ای هستند که منجر به خشم ، اضطراب ، دلسردی ، و کاهش عزت نفس می شوند.

گاه برچسب متوجه دیگران است.وقتی که در مخالفت با نظر شما حرف می زند ، ممکن است او را یک متکبر بنامید.بعد احساس می کنید مشکل به جای رفتار یا اندیشه ، بر سر "شخصیت" یا "جوهر و ذات" اوست.در نتیجه او را به کلی بد قلمداد می کنید و در این شرایط فضای مناسبی برای ارتباط سازنده ایجاد نمی شود.

 

10.شخصی سازی و سرزنش:خود را بی جهت مسئول حادثه ای قلمداد می کنید که به هیچ وجه امکان کنترل آن را نداشته اید.وقتی زنی از آموزگار پسرش شنید که او در مدرسه خوب درس نمی خواند ، با خود گفت:"این نشان می دهد که من مادر بدی هستم." و چه بهتر که این مادر علل واقعی درس نخواندن فرزندش را می جست تا او را کمک کند.

شخصی سازی منجر به احساس گناه،خجالت و ناشایسته بودن می شود.

بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین ویا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند."علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست." سرزنش به خاطر ایجاد رنجش ، اغلب موثر واقع نمی شود.

نوشته شده در شنبه 30 دی1391ساعت 12:57 توسط مشاور

عشق هرگز کافی نیست

عشق هرگز کافی نیست

عشق با آنکه محرک قدرتمندی برای زوجهاست که یار و یاور هم باشند ، خوشبخت شوند و تشکیل خانواده بدهند ،برای ادامه زندگی و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیات شخصی و مهارت هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است ندارد. لازمه داشتن مناسبات حسنه ،کیفیات و خصوصیات فردی متعهد است که از جمله آنها می توان به تعهد ،حساسیت ،سخاوت ،ملاحظه ،صمیمیت ،وفاداری ،مسئولیت ،اعتماد و اطمینان اشاره کرد. زن و شوهر به همکاری ،مودت و حسن تفاهم و باورهای همگون نیاز دارند . باید انعطاف پذیر ،پذیرنده و بخشنده باشند ،باید خطاهای یکدیگر را تحمل کنند و به خصوصیات هم بها بدهند . تنها در صورت وجود این خصوصیات و تقویت به مرور ایام آنهاست که ازدواج به بلوغ و شکوفایی می رسد.

آرون تی بک ،نویسنده کتاب"عشق هرگز کافی نیست" بیان می کند که :«اغلب زوجها در برخورد با اشخاص ثالث مشکلی ندارند. اما به ندرت کسانی را پیدا می کنیم که با درک لازم و احاطه به مهارت های فنی بتوانند روابط صمیمانه خود را شکوفایی بخشند. اغلب آنها از دانش لازم برای اتخاذ تصمیماتی که خواسته همسرانشان را برآورده سازد بی بهره اند . وقتی زوجی با هم زندگی می کنند و متعهد به حفظ زندگی مشترک هستند ،توقعاتی از هم پیدا می کنند . هر کدام انتظار دارند که از عشق بی قید و شرط ،صمیمیت و وفاداری و حمایت دیگری برخوردار باشند . زن و شوهر ،به طور صریح یا غیر مستقیم ،کلامی و غیر کلامی خود را به رعایت این نیازهای عمیق متعهد کرده اند. هر اقدام زن یا شوهر مفاهیمی مشتق از این امیال و انتظارات دارد.به خاطر شدت احساسات و توقعات و تحت تاثیر وابستگی عمیق و معانی سمبلیک و اغلب دلبخواهی که زن و شوهر برای اعمال یکدیگر در نظر می گیرند،احتمال برداشت سوء تفسیر نادرست رفتارهای آنها از هم زیاد است. وقتی در اثر سوء تفاهم اختلافی بروز می کند ،زن و شوهر به جای توجه به مسئله در مقام سرزنش یکدیگر حرف می زنند . وقتی مشکلات نمایان می شوند  و خصومت و سوء تفاهم بالا می گیرد ،زن و شوهر جنبه های مثبت و قوت یکدیگر را از یاد می برند و به تدریج کار به جایی می رسد که اصل زندگی مشترک زیر سوال می رود و گرفتاری اصلی و عامل سوءتفاهم فراموش می شود.رسیدن به تفاهم ،مستلزم کوششی دو جانبه است، بدین معنی که زن و شوهر ،هر دو باید برای آن تلاش کنند. آنچه غالبا نادیده گرفته می شود زمینه ها ی بروز سوء تفاهم و یا رفتار و کنشهای سوء تفاهم برانگیز است.بنابراین برای رسیدن به تفاهم باید زمینه ها و کانونهای بروز سوء تفاهم را از میان برد. مسلما زن و شوهر ،برای رسیدن به تفاهم ،باید صادقانه عمل کنند.»

عشق با آنکه محرک قدرتمندی برای زوجهاست که یار و یاور هم باشند ، خوشبخت شوند و تشکیل خانواده بدهند ،برای ادامه زندگی و حفظ زندگی زناشویی کافی نیست و نقشی در ایجاد خصوصیات شخصی و مهارت هایی که لازمه زندگی مشترک موفق است ندارد.

نویسنده کتاب حاضر علت اصلی بروز اختلافات زناشویی را سوء تفاهم و خطاهای شناخت (تحریفهای شناختی ) و افکار اتوماتیک می داند.بطور خلاصه این کتاب به منظور ارائه راه حلی سنجیده و استوار برای مشکلات و مسائل زناشویی نوشته شده است و درباره از میان برداشتن انگاره های منفی ذهن و عادات زیان آور ،بهبود ارتباط و کمک به تبیین و اصلاح مسایل همسر بحث کرده است و سرانجام به این مبحث می پردازد که زن و شوهر چگونه می توانند با رفع سوء تفاهمات موجود زندگی زناشویی سعادتمندتری داشته باشند.

این کتاب شامل هجده فصل است و نه فصل نخست به طرح مسایلی اختصاص یافته است که در اغلب ازدواجها وجود دارد:قدرت تفکر منفی ،حرکت از آرمانگرایی به سرخوردگی ،برخورد نظرات متفاوت ،انتظارات و قانون بندیهای سختگیرانه ،مشکلات ارتباطی، اختلاف بر سر تصمیم گیری های مهم و از هم پاشیدگی زندگی مشترک،نقش افکار اتوماتیک در ایجاد عصبانیت ، اختلالات و تعصبات فکری که در بطن مسئله قرار دارند و عنادهایی که زن و شوهر را از هم دور می کند.

در فصل های 10 تا 18 به انواعی از روشهای شناخت درمانی اشاره شده است که زن و شوهر می توانند با توجه به نوع نیازشان از آن استفاده نموده ،به هدفهایی برسندکه از رابطه انتظار دارند. فصل های کمک ،با طرح این سوال که چگونه زوجها می توانند به موانع و ناملایماتی که از بهبود روابط آنها جلوگیری می کند فائق آیند شروع می شود. زندگی زناشویی سعادتمندانه ،تقویت بنیادها ،سازگار کردن روابط زناشویی ،خطاهای شناختی خود را اصلاح کنید،هنر گفتگو، هنر سازگاری ،جلسات حل اختلاف ،تخفیف خشم از عناوین فصل های 10 تا 17 این کتاب است و در نهایت در فصل 18 با عنوان مسائل ویژه خوانندگان می توانند با استفاده از اطلاعات و بینش های بدست آمده در فصول قبل با مسایل ویژه ای نظیر فشارهای روانی ،استرس ،سردی در روابط جنسی ،بی وفایی و تضادهای ناشی از کارکردن همزمان زن و شوهر در بیرون از منزل برخورد متناسب کنند.

برای آنکه به خوانندگان کتاب کمک شده باشد تا با ماهیت اصلی مسایل زناشویی خود پی ببرند ،در پایان و یا در متن اغلب فصول پرسشهایی مطرح شده است.در مرحله درمان خوانندگان می توانند به عنوان یک قدم اساسی در راه شناخت و درمان مشکل ،پاسخ های خود را با پاسخ های پرسشنامه مطابقت دهند.

لازم به ذکر است که این کتاب برای همه زوجها مفید و موثر می باشد، نه تنها برای زوجهایی که در زندگی زناشویی و ارتباط خود دچار مشکل شده اند بلکه برای خوانندگانی که زندگی آنها اشکال بخصوصی ندارد ولی تمایل دارند که بر شادی زندگی خود بیفزایند و همچنین کسانی که در مرحله تصمیم گیری برای ازدواج هستند و می خواهند از راهنمایی های لازم برخوردار شوند نیز بسیار مفید است .

مشخصات کتاب

نویسنده :آرون تی بک

مترجم:مهدی قراچه داغی 

منبع :http://www.tebyan.net سايت تبيان

نوشته شده در سه شنبه 12 دی1391ساعت 16:3 توسط مشاور

در حال زندگی کنید

در لحظه باشید! به طور مثال بهتر است که هنگام صرف شام با خانواده به جای نگرانی برای قرار ملاقات روز آینده با پزشک تان، به غذا، جمع خانواده و صحبت تان فکر نمایید.هيچگاه در گذشته يا آينده غرق نشويد.وزمان حال را در يابيد.

بلند بخندید

پیش بینی احساس شادی، میزان هورمون "اندروفین" و هورمون های دیگری را که به خوشی و آرامش شما می انجامد افزایش می دهد و در عین حال تولید هورمون اضطراب را کاهش می دهد. دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا 16 نفر را که همگی معتقد بودند، تماشای یک فیلم برای آنها خنده دار بود را مورد بررسی قرار دادند. سه روز قبل به نیمی از آنها گفته بودند که این فیلم کمدی است. این دسته از افراد قبل از تماشای این فیلم متوجه تغییرات بیولوژیکی در بدنشان شدند. وقتی به تماشای فیلم پرداختند، میزان هورمون اضطراب در بدنشان به طور چشم گیری کاهش یافت. این در حالی بود که میزان هورمون های شادی بخش افزایش داشت.

خوب بخوابید

بهتر است که روزانه برای مدتی کوتاه استراحت کنید و شب ها هم در حالی که کتاب می خوانید و حداکثر تا ساعت 10 شب، به رختخواب بروید و بخوابید. این راهکار برای بهبود خلق و خو و نیز چشم اندازتان نسبت به زندگی مؤثر است.

به موزیک گوش دهید

تحقیقات حاکی از آن است که شنیدن موسیقی آرام قسمتی از مغز را فعال می کند که باعث شادی می شود. در ضمن این راهکار به کسب آرامش هم می انجامد.

این روش به طور آزمایشی در گروهی از افراد بالغ در حین عمل جراحی چشم انجام شد و نتایج نشان داد که این افراد نسبت به کسانی که در سکوت عمل شده بودند، تعداد ضربان قلب، فشار خون و فعالیت قلبی کمتری داشته اند.

منظم باشید

با وجود شلوغی میز کارتان که پر از کاغذ، مجله و صورت حساب است، یا کابینت آشپزخانه تان که بسیار نامنظم است و نیز دفترچه چک تان که در طی 6 ماه اخیر هنوز تسویه نشده، نمی توانید تمرکز کنید و نفس عمیق بکشید.

به علاوه با انجام کارهای تکراری روزانه مثل جارو زدن، گردگیری و شستشوی زمین هم می توانید به آرامش و شادی برسید(البته فقط در صورتی که این کارها را با تمرکز کامل انجام دهید).

نه بگویید

کارهایی را که در اولویت نیستند و از آنها لذت نمی برید را از برنامه زندگی خود حذف نمایید.

برای انجام کارهایتان لیستی تهیه نمایید

هیچ چیز بهتر از این نیست که وظایف تان را بنویسید. این کار باعث می شود تا اهداف تان را شناسایی کرده و تنش و نگرانی را از وجودتان دور کنید. سپس مطمئن شوید که آیا همه وظایفتان را به خوبی انجام داده اید.

برای انجام هر کاری، زمان مشخصی را اختصاص دهید.

دکتر "ادوارد سوئارز" یکی از استادان روان پزشکی در دانشگاه دوک معتقد است: "افرادی که در یک زمان به انجام چند کار می پردازند، بیشتر به بیماری فشار خون مبتلا می شوند."

زمانی که با تلفن صحبت می کنید، به جای انجام همزمان شستشوی لباس ها یا نظافت آشپزخانه، بهتر است به راحتی بنشینید و به مکالمه خود تمرکز کنید و نیز زمانی که با کامپیوتر کار می کنید به کار یا پروژه دیگری نپردازید.

بهتر است که ابتدا کار نخست را به اتمام برسانید سپس به کار دیگری بپردازید.

باغبانی کنید

همان طور که تنفس هوای تازه و انجام حرکات ورزشی باعث کاهش اضطراب می شود و فرد را سرحال و سرزنده می کند، انجام امور باغبانی مثل زدودن علف های هرز باغ یا باغچه، تماشای رشد دانه ای که به گیاه تبدیل شده و گل می دهد و نیز هرس شاخ و برگ درختان که ممکن است فقط چند ساعتی وقتتان را بگیرد، نیز حس شادی و آرامش را در وجودتان زنده می کند.

برای مدتی به اخبار نشریات و رسانه ها گوش ندهید

برای یک هفته هیچ روزنامه ای را نخوانید، به هیچ اخباری گوش نکنید و به عناوین اخبار هم اهمیت ندهید، با این کار از دنیای پُر تنشی که این خبرها برای ما ساخته اند دور می شوید. در عوض زمانی را به عبادت، پیاده روی، شرکت در کلاس های یوگا یا مدیتیشن اختصاص دهید.

ایمان خود را محکم کنید

دکتر "دیوید مایر" استاد روان شناسی دانشکده "هوپ" هلند معتقد است "پس از بررسی های بسیار به این نتیجه رسیدیم که افراد با ایمان شادتر از کسانی هستند که پایه های اعتقادی سست دارند و بهتر می توانند با مشکلات و ناراحتی ها مقابله نمایند. اعتقاد و ایمان به زندگی بسیاری از افراد معنا می بخشد، قدرت پذیرش آنها را زیاد می کند، آنها را به عالم معنویت و دنیایی غیر از دنیای مادی سوق می دهد."

شکرگزار نعمت هایی باشید که خداوند به شما عطا کرده است

افرادی که روزانه زمانی را به تفکر در مورد نعمت هایی که خداوند به آنها عطا کرده (مثل سلامتی، دوستان، خانواده، آزادی، تحصیلات و...) اختصاص می دهند، بسیار شاد و سرحال اند.بهتر است به داشته هايمان فكر كنيم  نه محروميتها  وناكاميها

گیاهان دارویی مناسب را بو کنید

بوییدن گیاهان یکی از راهکارهای مؤثر در کاهش اضطراب و ایجاد شادی است.

یکی از تحقیقات نشان داد افرادی که در معرض بوی گیاه رزماری قرار گرفتنه بودند، کاهش قابل توجه ای در اضطراب داشته اند، آگاهی شان بیشتر شده و سریع تر هم به حل مسایل ریاضی می پرداختند. از طرفی بوییدن گیاه استوخودوس هم باعث افزایش دسته ای از امواج مغزی می شود که آرامش را در بدن تقویت می کنند.

به مکان های آرام پناه ببرید

مساجد، امامزاده ها، مزارهای ائمه و علمای دین، کتابخانه، موزه و باغ ها دنیایی از آرامش هستند و برای مقابله با دنیای پر از تنش امروزی بسیار کار سازند.

در ضمن، می توانید مکان های مناسب و آرامی را که به منزلتان نزدیک است انتخاب کنید و در مواقع ناراحتی به آنجا پناه ببرید.

برای کمک به دیگران داوطلب شوید

کمک کردن به دیگران باعث می شود تا بسیاری از مشکلات خودتان هم برایتان حل شود و در ضمن باعث ارتباط اجتماعی بیشتر نیز می گردد.

از آنجایی که افراد شاد بیشتر از دیگران مایل به کمک دیگران کمک هستند، هم یاری با دیگران، شادی و رضایت فرد را افزایش می دهد.

یکی از تحقیقات حاکی از آن است که کمک داوطلبانه باعث افزایش شادی، رضایت از زندگی، عزت نفس، تسلط بیشتر به زندگی، سلامت بدنی و کاهش اضطراب می شود.

زمانی را به تنهایی بگذرانید

با وجود این که بهترین پادزهر برای درمان اضطراب ارتباط با دیگران است، اما گاهی اوقات تنهایی برای واکنش بهتر نسبت به مشکلات، لازم و ضروری است. شما می توانید به تنهایی پارک بروید یا به تماشای یک فیلم خوب بپردازید و یا ساده تر اینکه به کتاب داستان هایتان و یا لوازم قدیمی نگاهی بیندازید.

به دوستان نزدیکتان اهمیت دهید

یکی از تحقیقات انجام شده در مورد 1300 نفر حاکی از آن است که کسانی که دوستان نزدیک و صمیمی بیشتری دارند، نسبت به آنهایی که فقط یک یا دو دوست صمیمی دارند، فشار خون، چربی و قند خون و هورمون اضطراب شان کم تر است.

به طور کلی زنان بیش از مردان از روابط دوستانه خود با خانواده و همسرشان لذت می برند.

بسیاری از بررسی ها این نکته را خاطرنشان می کند، افرادی که احساس تنهایی و اضطراب دارند و گوشه گیری می کنند، 3 تا 5 برابر بیشتر از کسانی که به دیگران محبت می کنند، (با دیگران صمیمی هستند و به خوبی ارتباط برقرار می کنند)، بیمار می شوند و زودتر مرگ به سراغ شان می آید.

خلاصه اينكه اگر زندگي 100 دليل براي ناراحتي وگريه كردن           

به شما نشون ميده شما 1000 دليل براي شاد بودن وخنديدن


 به او نشون بديد.


نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر1391ساعت 0:0 توسط مشاور|

                      راههای تقویت اراده

 

قبل از هر كاري بايد هدف را مشخص كنيم وبه آن هدف ايمان وعلاقه داشته باشيم  وبا اعتماد به نفس به توانايي خود كه من با تلاش ميتوانم به هدفم برسم و تلقينات مثبت شروع کنیم.

گاهی پیش میاد که ما کاری رو شروع می کنیم ولی بعد از یک مدت رهاش می کنیم . به دلیل

اینه که پشتکارمون کمه . 4 تا نکته هست که باید رعایت کنیم :


1- از کم شروع کنید. کار را از سبک و کم حجم شروع کنید که یقین بدونید انجام می دهید و کم کم  حجم کار را زیاد کنید .


2- کار را به اجزا تقسیم کنید.


3- کل کارو نگاه نکنید. نگاه کردن به کل کار و رنج مسیر و سختی کار اراده را ضعیف می کند و کار متوقف می شود .


4- آخر کار را مشخص کنید  . وبه موفقیت و شیرینی رسیدن به هدف فکر کنید.

 وهر وقت  گامهايي به سوي هدف برميدارید خود را تشويق كنيد.
نوشته شده در پنجشنبه 2 آذر1391ساعت 0:0 توسط مشاور
برای محبت و کمك کردن به بقیه خیلی لازم نیست بشناسیمشون و یا اینکه امکانات و پول و وقت زیادی داشته باشیم. صرف خواستن کافی است!

خلل پذير بود هر بنا 

   كه مي بيني  


مگر بناي محبت 
   
 كه خالي ازخلل  است         

نوشته شده در یکشنبه 28 آبان1391ساعت 11:41 توسط مشاور

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آلن پیز (Allan Pease)، استاد ولادیمیر پوتین (نخست وزیر کنونی روسیه) و نویسنده یکی از ده کتاب پر فروش ارتباطات قرن با نام "چرا مردان گوش نمی‌دهند و زنان نمی‌توانند نقشه بخوانند"، ترجمه شده به شصت زبان با فروش بیش از یازده میلیون نسخه و مرد شماره یک فنون مذاکرات و تحلیل حرکات بدن و نویسنده پانزده جلد کتاب مطرح در جهان بود. آلن پیز، عضو انجمن بیمه‌گران و موسسه تحقیقات مدیریت آمریکاست. آنتونی رابینز، نویسنده نامدار درباره او می‌گوید: من با شرکت در دوره آموزشی و شنیدن و به کار بردن ایده‌های فوق العاده آلن، قدرت ارتباطات خود را چندین برابر کردم.

خلاصه‌ای از مباحث آلن پیز در سمینار بین‌المللی مدیریت فنون ارتباطات، مذاکرات و فروش که در مورد تفاوتهای زنان و مردان عنوان شده را در ادامه ایمیل مرور می‌کنیم که امیدواریم برای شما دوستان پرشین استار درخور توجه باشد.
 

 تفاوت در سیستم بینایی :

شبکیه، داخلی‌ترین لایه چشم دو نوع گیرنده دارد: سلول‌های استوانه‌ای (١٣٠ میلیون) که در نور ضعیف تحریک می‌شوند و سفید و سیاه را تشخیص می‌دهند و سلول‌های مخروطی (هفت میلیون) که به ما توانایی دیدن رنگ و جزییات ظریف اشیا را می‌دهند. این سلول‌های مخروطی را کروموزوم X منتقل می‌کند. زنان دو کروموزوم X دارند. به این دلیل، بیش از مردان دارای سلول‌های مخروطی هستند و در نتیجه، رنگ اشیا را بسیار واضح‌تر دیده و توصیف می‌کنند. مردان تنها قادر به توصیف رنگ‌های اصلی هستند: قرمز، آبی، و زرد. زنان می‌توانند رنگ‌های شیری، نیلی، ارغوانی، بنفش و سدری را نیز توصیف کنند.

سفیدی چشم در انسان کاملا واضح است. این بخش حرکت چشم‌ها و تغییر جهت دید را که هر دو برای ارتباط بین انسان‌ها ضروری است، در انسان ممکن می‌سازد. سفیدی چشم زنان بیش از مردان است، چرا که ارتباط مستقیم با افراد بخش اصلی فرایند برقراری ارتباط در زنان است و هر چه سفیدی چشم بیشتر باشد، بیشتر می‌توان سیگنال‌های گوناگون بصری را ارسال و یا دریافت کرد. به این وسیله، بهتر می‌توان تغییر مسیر طرف مقابل را دنبال کرده و تجزیه و تحلیل کرد.
زنان نسبت به مردان از حس بینایی قوی‌تری نیز برخوردارند؛ گویی برای مدیریت خانه، دارای یک نوع نرم افزار مغز هستند که آنان را قادر می‌سازد پیرامون خود را تا دست کم ٤٥ درجه از چپ و راست و همچنین از بالا و پایین خود ببینند. زاویه دید گسترده بسیاری از زنان حتی تا ١٨٠ درجه هم می‌رسد. چشمان مردان بزرگتر از چشمان زنان است و برای دیدی تونل مانند ولی بسیار دور برنامه ریزی شده‌اند. به عبارت دیگر، او می‌تواند چیزهایی را که درست مقابلش است، روشن ببیند؛ حتی در فاصله‌ای دور مثل دیدن با یک ذره‌بین.

کره‌ای که ناپدید شد !
هر زنی در این جهان؛ در حالی که مرد جلوی یخچال ایستاده، چنین گفت و گویی با او داشته است:
- دیوید: کره کجاست؟
- جین: تو یخچال
- دیوید: اینجا تو یخچال که نیست، کجا گذاشتی‌اش؟
- جین: همون جاست. خوب چشماتو باز کن!
- دیوید: نه، حتما گذاشتیش جای دیگه. میگم تو یخچال نیست.

در این مرحله از گفت و گو، جین با گام‌های بلند به آشپزخانه می‌آید و دستش را درون یخچال برده و مثل شعبده بازی کره را بیرون می‌آورد. مردان بی‌تجربه اغلب این مسأله را به عنوان یک کلک معمولی قلمداد می‌کنند و زنان را متهم می‌کنند که چیزها را در کشو و یا کمد پنهان می‌کنند؛ جوراب‌ها، کفش‌ها، لباس‌های زیر، مربا، کره، سوئیچ خودرو و کیف پول همه سر جایشان هستند. فقط مردان نمی‌توانند آنها را ببینند. زن با زاویه دید گسترده، محتویات درون یخچال و یا کمد را بدون چرخش سر می‌بینند، در حالی که مردان سرشان را از چپ به راست و از بالا به پایین می‌چرخانند تا شیئ ناپدید شده را بیابند.

این تفاوت در قدرت دید زن و مرد، تأثیرات مهمی بر زندگی ما داشته است؛ برای نمونه، آمار شرکت‌های بیمه، ثابت می‌کند هنگامی که تصادفی رخ داده باشد، زنان کمتر ریسک می‌کنند که از سمت چپ و راست خودروی حادثه دیده بگذرند. زاویه دید گسترده آنها این امکان را می‌دهد که خودروهایی را که از طرفین به سمت آنان می‌آیند، ببینند. آنان هنگام پارک کردن برای آنکه از عقب و جلو به چیزی نزنند، نا توانند. به علت اینکه در زنان توانایی تجسم فضایی کمتر است. یک زن وقتی بداند همسرش در دیدن چیزهایی که درست جلوی چشمش هستند، مشکل دارد، کمتر عصبانی می‌شود. وقتی زنی به همسرش می‌گوید: همون جا توی کمد است، مرد باید حرف او را باور کند و به جست و جو ادامه دهد.
 
توانایی دروغ سنجی زنان :

تحقیقات نشان می‌دهد كه هنگام ارتباط رو در رو، سیگنال‌های غیر كلامی ٦٠ تا ٨٠ درصد از تأثیر پیام‌های ارسالی را دربردارند، در حالی كه سیگنال‌های صوتی سهمی حدود ٢٠ تا ٣٠ درصد دارند و ٧ تا ١٠ درصد باقی مانده به موضوع مطرح شده بستگی دارد.
سنسورهای پیشرفته یك زن، این اطلاعات را دریافت كرده و تجزیه و تحلیل می‌كند. زنان به خاطر توانایی مغزشان در انتقال سریع اطلاعات بین دو نیمكره مغز امتیاز بارزی در برابر مردان دارند تا سیگنال‌های تصویری، حركات بدن و دیگر سیگنال‌ها را در كنار هم بچینند و در پایان، رمز را كشف كنند. به همین دلیل، كمتر مردی موفق می‌شود رو در روی یك زن دروغ بگوید. اگر مردی بخواهد به زنی دروغ بگوید، بهتر است از پشت تلفن، توسط نامه، در تاریكی مطلق و یا از زیر پتو این كار را انجام دهد.
 
تفاوت‌های مغزی زن و مرد :

بیشتر مردان نمی‌توانند احساسات خود را نشان دهند. مغز مردان ساده، اما مغز زنان پیچیده است. بخش چپ مغز مردها، هنگام صحبت کردن فعال می‌شود. اغلب برای خانم‌ها این پرسش پیش می‌آید که چرا مردان اینقدر روی خاموش کردن تلویزیون هنگام زنگ زدن تلفن اصرار دارند؟ زن‌ها با تعجب از خود می‌پرسند: چرا مردها وقتی مشغول خواندن روزنامه یا دیدن تلویزیون هستند، نمی‌توانند سخنان همسر خود را بشنوند؟

تقریبا همه زنان دنیا از نشنیدن‌های شوهرشان در رنج و عذابند. دلیل چنین ضعفی این است که مغز یک مرد برای انجام یک کار در یک زمان شکل گرفته، زیرا فیبرهای ارتباطی کمتری بین دو نیمکره مغزی او هست. اگر از مردی در حال مطالعه یک اسکن مغزی بگیرید، خواهید دید او در این هنگام کاملا کر شده است! اما مغز زن برای کارهای متفاوت در آن واحد شکل گرفته است و می‌تواند از هر دو نیمکره مغز خود بهره ببرد. زن می‌تواند چند کار متفاوت را در یک زمان انجام دهد. مغز همیشه فعال زن هرگز بی‌کار نمی‌ماند. او می‌تواند در یک زمان با تلفن حرف بزند، غذا بپزد و تلویزیون ببیند. او می‌تواند در حال رانندگی آرایش کند، به رادیو گوش دهد و با تلفن همراهش حرف بزند؛ اما اگر مردی در حال درست کردن غذا باشد و شما با او صحبت کنید، ممکن است به دلیل از دست دادن تمرکزش بر نحوه درست کردن غذا عصبانی شود.

تحقیقات جدید نشان داد كه عملكرد مغز زنان نسبت به مردان تفاوت‌های اساسی دارد. مغز زن به طور نامحسوسی كوچكتر از مغز مرد است كه این موضوع به هیچ وجه تأثیری بر توانایی و قابلیت‌های آنان ندارد. در سال ١٩٩٧ محقق دانماركی، "برتن پكن برگ" از بخش عصب‌شناسی بیمارستان دولتی كوپنهاگ ثابت كرد كه مغز یك مرد به طور متوسط، چهار میلیارد سلول بیشتر از مغز زن دارد. با این حال زنان عموما در پاسخ به پرسش‌ها ٣ درصد بهتر از مردان عمل می‌كنند. در مغز بیشتر مردان، بخشی برای جهت‌یابی وجود دارد. به همین دلیل، در جهت‌یابی مشكلی ندارند. در بخش‌های گوناگونی از مغز زنان مركز كلامی وجود دارد. مهارت كلامی آنان عالی است. به ندرت برای پیدا كردن كلمه دستپاچه می‌شوند.

در سال ١٩٩٥ گروهی از دانشمندان به سرپرستی دكتر "بنت" و دكتر "سالی شای ویتس" در دانشگاه یل، آزمایش‌هایی را روی مردان و زنان انجام دادند تا دریابند در كدام نقطه مغز قافیه ساخته می‌شود.
با كمك "ام ـ آر ـ ای" این موضوع مورد تأیید قرار گرفت كه در مردان نیمكره چپ مغز برای زبان فعالیت می‌كند. در حالی كه در زنان هر دو نیمكره فعال می‌شود. نیمكره چپ مغز یك دختر سریع‌تر از نیمكره چپ یك پسر رشد می‌كند؛ یعنی دختران، بهتر و سریع تر از پسران صحبت می‌كنند، می‌خوانند و زبان خارجی فرا می‌گیرند. به همین دلیل، كلینیك‌های گفتار درمانی مملو از پسر است تا دختر. در پسران، نیمكره راست مغز سریعتر از دختران رشد می‌كند؛ جایی كه توانایی درك منطقی و تجسم فضایی وجود دارد. پسران در ریاضیات، ساختمان سازی و حل مشكلات قویتر از دختران هستند.
 
سرعت ارتباط بین دو نیمكره :

نیمكره چپ و راست مغز با رشته‌های عصبی به نام جسم پینه‌ای به هم متصلند. این رشته امكان ارتباط و تبادل اطلاعات را ایجاد می‌كند. راجر كروسكی، عصب شناس دانشگاه كالیفرنیا تأیید كرد كه جسم پینه‌ای در مغز زنان نسبت به مردان ضخیم‌تر است. به همین دلیل، ارتباط بین دو نیمكره در زنان ٣٠ درصد بیشتر از مردان برقرار می‌شود. همچنین در زنان و مردانی كه به فعالیت مشابهی مشغولند، بخش‌های متفاوتی از مغز فعال می‌شوند.

 اصول و تحلیل حرکات بدن :

از جمله مواردی که آلن به پوتین یاد داد، تأثیر حرکات بدن بود. مثلا طرز نشستن، طرز قرار گرفتن سر و حرکات دیگر اعضای بدن، به ویژه در رفتار سیاستمداران هر حالتی از بدن می‌تواند، نمایشگر بیانی خاص باشد که در خانم‌ها و آقایان متفاوت است؛ مثلا گره کردن دست‌ها در حالت رو به پایین، حالتی از راحتی و ریلکس بودن را نشان می‌دهد. یا هنگامی که سرتان را در موقع صحبت کردن به آرامی تکان می‌دهید، این حرکت به معنای در کنترل داشتن آن شخص و محیط توسط شماست.

یک کارشناس فروش هنگامی که در حال فروش جنسی است، اگر مشتری یک قدم به عقب بردارد، به معنی عدم تمایل و انصراف از خرید است. به علت اینکه یا به خوبی توجیه نشده یا رفتار قابل قبولی از فروشنده ندیده است؛ اما اگر مشتری یک قدم جلو گذاشته یا سرش را به آرامی تکان دهد، احتمالا به این معنی است که توضیحات فروشنده او را قانع کرده است. صحبت کردن مهارت اصلی خانم‌هاست؛ خانم‌ها در یک زمان، همه با هم صحبت می‌کنند و در همان موقع، هم به سخنان یکدیگر گوش می‌کنند؛ اما این توانایی برای مردان امکان پذیر نیست. مغز زنان مانند پدال زدن دوچرخه با صحبت کردن انرژی می‌گیرد.

اگر خانم‌ها بخواهند با یک مرد صحبت کنند، باید به این نکته توجه کنند که تنها یک مطلب را در یک زمان مطرح کنند؛ یک موضوع را بگویند و قطع کنند. اگر متوجه شدند او مطلبشان را درک کرده است، آنگاه مطلب دیگری را مطرح کنند. این بدان جهت است که مغز مردان در یک زمان تنها می‌تواند بر یک موضوع تمرکز کند. مواردی را که آلن پیز در این سمینار (که به زبان انگلیسی بود) مطرح کرد، اصول مهمی در روابط زناشویی قلمداد می‌شوند. یکی از شکایت‌های خانم‌هایی که به مراکز مشاوره می‌روند، بی‌توجهی شوهران آنها به سخنانشان است.

منبع سايت پرشين استار

نوشته شده در شنبه 13 آبان1391ساعت 11:57 توسط مشاور

                                    مثبت انديشي    


افکار از چنان قدرتی برخوردارند که می‌توانند سازنده یا ویرانگر باشند...       

    بنابر‌این باید به خود و فرزندانمان بیاموزیم که افکارمان را

هوشمندانه کنترل کنیم تا در زندگی به موفقیت‌ها و کامیابی‌های بزرگی

یابیم:

۱- نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم و خود را خوب، توانا

و با ارزش بدانیم.

۲- لیستی از صفات مثبت خود تهیه کنیم و راه‌های تقویت آنها را بیابیم

و تجربه کنیم.

۳- لیستی از افکار منفی خود در طی روز تهیه و سعی کنیم برای هر

منفی یک فکر مثبت معادل بیابیم تا به کمک آن بتوانیم با افکار منفی

مقابله کنیم.

۴- سعی کنیم در گفتار و برخوردهای روزانه از کلمات و جملات مثبت

استفاده کنیم، مثلاً در ملاقات با دیگران بجای استفاده از کلمه «خسته

» که دارای بار منفی و القای حس خستگی است، بگوییم «خدا قوت»،

«شاد باشید» و یا «پر انرژی باشید»

۵- افکار خود را متوجه خوبی‌ها و جنبه‌های مثبت زندگی کنیم تا به

مرور مثبت‌نگر شویم.

۶- با خوش‌بینی سعی کنیم، دستوراتی به ذهن خود بدهیم که اندیشه‌های

جدید مثبت شکل گیرند.

۷- هر روز صبح که از خواب بر می‌خیزیم با نگاه کردن به منظره ی

یک تابلوی نقاشی زیبا و یا اسما‌ء‌الله روز خود را با نشاط و خوش‌بینی

آغاز کنیم.

۸- از افراد منفی‌نگر یا موقعیت‌هایی که باعث ایجاد افکار ناخوشایند و

منفی می‌شوند دوری و یا سعی کنیم کمتر با آنها برخورد داشته باشیم.

۹- به مشکلات به عنوان محکی برای ارزیابی توانایی‌های خود نگاه

و هرگز نتیجه ی بدی را پیش‌بینی نکنیم، زیرا مشکلات فقط به اندازه‌ای مهم هستند که ما آنها را مهم می‌پنداریم.

۱۰- به لحظات و خاطرات زیبا و دوست داشتنی گذشته ی خود

فکرکرده و سعی کنیم آنها را تکرار نماییم.

۱۱- از تردید و دودلی دوری کرده و کارها را با جدیّت دنبال کنیم.

۱۲- به ندای منفی درونی خود و تلقین‌های مخرب و نگران کننده‌ی

بی‌توجه باشیم و سعی کنیم عکس آنها را انجام دهیم.

۱۳- به قدرت بی‌کران خداوند ایمان داشته باشیم و با خود تکرار کنیم

که من لیاقت بهترین‌ها را دارم و با لطف خدای بزرگ به آنها خواهم رسید.

۱۴- از میان اهداف خود هدفی را انتخاب کنیم که امید بیشتری به

موفقیت آن داریم و در تلاش برای تحقق آن، به فکر تأیید یا تکذیب

دیگران نباشیم.

۱۵- در توصیف احوال و زندگی خود از کلمات مثبت استفاده کنیم.

۱۶- در تعریف از افراد خانواده یا دوستان از کلمات مثبت و روحیه

بخش استفاده کنیم (فلانی شخص بسیار شریف و بزرگواری است.)

۱۷- از چشم و هم‌چشمی و حسادت که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود

دوری و سعی کنیم روش زندگی خود را خودمان انتخاب کنیم.

۱۸- هرگز شعار خواستن، توانستن است را فراموش نکنیم و بدانیم که

در سایه ی سعی و تلاش به آنچه بخواهیم می‌رسیم.

۱۹- قدر لحظات زندگی را بدانیم و از آنها به ‌خوبی استفاده کنیم، زیرا

هرگز تکرار نخواهد شد.

۲۰- برای تغییر اوضاع و شرایط نامساعد اقدام کنیم و مطمئن باشیم که

می‌توانیم آنها را از بین ببریم.

۲۱- از خود انتظار بیش از حد نداشته باشیم و خود را همه فن حریف

ندانیم، به عبارت دیگر از کمال گرایی مطلق که باعث اضطراب و

 

عجز و ناتوانی می‌شود خودداری کنیم.

۲۲- خود را از قید و بندهای آزاردهنده رها ساخته و ساده زندگی کنیم 

 فکر و خیال آسوده‌ای داشته باشیم.

۲۳- از انزوا و گوشه‌گیری که باعث ایجاد افکار منفی می‌شود دوری

کرده و اوقات خود را در جمع خانواده، فامیل و دوستان سپری کنیم.

۲۴- هر وقت احساس کردیم که افکار منفی سراغمان آمده است،

وضعیت خود را تغییر دهیم و به کاری سرگرم شویم.

۲۵- ممکن است هنگام خواب در رختخواب افکار منفی به سراغمان

یاید، تا خسته نشده‌ایم به رختخواب نرویم.

۲۶- هرگز به هیچ وجه خود را بدبخت، ناتوان و درمانده احساس نکنیم.

۲۷- اعتماد به نفس خود را در هر شرایطی حفظ کنیم و هرگز به

دیگران اجازه ندهیم که آن را متزلزل کنند. باید متوجه باشیم که اعتماد

به نفس کلید خلق تفکر مثبت است.

۲۸- خندیدن را فراموش نکنیم. خندیدن باعث می‌شود تا افکار ناراحت

کننده و منفی‌ جای خود را به افکار مثبت و شاد بدهن

اجرای راهکارهای تقویت مثبت هیچ هزینه‌ای ندارند و به سن و سال

افراد نیز مربوط نمی‌شوند

 

فقط باید این شعار را فراموش نکنیم:

اگر افکارمان را کنترل کنیم، زندگی‌مان متحول می‌شود

 

نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1391ساعت 0:0 توسط مشاور|
10 اصل گاندی برای تغییر زندگی

 

دلیل این که گاندی در روش بدون خشونت خود موفق شد این بود که او و یارانش بسیار سرسخت بودند، آنها تسلیم نشدند. ادامه مطلب...............


:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه 11 تیر1391ساعت 10:59 توسط مشاور

سودمندی ورزش در درمان افسردگی

ورزش جانشین مناسبی برای داروهای ضد افسردگی است .

به گفته محققان ، ورزش با ایجاد تناسب اندام و افزایش قدرت بدنی موجب ارتقای اعتماد به نفس افراد افسرده می شود .

محققان همچنین تاکید می کنند، ورزش تولید ماده شیمیائی اندورفین را در مغز افزایش می دهد و این ماده موجب افزایش حس خوشحالی و خوش بینی در بیماران می شود .

به گزارش شبکه خبر، به گفته محققان : بیماران افسرده با رعایت برنامه منظم ورزشی می توانند نیاز خود را به داروهای ضد افسردگی کاهش دهند.

منبع :سايت دكتر سلام

نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1391ساعت 11:34 توسط مشاور
خوب بخوابید تا جوان بمانید

امروزه با صنعتی شدن هر چه بیشتر جوامع، چراغ ها و لامپ های روشنایی به نوبه خود نقش مهمی در کل ۱۲ تا ۲۴ ساعت هر شبانه روز در زندگی بشر ایفا می کنند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  پیش از این که برق اختراع شود، مردم به طور طبیعی و عادی همزمان با غروب آفتاب و تاریک شدن هوا می خوابیدند و صبح نیز با طلوع خورشید بیدار می شدند و در نتیجه برای بهره مندی از سلامت ذهنی و جسمی مناسب خواب کافی داشتند.

این رفتار منظم و متعادل در انسان حاصل ترشح هورمون ملاتونین است. وقتی روزها کوتاه تر می شوند، ترشح ملاتونین افزایش می یابد و در نتیجه خواب بیشتر می شود اما برعکس در مواقع بلند شدن طول روزها، ملاتونین کمتری در مغز ترشح شده و میزان نیاز انسان به خواب نیز کمتر می شود.

متخصصان بهداشت عمومی تاکید مس کنند : شش تا هشت ساعت خوابیدن در تاریکی کامل و بدون وجود هیچ نوع نور چراغ برای سلامتی و جوان تر ماندن بسیار مهم است.

همانطور که گفته شد ملاتونین یک هورمون طبیعی است که از غده صنوبری مغز ترشح می شود. در طول روز غده صنوبری غیرفعال است. وقتی خورشید غروب می کند و هوا تاریک می شود، غده صنوبری فعال شده و ملاتونین تولید می کند و این هورمون وارد جریان خون می شود. به همین دلیل گاهی اوقات ملاتونین را «دراکولای هورمون ها» می نامند چون فقط در تاریکی فعال می شود. پزشکان تاکید دارند اگر می خواهید از سلامت مطلوب جسمی و ذهنی برخوردار شوید باید با این ریتم طبیعی ترشحات هورمونی بدنتان هماهنگ باشید که یکی از نمونه های مهم این هماهنگی، خوابیدن در تاریکی محض به هنگام شب است.

سازگاری با مکانیسم های طبیعی بدن کلید سلامت جسمی، رشد توانایی های هوشی و حفظ
نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 11:34 توسط مشاور
تن آرامی ( ریلاکسیشن)

همان طور که خود شما می دانید، هیچ چیز به اندازه آرامش در تمرکز فکر نقش مؤثر ندارد. هرچه آرامش جسمی و ذهنی شما بیشتر باشد، به همان نسبت تمرکز فکرتان بیشتر خواهد بود.

 

تن آرامی یا ریلکسیشن، تکنیکی است برای آرام سازی عضلات بدن. از آنجا که بین ذهن و تن ارتباط تنگاتنگی وجود دارد، هرچه که شما در جسم خود آرامش بیشتری برقرار می کنید، در ذهنتان نیز آرامش بیشتری برقرار می شود. اغلب کسانی که از عدم تمرکز فکر، شکوه و شکایت می کنند در حقیقت از افکار مزاحم ذهنی خود می نالند و همیشه می پرسند با این افکار مزاحم که ذهن ما را اشغال کرده، چه کار کنیم؟

 

واقعیت این است که شما به طور ارادی و آگاهانه نمی توانید این افکار مزاحم را از ذهن خود خارج کنید و از شر آن راحت شوید. اما می توانید آزادسازی و آرام سازی ذهن خود را از راهی غیر مستقیم انجام دهید. از آنجا که هر فکری (به ویژه افکار منفی مزاحم) عضلات را منقبض می کند، ما می آییم عضلات را آرام می کنیم و تنش و انقباضشان را از بین می بریم. در نتیجه این کار، افکار منفی خود به خود از ذهن ما خارج می شوند. اساس تن آرامی همین است: آرام سازی عضلات با قصد ایجاد آرامش و خلأ ذهنی. چرا که هرچه میدان فکری خالی تر باشد، تمرکز و توجه بر یک موضوع خاص، آسانتر می شود.

 

 

تن آرامی، غالباً به سه شکل انجام می شود: ۱٫ آرام سازی بدون ایجاد تنش 

۲٫ آرام سازی پس از ایجاد تنش 

 

 

۳٫ ریلکس پیشرونده یا تجسمی

در روش آرام سازی بدون ایجاد تنش، شما به تک تک عضلات خود فرمان “آرام باش” می دهید.

 

 

البته فرمان شما به ترتیب به این عضلات القا می شود:

۱٫ پای راست ۲٫ پای چپ 

۳٫ دست راست ۴٫ دست چپ 

۵٫ شکم وکمر ۶٫ سینه و کتفها 

۷٫ صورت 

 

 

۸٫ پوست سر

 

ما هیچ وقت یکباره بدن را شل نمی کنیم؛ این کار، کم تأثیر و تا حدی نادرست است. ذهن ما فرمانهای کلی را نمی پذیرد. وقتی می گوییم: “بدن من، به تمامی شل و راحت شو”، مغز در صدد اجرای این فرمان بر می آید. اما چون این فرمان خیلی کلی است، مغز در انجام آن کاملاً موفق و مؤثر نیست و بنابراین از آن سر باز می زند. مغز ما فرمانهای جزیی و مشخص را بهتر می پذیرد. هرچه فرمان جزیی و مشخص تر باشد، پذیرش و اجرای مغز بهتر خواهد بود. دقیقاً به همین دلیل است که ما عضلات را به هشت گروه تقسیم کردیم و به طور جداگانه به هر گروه فرمان راحت باش دادیم. حتی برخی از یوگیها، ریلکسی را پیشنهاد می کنند که فرمانها در آن به مراتب جزیی تر است: ابتدا انگشت کوچک پا، بعد پاشنه، قوزکها و . . . را شل می کنیم تا به بالای صورت برسیم. با وجود این که این ریلکس تأثیری عالی و نتیجه ای فراوان دارد، ما آن را به شما توصیه نمی کنیم چرا که طولانی بودنش ممکن است برای شما که تازه می خواهید به طور جدی این تمرینات را دنبال کنید، خسته کننده به نظر برسد.

 

برای این که هم از فرمانهای کلی اجتناب کرده باشیم و هم از آن تمرینهای بسیار جزیی و خسته کننده، ما پس از قرار گرفتن در وضعیت مطلوب – که جلوتر آن را توضیح می دهیم – عضلات را در هشت مرحله شل می کنیم. به این ترتیب:

 

۱. پای راست خود را از انگشتان تا کمر در ذهن خود مجسم کنید. آن را احساس کنید و فرمان شل شدن بدهید: “پای راست من، راحت و آرام شو.” هر جا که انقباض و تنشی احساس می کنید به طور ارادی آن را شل کنید و به خود تلقین کنید: “پای راست من لحظه به لحظه شل تر و آرامتر می شود.” اکنون انبساط و شل بودن و آرام بودن را در پای راست خود حس کنید.

 

۲. پای چپ خود را به همان صورت مجسم و احساس کنید. فرمان دهید: ” پای چپ من راحت و آرام شو.” به طورارادی پای چپ خود را شل تروشل ترکنید و به خود تلقین کنید که لحظه به لحظه چنین می شود. پای چپ ِ آرام شده و شل شده ی خود را احساس کنید.

 

۳. اکنون هر دو پایتان در نهایت راحتی و آسودگی است. ذهن خود را متوجه دست راست خود کنید. از انگشتان تا شانه را در ذهن خود ببینید و فرمان دهید: “دست راست من منبسط و آرام شو.” دست راست خود را شل کنید و به خود بگویید که لحظه به لحظه شل و شل تر می شود.

 

۴٫ حالا دست چپ خود را به همان صورت مجسم کنید و فرمان دهید: “دست چپ من راحت و آرام شو.” ببینید که دست چپ شما هر لحظه آرام تر و شل تر می شود.

 

۵٫ حالا عضلات شکم، پهلوها، پشت و کمر خود را دور تا دور مجسم کنید و فرمان دهید: “عضلات شکم و پشت من، سنگین و آرام شوید.” به خود تلقین کنید که عضلات شکم و پشت شما هر لحظه شل و آرام می شوند و به طور ارادی عضلات شکم و پشت شما هر لحظه شل و آرام می شوند و به طور ارادی عضلات پشت و شکم خود را شل کنید.

 

۶٫ حالا نوبت به عضلات سینه و پشت کتفها می رسد. مجسم کنید و فرمان ذهنی بدهید و شل کنید.

 

۷٫ اکنون که بدن شما از گردن به پایین، کاملاً شل و راحت است به عضلات صورت خود فکر کنید. عضلات صورت، بسیار مهم هستند. به خود فرمان دهید: “عضلات صورت من شل، راحت و افتاده شوید.” پیشانی را بیندازید. ابروها افتاده باشد. به ویژه دور چشمها را راحت کنید. گونه ها را افتاده و شل کنید و فک پایین را کاملاً شل کنید. به خود تلقین کنید که عضلات شما هر لحظه شل تر و آرامتر می شوند.

 

۸٫ در مرحله آخر، آرامش را در پوست سر و ذهن خود گسترش دهید. احساس گستردگی، خلأ و انبساط را در ذهن خود به وجود آورید. در این وضعیت، چند دقیقه بمانید. به هیچ چیز به جز آرامش جسمتان فکر نکنید. این بی فکری و خلأ، توانایی تمرکز حواس شما را پس از این به شکل چشمگیری افزایش می دهد. 

نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند1390ساعت 12:26 توسط مشاور
علامت بیماری وسواس : تکرار بیش از یک بار یک عمل ( که نیازی به دوباره کاری ندارد ) علامت واضح این بیماری است .

 روش درمان

 ریشه وسواس ، ترس است . ترس موهوم گونه از یک بلای بزرگ یا یک گناه بزرگ.مثلا مریم ، خانم منزل ، که در شستشو و نظافت وسواس دارد ، از بیماری ای بزرگ و موهوم میترسد ویا مهرداد ، آقای منزل ، که در وضو گرفتن وسواس دارد ازباطل بودن وضویش ترس دارد و ترس از گناهی بزرگ ! . درمان این بیماری به هیچگونه داروی آرامبخشی نیاز ندارد .

اولین گام جهت درمان این بیماری آن است که شخص مبتلا قبول نماید که به این بیماری دچار شده است( چون اکثر مبتلایان وسواس، خود و کارهای خود را طبیعی و دیگران را قاصر می دانند ) .

گام دوم باید با تفکر صحیح ریشه ترس را از بین برد . برای مثال اگر مریم کمی فکر کند درمی یابد که بیماریهای خطرناکی که از راه هوا وتماس خارجی بدن انتقال می یابند بسیار محدود و جزئیند و هیچکدام از اعضاء خانواده او به این بیماریهای نادر دچار نشده اند ( تا ناقل بیماری باشند ) و حتی راه پیشگیری از آن بیماریها نیز شستشوی مداوم نیست ، ریشه ترس در او کم رنگ میگردد .و یا اگر مهرداد به این فکر نماید که اگر کمی در ماهیت وضو فکر کند و شرایط صحت آن را مطالعه نماید و اینکه وضوی وسواسگونه باطل بوده و باعث گناه است ، ریشه ترس را در خود بی رنگ مینماید .

گام سوم مرحله عمل است . بیمار در این مرحله با خود عهد میبندد که " تنها امروز جلوی دوباره کاریم را بگیرم " و بعد از آن هرگاه در آن روز موردی جهت دوباه کاری وسواس گونه پیش آمد با این نیت که " من فقط همین یک روز را دوباره کاری نمیکنم " و با این تفکر که " انجام دوباره کارم پیامدش بیماریست که از هر پیامد بدی بدتر است" جلوی خود را بگیرد . مسلماً هر کس برای یک روز به سادگی می تواند از عمل وسواسگونه خودداری نماید . و بعد از اولین روز با خود بیندیشد که " هیچ اتفاق بدی نیفتاد و تنها اتفاق آن است که یک قدم به سلامت نزدیکتر شده ام ". با این تفکر جلوگیری از دوباره کاری برای بار روز دوم ساده تر میگردد و اگر بیمار ما ( که حالا رو به بهبود نهاده است ) مدتی به این روش عمل نماید کاملا شفا می یابد .

ضطراب عمده‌ترین علامت بیماری وسواس,بیشترین موارد ابتلا به وسواس اغلب در افراد زیر 25 سال سن قابل مشاهده است بیان این مطلب كه بیماری وسواس یا اختلال وسواسی جبری در ردیف اختلالات اضطرابی قرار می گیرد،  عمده ترین زمینه این بیماری، اضطراب است.

 این بیماری را به انواع وسواس فكری، وسواس شست وشو و وسواس كنترل كردن می توان تقسیم كرد و درباره وسواس فكری : شخص مبتلا به وسواس فكری به طور مداوم افكاری به ذهنش می‌آید كه خود او به غیرمنطقی بودن آن‌ها اذعان دارد ولی نمی‌تواند از خود دورشان كند.

تفكر بیمار شدن پدر یا مادر و از دست دادن آنها، بروز اتفاقات ناخوشایند، صدمه رساندن به خود و اطرافیان و مانند آن از جمله همین افكار هستند.

 درباره وسواس شست وشو :

 وسواس شست وشو به دو شكل تمیزی- پاكی و یا نجسی - پاكی مشاهده می‌شود. به این معنا كه فرد تصور می‌كند دستانش، لباسهایش و وسایلش نجس هستند و اقدام به شستن آنها می‌كند و یا اینكه تصور می‌كند وسایلش آلوده هستند و برای زدودن این آلودگی‌ها اقدام به شست و شوی مداوم بدن و وسایل اطرافش می‌كند.

وسواس كنترل كردن:

 با بیان اینكه در وسواس كنترل كردن، نیز فرد به طور مرتب بسته بودن در منزل و شیراجاق گاز و نظیر آن و همچنین وسایل كیفش را به دفعات كنترل می‌كند،  تكرار مداوم این افكار و رفتارها باعث می‌شود فرد زمان بسیاری را از دست داده و زندگی‌اش مختل شود. در عین حال تمامی این رفتارها با اضطراب و نگرانی شدید همراه هستند.

با اشاره به اینكه وسواس می‌تواند منجر به بروز رفتارهای پرخاشگرانه و بهانه جوئی شود، اظهار كرد: این اختلال می‌تواند علل زیستی، روانی و اجتماعی داشته باشد. تاثیر ناقل‌های عصبی در این بیماری كه مهم ترین آن‌ها سروتونین است و همچنین انتقال بیماری از طریق عوامل وراثتی و ژنتیكی از جمله علل زیستی ابتلا به وسواس هستند. البته به یقین نقش یادگیری درابتلا به وسواس پررنگ تر از وراثت است.

 فرزندی كه در منزل با افراد وسواسی زندگی می‌كند با مشاهده رفتارهای آنها ممكن است یاد بگیرد و همان كارها را انجام بدهد. استرس‌های محیطی و فشارهایی كه در زندگی وجود دارد و اتفاقات ناگواری چون مرگ، ‌از دست دادن شغل و شكست مالی كه فرد در زندگی با آنها مواجه می‌شود همگی كمك می‌كنند كه سیر پیش روندگی یا ابتلا به بیماری تسریع شود.

 وسواس در میان زنان شایع‌تر است. البته برخی معتقدند نقش هورمون‌های زنانه چون پروژسترون و استروژن در زنان را نمی‌توان در بروز این بیماری نادیده گرفت.


نوشته شده در یکشنبه 7 اسفند1390ساعت 12:44 توسط مشاور

بهداشت خواب چیست و چگونه خواب راحتی داشته باشیم

ابهداشت خواب مجموعه اقداماتی است که به افراد کمک می‌کند، خواب راحت و آرامی داشته باشند به بیان دیگر بهداشت خواب عادت سالم خوابیدن است.این عادت‌ها بسیار ساده هستند و اکثر افراد از آن آگاهی دارند اما در موقع خواب به آن عمل نمی‌کنند.

دکتر “علی‌محمد اصغری” عضو هیات مدیره انجمن پزشکی خواب در این خصوص می‌گوید بسیاری از اختلالات خواب به دلیل عدم رعایت این عادت‌ها در دراز مدت ایجاد می‌شوند. یکی از اصول مهم بهداشت خواب همراهی با ساعت زیستی بدن است بسیاری از فرآیندهای بدن انسان (مثل دما و ترشح هورمونها) با یک دوره فیزیولوژیک تقریبا ‪ ۲۴ساعته تنظیم می‌گردد شرط لازم برای داشتن یک خواب خوب همراهی با این ساعت زیستی است.

عضو انجمن علمی و پزشکی خواب می‌گوید توصیه‌های مهمی در خصوص اصول بهداشت خواب وجود دارد که به کارگیری آنها در فراهم کردن یک خواب راحت موثر است.

از جمله اینکه هر روز صبح در یک ساعت مشخص بیدار شوید.این کار به تنظیم ساعت زیستی کمک می‌کند و پس از مدتی شما در ساعت مشخصی می‌خوابید و بیدار می‌شوید.

میزان نیاز خود به خواب را مشخص نمایید. زمانی به رختخواب بروید که احساس ی می‌کنید و از خوابیدن در ساعات عصر خودداری کنید.

در طول روز و بخصوص در ساعات بعدازظهر در معرض نور آفتاب قرار بگیریخستگد مواجهه با نور در ساعات بیداری به تنظیم ساعت زیستی کمک میکند.

یکی دیگر از نکاتی که در فراهم کردن یک خواب راحت موثر است بهبود محیط فیزیکی خواب است.

دکتر اصغری دراین خصوص می‌گوید اگر اتاق خواب فرد راحت و رضایتبخش باشد، خواب وی نیز رضایت بخش خواهد بود. توصیه‌های مورد نظر در این خصوص این است که از تشک‌هایی استفاده کنید که خیلی سفت یا خیلی نرم نباشد.

در مورد مناسب بودن دمای اتاق اطمینان حاصل کنید، اتاق خواب شما باید به اندازه کافی تاریک باشد.

اتاق خواب باید ساکت باشد اگر نمی‌توان سرو صدا را کنترل کرد (مثل همسایه‌های پرسر و صدا یا صدای پارس سگها) بهتر است از گوش‌بند استفاده کنید.

از اتاق خواب، تنها برای خوابیدن استفاده کنید. اگر از اتاق خواب برای تماشای تلویزیون یا مکالمه تلفنی با دوستان استفاده کنید ذهن شما برای این کارها شرطی می‌شود و به محض ورود به اتاق خواب به یاد این کارها می‌افتید.

دکتر اصغری با بیان اینکه برای داشتن یک خواب راحت باید از مصرف دارو خودداری کرد می‌افزاید بسیاری از مردم فکر می‌کنند که مصرف دارو یا برخی مواد باعث بهبود خواب آنها می‌شود.

برخی اشتباهات رایج در این خصوص سیگار، الکل و قرص‌های خواب است.

بسیاری از افراد سیگاری فکرمی‌کنند که سیگار باعث آرامش آنها می‌شود، غافل از اینکه نیکوتین یک ماده محرک و دارای عوارضی مانند افزایش ضربان قلب و فشار خون است، که باعث می‌شوند فرد برای بخواب رفتن مدت بیشتری را صرف کند.

الکل، ماده‌ای است که باعث کندی کار سامانه اعصاب مرکزی می‌شود و مصرف آن قبل از خواب به ظاهر ممکن است خواب را تسهیل نماید اما الکل ریتم خواب و بیداری را به هم می‌زند و فردی که الکل مصرف می‌کند روز بعد احساس کسالت می‌کند. مشکل دیگر الکل، بیدار شدن مکرر برای دفع ادرار است.

یکی دیگر از عواملی که منجر به اختلالات خواب می‌شود مصرف قرص‌های خواب آور است. عوارض این قرص‌ها شامل خواب آلودگی در طی روز، نامشخص ماندن علت بیخوابی و بازگشت شدیدتر بیخوابی به دنبال قطع مصرف آنهاست.

این داروها باید طبق نظر پزشک و تنها برای مدت کوتاهی مورد استفاده قرار گیرد.

* آرام‌سازی و تاثیر آن در راحت خوابیدن

یکی از علل بیخوابی نگرانی و دلشوره است. کاهش نگرانی می‌تواند زمینه را برای یک خواب راحت فراهم نماید. توصیه‌هایی که در این خصوص وجود دارد عبارتند از:
اگر شما جزء افرادی هستید که هنگام خواب نگرانیها به سراغشان می‌آید، طوری برنامه‌ریزی کنید که نیم ساعت قبل از رفتن به رختخواب را به فکر کردن ارادی در مورد نگرانیها اختصاص دهید بدین ترتیب زمان رفتن به رختخواب شما قبلا فکرهای خود را در مورد روز بعد کرده‌اید.

از تمرینات آرام‌سازی استفاده کنید. این تمرینات شامل آرام‌سازی عضلانی، تصورات خوشایند ذهنی و تمرکز بر آنها، استفاده از کاست‌های آرام سازی، ماساژ و دوش آب گرم است.

همچنین تمرینات ورزشی روزانه به بهبود وضعیت خواب کمک شایانی می‌کند.

وقتی که جسم فرد خسته باشد، راحت‌تر به خواب میرود.

در خصوص ورزش نیز توصیه‌هایی وجود دارد از آن جمله، ورزش منظم بخصوص در عصرها باعث تسهیل خواب می‌شود اما ورزش شدید در فاصله دو ساعت قبل از خواب باعث کاهش توانایی فرد در به خواب رفتن می‌شود.

* نقش رژیم غذایی در خواب

با تغییر در رژیم غذایی میتوان خواب بهتری را تجربه نمود از جمله اینکه کاهش مصرف کافئین در فاصله ‪ ۴تا‪ ۶ساعت قبل از خواب به علت اینکه حدود ‪ ۵۰درصد کافئینی که ساعت ‪ ۷عصر مصرف می‌شود تا ساعت ‪ ۱۱شب در بدن باقی میماند.

توجه داشته باشید کافئین در قهوه، چای، نوشابه و بسیاری از مواد غذایی و دارویی وجود دارد.

مصرف غذاهای سنگین قبل از خواب توصیه نمی‌شود. این غذاها موجب سوزش سردل و بازگشت مواد غذایی از معده به مری می‌شوند که هر دو می‌توانند خواب را مختل نمایند.

اگر گرسنگی و معده خالی باعث بیدار شدن شما از خواب می‌شود، بهتر است از غذاهای سبکی مثل شیر و بیسکویت، فرنی، سوپ و یا ماست قبل از رفتن به رختخواب استفاده کنید.

از مصرف مایعات در فاصله ‪ ۹۰دقیقه قبل از خواب خودداری کنید. چون حدود ‪ ۹۰دقیقه طول می‌کشد که مایعات مصرفی به ادرار تبدیل شود.احساس دفع ادرار، بویژه در افراد مسن موجب بیدار شدن از خواب و اختلال خواب می‌شود.

برخی از افراد با خوردن مواد غذایی حاوی اسید آمینه تریپتوفان (مانند موز) راحت‌تر به خواب می‌روند. اسید آمینه تریپتوفان، پیش‌ساز سروتونین است. سروتونین نیز خواب را تسهیل می‌نماید
دکتر “علی اکبر نجاتی صفا” عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در این خصوص می‌گوید یکی از شایعترین علل اختلالات خواب و بیخوابی و بدخوابی رعایت نکردن اصول مربوط به بهداشت خواب است.

نجاتی صفا در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار علمی ایرنا افزود به کارگیری نکات مربوط به بهداشت خواب که بصورت تغییرات کوچکی در شیوه زندگی است اثرات بزرگی در بهبود کیفیت خواب دارد.

دکتر نجاتی صفابا اشاره به اینکه مهترین نکته در خصوص بهداشت خواب همراهی با ساعت زیستی بدن است افزود: چرخه‌های خواب و بیداری هر فرد توسط ساعت زیستی بدن او تنظیم می‌شود.

 

 

نوشته شده در جمعه 5 اسفند1390ساعت 14:55 توسط مشاور
 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

هفته بهداشت رواني را گرامي بداريم

اصول بهداشت رواني            

 ۱-  احترام فرد به شخصيت خود و ديگران.  

۲ - شناختن محدوديتهاي خود وديگران .     

۳ - دانستن اين حقيقت كه رفتار انسان معلول عواملي است .

۴ – آشنايي به اينكه  رفتار هر فرد تابع تماميت وجود اوست.

۵-شناسايي احتياجات  و محركهايي كه سبب ايجاد رفتار واعمال انسان مي گردد.     

شاد وتندرست باشيد (مدير وبلاگ)

 

نوشته شده در چهارشنبه 4 آبان1390ساعت 12:57 توسط مشاور
>>به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
>>منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
>>تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.
>>لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.
>>و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.
>>و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.
>>ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.
>>مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.
>>مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.
>>چرا که ما هر دو انسانيم.
>>اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.
>>تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.
>>قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.
>>دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنند و مي‌ستايند.
>>حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.
>>دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.
>>چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.
>>من قابل ستايشم و تو هم.
>>يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد.
>>به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى.
>>همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى ممکن الخطا>>نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند.
>>
>>
>>مهاتما گاندی
نوشته شده در سه شنبه 19 مهر1390ساعت 10:8 توسط مشاور|

*خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم،* 

 

* این یعنی من هنوز زنده ام*

 

**خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم،*

* این یعنی بیاد آورم که اغلب اوقات سالم هستم*

**خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم*


این یعنی او زنده و سالم در کنار من خوابیده است

 
**خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است*


این یعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند

 

**خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند،*

 

* این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم*

 

خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم،

 

 این یعنی توان سخت کار کردن را دارم

 

 خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم،

 

  این یعنی من خانه ای دارم

 

 **خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم*


این یعنی هم توان راه رفتن دارم

 


و هم اتومبیلی برای سوار شدن

 

 
خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم،

  

 این یعنی من توانائی شنیدن دارم

 

**خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم،*

* این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم*

 

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند

 

 این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم

 

 **خدا را شکر... خدا را شکر... خدا را شکر*

 

نوشته شده در دوشنبه 28 شهریور1390ساعت 12:11 توسط مشاور|

قبل از ازدواج به این سوالات پاسخ دهید‌

هر جوانی- چه پسر و چه دختر- به هر حال آرزو دارد یک روز ازدواج کند ولی قبل از اینکه در وادی ازدواج بیفتد مراحل مختلفی باید طی شود. یکی از این مراحل، صحبت با طرف مقابل و پرسیدن سئوالاتی از اوست.
سئوالات زیادی در این زمینه مطرح است اما چند سوِال مهم وجود دارد که باید حتما از همسر آینده خود بپرسید. در جلسات مشاوره متوجه شده‌ام متداول‌ترین و شایع‌ترین دعواها بعد از ازدواج بر سر دو موضوع پول و مسائل جنسی است. شمائی که قرار است ازدواج کنید، آیا میزان تطابق خود با موضوعات مختلف زندگی را می‌دانید؟ در مورد خرید منزل و کارهای روزمره چطور؟ آیا بچه‌هایی را که در آینده دور و بر شما را پر می‌کنند درنظر گرفته‌اید؟ در مورد بزرگ‌کردن فرزندان چه ‌می‌دانید؟‌
به یاد داشته باشید تفاو‌ت‌هایی که آنها را پیش‌بینی نکرده‌ایم، می توانند آنچنان زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار دهند که فکرش را هم نمی‌توانید بکنید. همین تفاوت‌ها و اختلاف‌های از قبل پیش‌بینی شده هستند که زندگی مشترک را تخریب می‌کند.
● قبل از ازدواج این ۲۵ سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:
۱. آیا شما می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟
۲. اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچه‌دار شدن نیستیم، آیا قبول دارید که فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ کنیم
۳. اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدکودک بفرستیم؟ در غیر این صورت چه کسی از او نگهداری خواهد کرد؟
۴. آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری کند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترک به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره کند؟
۵. تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟
۶. در مواقعی که جر و بحث پیش می‌آید ،چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا عصبانی می‌شوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟‌
۷. نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خود‌تان یا من چه واکنشی نشان می‌دهید؟
۸. در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟
۹. عقاید مذهبی شما چگونه است؟

۱۰. در مورد روابط زناشویی چه‌نظری دارید؟
۱۱. در مورد مسائل مالی چه‌نظری دارید؟ درآمد هرکدام از ما چگونه خرج می‌شود؟
۱۲. هزینه‌های زندگی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا کفایت زندگی مشترک را می‌کند؟ آیا امکان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟
۱۳.‌۲ سال، ۵ سال، ۱۰ سال و ۲۰ سال آینده، خود را چگونه می‌بینید؟
۱۴. ساعات خواب و بیداری و کارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند می‌شوید؟ آیا عادت دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار باشید؟
۱۵. چه‌کسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز کردن است؟ آیا در این زمینه کمک می‌کنید؟
۱۶. عادت خرج‌کردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پس‌انداز می‌کنید؟
۱۷. آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟
۱۸. در مورد مسائل زیر،اهداف طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالکیت منزل و هر نوع متعلقات که به هر دوما مربوط است؟
۱۹. کجا زندگی خواهیم کرد؟ محل سکونت و منزل ما کجا و با چه شرایطی خواهد بود؟‌
۲۰. شهر محل سکونت ما کجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر می‌کند؟
۲۱. آیا شغل شما به صورتی است که مجبورید شب‌ها کار کنید؟
۲۲. آیا برای همسر آینده خود محدودیت‌هایی در ذهن دارید؟
۲۳. وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش کمک به شما چیست؟
۲۴. اگر در ازدواج مشکلی پیش بیاید، تا چه مدت می‌توانید صبر کرده و مشکل را حل کنید؟ آیا مسئله‌ای در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگی مشترک بروز کند به‌نظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟
۲۵. پنج روش کوچکی که شما به وسیله آن هر روز می‌توانید به همسرتان بگویید و نشان دهید که دوستش دارید (البته بدون آنکه همسرتان تقاضا کند) چیست؟ پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید.
نگذارید نداشتن پاسخ برای یک سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یک سوِال به تفکر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواج‌ها بر مبنای پایه و اساس محکم و قوی استوار شده‌اند. 
 
دکتر جان گری ترجمه:‌فرشته آل‌علی

نوشته شده در یکشنبه 9 مرداد1390ساعت 0:0 توسط مشاور|
فواید لبخند زدن
لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید..

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید..

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند..

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد..

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.


نوشته شده در یکشنبه 2 مرداد1390ساعت 14:43 توسط مشاور|
وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو ۱۰۰۰

دلیل برای خندیدن به اون نشون بدهعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

نوشته شده در دوشنبه 6 تیر1390ساعت 10:9 توسط مشاور|
رفتار و برخوردهاي ما در شرايط گوناگون نيز بخش مهمي از شخصيت‌مان را تشكيل مي‌دهند.
پس شخصيت من را در صورتي مي‌توان سالم دانست كه اولا صفات اخلاقي‌ام باعث شود تا بتوانم روابط مناسب و پايداري با بيشتر افراد برقرار نمايم، بتوانم هيجانات و احساسات شديد و ناگهاني خود را كنترل كنم يا آنها را به شكلي جامعه‌پسند بروز دهم و رفتارم با هنجارهاي جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنم تفاوت اساسي نداشته باشد يا به عبارت ديگر بتوانم به شكل مناسبي خودم را با اين هنجارها وفق بدهم. افراد داراي شخصيت سالم مي‌توانند حتي در شرايطي كه برايشان دلخواه نيست خود را كنترل كنند و به شكلي از خود انعطاف نشان دهند يا براي تغيير شرايط محيطي اقدام لازم را بكنند. خوب اگر شما هم مثل من همه اين خصوصيات را نداريد، لازم نيست خيلي نگران يا از خود نااميد شويد. اگر حتي برخي از اينها را هم داشته باشيد به احتمال زياد شما اختلال شخصيت نداريد!
منبع:www.salamat.com
نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد1390ساعت 10:40 توسط مشاور|

زندگی فراز و نشیب‏های فراوانی دارد. انسان در مواردی آن‏قدر خود را در اوج می‏بیند که هیچ پرنده ای را رقیب خود در اوج گیری تا آسمان های آمال و آرزوها ندیده و هیچ قله ای را دور از دسترس نمی‏پندارد و گاه خود را آن‏چنان سرخورده و خودباخته می یابد که گویی دنیا به پایان رسیده و چاره ای جز مرگ برای رهایی از این مشکلات بر او نیست؛ ولی هیچکدام از این پندارها صحیح نیستند؛ چون انسان هر چه قدر هم اوج گرفته باشد باز افق‏هایی هست که هنوز تا رسیدن به آن‏ها  فرسنگ‏ها راه باید پیمود و نیز هرچه  انسان خود را درمانده و سرخورده ببیند باید از این نکته غافل نباشد که هنوز راههایی هست که میتواند او را از این دریای غم ظاهراً بی ساحل، به ساحلی امن رهنمون گردد. لذا باید بر این باور بود که حقیقتا هیچ بن بستی وجود ندارد.

نوشته شده در پنجشنبه 12 خرداد1390ساعت 20:0 توسط مشاور|
با توجه به مشاوره هايي كه با نوجوانان وجوانان داشته ام اغلب آنها اين سوال را داشتند كه عشق واقعي كدام است و خصوصيات عشق واقعي چيست واز كجا بفهميم طرف مقابل ما انسان صادقي است وما را واقعا" دوست دارد.

 

در پاسخ بايد ابتدا عشق را معني كنيم :يكي از احساسهاي مثبتي كه در دوره نوجواني وجواني  ايجاد مي شود عشق وعاشق شدن است. اما هر دوست داشتني به جنس مخالف را نمي توانيم عشق واقعي تلقي كنيم بلكه براي آشنايي بيشتر شما به آنچه كه علم در اين زمينه يافته است و به بررسي علمي عشق مي پردازم:

دانشمند مشهوري كه مطالعه زيادي در زمينه عشق انجام داده اريك فرام است او مي گويد عشق واقعي داراي چهار خصوصيت. است كه عبارتند از :

 

1-احترام :احترام گذاشتن به فكر،  علاقه، سليقه، خانواده وخصوصيات ديگري  يكي از خصوصيات مهم عشق واقعي است    

 

2-توجه و اهميت دادن: يكي ديگر از نشانه هاي عشق واقعي اهميت دادن به ديگري است يعني مراقبت، محافظت وحمايت از ديگري .

 

3-مسؤليت:فردي كه مي گويدعاشق  كسي است بايد نسبت به او احساس تعهد ومسيوليت داشته باشد ونسبت به آبرو سرنوشت وآينده او داراي احساس تعهد ومسيوليت نمايد به همين دليل هيچگاه كاري نمي كند كه طرف مقابل او دچار دردسر وناراحتي گردد.

4-فهم ودرك:يكي از نشانه هاي ديگر عشق  قدرت درك كردن وفهميدن  طرف مقابل است درك كردن وفهميدن نيازها ترس ها آرزوها عقايد وآداب ورسوم او     ....وغيره

بنابراين فردي كه مدعي عاشقي است سعي مي كند طرف مقابل را همانطور كه هست درك كند و بفهمد نه اينكه به ديگري فشار آوردكه در آن جهتي كه او مي خواهد تغيير كند

 

همانطور كه ميدانيد عشق واقعي زماني ايجاد مي شود كه طرفين از يكديگر شناخت عميق داشته باشند واز يك نگاه  در خيابان با ديدارهاي جسته گريخته  عشق واقعي ايجاد نمي شود بلكه آشنايي خياباني فقط يك احساس عاطفي  گذرا مي باشد مگر اينكه به شناخت بيانجامد.

نكته مهم  ديگري كه   بايد توجه كرد  آن است كه عشق بايد دوطرفه باشد  تا زندگي خوبي آغاز شود به قول شاعر :

چو خوش بي مهرباني هر دوسر بي          كه يك سر مهرباني درد سر بي

 

 

اين مطلب را به همه نوجوانان وجوانان عزيز تقديم ميكنم   :از طرف مدير وبلاگ

 

نظر شما خواننده گرامي در اين  مورد چيست ؟
نوشته شده در جمعه 6 خرداد1390ساعت 18:13 توسط مشاور|
 

 

 

 شايد باور نکنيد اما شما هميشه يک پزشک همراه خود داريد که آماده پاسخ به نيازهاي پزشکي‌تان است. اين پزشک، روان ماست. 5 توصيه عجيب زير را بخوانيد تا باورتان شود.

1. آلرژي داريد؟ بخنديد!
وقتي دچار آلرژي مي‌شويد، سعي کنيد خود را در موقعيت‌ خنديدن قرار دهيد. شرکت‌کنندگان در تحقيقي که از سوي محققان ژاپني انجام شده بود.
زماني‌که به تماشاي يک فيلم خنده‌دار نشسته بودند کمتر دچار حساسيت‌مي‌شدند اما همين افراد زماني‌که به تماشاي يک فيلم جدي نشستند، پياپي عسطه مي‌کردند. خنده موجب عملکرد سريع سيستم عصبي پاراسمپاتيک شما مي‌شود و سبب مي‌شود فرد کمتر دچار حساسيت شود.

2. بدنتان زخم است؟ خوش‌اخلاق باشيد!
خوش‌رفتاري موجب مي‌شود که زخم‌هاي بدنتان زودتر بهبود يابد. دکتر جانيت کيکلت، استاد روانپزشکي دانشگاه اوهايو معتقد است که رفتار خصمانه و خشونت‌آميز، روند بهبود زخم‌ها و کبودشدگي‌ها را افزايش مي‌دهد. اما خوش‌رفتاري و مثبت انديشي موجب مي‌شود که ميزان واسطه شيميايي سايتوکين در بدن افزايش يابد. سايتوکين موجب مي‌شود که سلول‌هايي که براي ترميم زخم يا هر نقطه آسيب‌ديده بدن نياز هستند، در نواحي اطراف زخم، زود‌تر تکثير شوند. بنابراين سعي کنيد شاداب و سرحال باشيد. دوستانتان را با يک دعوت براي شام يا ناهار غافلگير کنيد. به ديدن اقوام و خويشان‌تان برويد و سعي کنيد به مردم کمک کنيد. خواهيد ديد که در مدت کوتاهي خوب مي‌شويد.

3. بيماريد؟ خوش‌بين باشيد!
کنار گذاشتن بدبيني گاهي بيماري‌ شما را تا حد بسياري بهبود مي‌بخشد. نتايج تحقيقات نشان داده است افرادي که در تست‌هاي خوش‌بيني نمره خوبي گرفته‌اند 55 درصد کمتر از افرادي که هميشه احساس شکست و نااميدي مي‌کنند در معرض خطر مرگ به خاطر بيماري‌هاي قلبي و عروقي قرار دارند. بنابراين سعي کنيد در هر هفته فهرستي از افرادي که سپاس‌گزارشان هستيد مانند دوستان، اقوام و... تهيه کنيد. همچنين سعي کنيد از ناراحتي و نااميدي در خصوص نداشتن چيزهايي که هنوز به آنها دست‌ نيافته‌ايد، خودداري کنيد. تمرکز بر حس سپاس‌گزاري موجب مي‌شود که نگاه مثبتي به زندگي داشته باشيد.

4. دنبال تناسب‌انداميد؟ تصويرسازي کنيد!
در ذهن خود تصويري از ورزش‌ها و نرمش‌ها را تداعي کنيد تا روند بهبودتان سريع‌تر شود. دانشمندان دانشگاه کليولند آمريکا معتقدند که تنها ساختن تصويري ذهني از بلند کردن وزنه و يا وزنه‌برداري موجب مي‌‌شود که ماهيچه‌هاي قوي‌تر داشته باشيد و روند بهبودتان سريع‌تر شود. در تحقيقات دانشمندان دانشگاه کليولند مشخص شد مرداني که تنها در ذهن خود تصويري از ورزش و وزنه‌زدن براي عضله دوسربازو ساخته‌اند حجم ماهيچه‌اي آنها بدون اينکه حتي يک کيلوگرم وزنه زده باشند به اندازه 13 درصد افزايش يافته است. بنابراين هر روز براي 15 دقيقه در ذهن خود تصور کنيد که ماهيچه آسيب‌ديده‌تان را نرمش مي‌دهيد. تمام جزييات ورزش را در ذهن خود تصوير کنيد. هر فشاري را که به ماهيچه‌تان وارد مي‌شود، در ذهن تصوير کنيد. انبساط و انقباض ماهيچه‌تان را هم همين‌طور. اين‌کار را انجام دهيد و تاثير آن را ببينيد.

5. کارتان حساس است؟ موسيقي گوش کنيد!
وقتي در جاده در حال رانندگي هستيد و چشمان‌تان از فرط خستگي قرمز مي‌شود، راديوي اتومبيل‌تان را روشن مي‌کنيد. محققان ژاپني معتقدند موسيقي گوش کردن زماني که در حال انجام کارهاي روزانه‌تان هستيد، موجب مي‌شود کمتر احساس خستگي کنيد و کارتان را دقيق‌تر و با حوصله بيشتري انجام دهيد.
موسيقي موجب مي‌‌شود بدنتان به درخواست‌هاي استراحتي که از مغز صادر مي‌شود، پاسخ دهد. همچنين موسيقي برخي احساسات بي‌حاصل و خستگي آفرين را در نطفه خفه مي‌کند و موجب مي‌شود بر سختي کارتان غلبه کنيد. بنابراين هنگامي‌که فرداي يک شب شلوغ و پر از مهمان در آشپزخانه مشغول شستشوي ظرف‌ها هستيد ضبط‌ صوت خانه خود را روشن کنيد و با فراغ بال به کارتان ادامه دهيد.(البته موسیقی های شاد و نه غمگین
نوشته شده در دوشنبه 26 اردیبهشت1390ساعت 12:19 توسط مشاور|
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 آیا كلبه شماهم در حال سوختن است؟
 
 
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا می‌كرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم می‌دوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟»
صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.
مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!»
آسان می‌توان دلسرد شد هنگامی كه بنظر می‌رسد كارها به خوبی پيش نمی‌روند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج.
دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند.
برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود می‌گوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد،
تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»،
تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،
تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،
تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»،
تو گفتی «من نمی‌توانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»،
تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،
تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»،
تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،
تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،
تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار»،
تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»،
تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،
تو گفتی «من احساس تنهايی می‌كنم»، خداوند پاسخ داد
«من هرگز تو را ترك نخواهم كرد»،
اين پيام را به ديگران نيز بگوييد، شاید یکی از دوستان شما هم اکنون احساس می‌كند كه كلبه اش در حال سوختن است .

به قول شاعر :

در نا امیدی بسی امید است    پایان شب سیه سپید است

 

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


 

نوشته شده در شنبه 21 اسفند1389ساعت 21:43 توسط مشاور|
ويتامينهاي روح عبارتند از:

1-نماز ونيايش 2- لبخند 3- تفريح 4-محبت 5- قدر داني 6-خوب گوش كردن 7- درست فهميدن

 8- احترام 9- حسن جويي 10 –تشويق 11-ورزش  12-    مثبت انديشي  13 -..... لطفا"

بقيه را شما در نظر خواهي بنويسيد  از شما متشكرم

نوشته شده در یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 12:0 توسط مشاور|
پرخاشگری و انواع آن
 
پرخاشگری یک نوع رفتاری استکه از خشم و عصبانیت نشات می گیرد . این رفتار را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

پرخاشگری خصمانه:
رفتاری است که بمنظور صدمه و آزار رساندن به دیگری یا دیگران ابراز می شود ، و هدف در آن صرفاً آزار رساندن است .مثلا کودکی کودک دیگر را می زند و یا در مدارس دیده می شود که زنگهای تفریح کودکان در حیاط مدرسه بعضاً به کتک کاری می پردازند.
پرخاشگری وسیله ای :
 رفتاری است که فرد بوسیله آن خواستار بدست آوردن هدفی دیگر است و ابداً قصد حمله به دیگران یا اذیت کردن آنها را ندارد اما در این میان ممکن است لطمه ای نیز به کسی وارد شود . مثلاً کودکی بزهکار کیف خانمی را می رباید تا به این وسیله مورد تشویق و تاید گروه همسالانقرار گیرد.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه 30 دی1389ساعت 15:45 توسط مشاور|
در دنياي امروزي كه استرس و اضطراب در ميان اكثر افراد از كودكان گرفته تا سالمندان موج مي‌زند، بيشتر افراد تنها به فكر تامين امرار معاش و رفع مشكلاتشان هستند و كمتر كسي يافت مي‌شود كه براي شادي و خنده وقت بگذارد و اگر هم افرادي به فكر شاد كردن و خنداندن خود باشند از ديد افراد ديگر جامعه غير عادي به نظر مي‌آيند و گويي اين افراد هيچ مشكلي در زندگي ندارند، غافل از آن كه كسي كه بتواند در برابر ناملايمات و شرايط دشوار زندگي خودش را شاد نگه دارد، عملي بسيار شجاعانه و عاقلانه انجام داده است.

به گزارش ايسنا در وبلاگ بركه آمده است: اكثر افراد جدي بودن، رسمي و خشك بودن را صفت مثبتي مي‌دانند و هيچ‌گاه به خودشان اجازه نمي‌دهند لحظاتي از اين پوسته سفت و سخت بيرون آيند و موجب خنديدن و شاد كردن خود و اطرافيانشان شوند. به همين دليل يك زندگي يكنواخت و حتي توام با افسردگي را دنبال مي‌كنند. درعوض، افراد شاد زندگي را زياد سخت نمي‌گيرند و كمتر دچار بيماري مي‌شوند.

درحالي كه استرس ريتم تنفسي را افزايش مي‌دهد، خنده اين امكان را فراهم مي‌سازد تا تبادل اكسيژن به سهولت در خون انجام شود و موجب تميزي شش‌ها مي‌شود.

برخي از اثرات مفيد خنده اين‌ها هستند:

برخلاف استرس كه موجب تسريع ضربان قلب و افزايش فشار خون مي‌شود، خنده ضربان قلب را متعادل نگه‌ مي‌دارد و فشار شرياني را كاهش مي‌دهد.

زماني كه دچار استرس هستيم، ماهيچه‌هايمان سفت و منقبض مي‌شوند. خنده بر خلاف آن، موجب شل شدن ماهيچه‌هاي صورت، گردن، سينه، شكم، دست‌ها و پاها مي‌شود.

استرس روي كيفيت خواب اثر منفي مي‌گذارد، درحالي كه خنده با مهار كردن تنش‌ها ، كيفيت خواب را بهتر مي‌كند.

استرس موجب كند شدن هضم مي‌شود. چنانچه از ته دل بخنديد، خنده موجب ورزش شكم و تكان خوردن روده‌ها شده و به هضم بهتر غذا و دفع راحت‌تر مواد زايد بدن كمك مي‌كند.

خنده اين امكان را فراهم مي‌سازد تا شما بازيگوش‌تر و شوخ‌طبع‌تر شده، تنش‌ها و ترس‌ها را برطرف كرده و موقتا منطق، سرسختي و جديت زياد را كنار بگذاريد.

درحالي كه استرس اثر بخشي سيستم ايمني بدن را كاهش مي‌دهد، برخلاف آن، خنده آن را تقويت مي‌كند و تعداد گلبول‌هاي سفيد خون را افزايش مي‌دهد.

خنده احساس راحتي آني ايجاد مي‌كند و توليد «كورتيزول» كه از آن به «هورمون استرس» نام برده مي‌شود، را كاهش مي­دهد.

خنده دماي بدن و آنزيمي كه بدن در برابر زخم معده محافظت مي‌كند، افزايش مي‌دهد و به اكسيژن‌رساني به بافت‌ها كمك مي‌كند.

خنده موجب افزايش توليد «آندروفين» و يا همان «هورمون طبيعي شادي» مي‌شود كه نقش بسيار مهمي در برطرف كردن درد دارد.

خنده كاركرد دو نيمكره مغز را با هم هماهنگ مي‌كند. به همين دليل است كه در زمان ناراحتي و يا زماني كه خوب نخنديده‌ايد، نبايد تصميمات مهم بگيريد.

خنده به ارتباطات كمك مي‌كند، پرخاشگري را كاهش مي‌دهد و سبب مي‌شود تا خطاها و اشتباهات را بزرگ جلوه نداده و هم چنين به قوه تخيل و خلاقيت كمك مي‌كند.

بنابراين به دنبال افراد شاد باشيد؛ افرادي كه هر با شما را به خنده ‌اندازند، نه افرادي كه ديگران را دست مي‌اندازند و به عيوب و مشکلات ديگران مي خندند. چيزهاي مضحك و خنده‌دار زندگي را پيدا كنيد و به آن‌ها بخنديد . به دنبال چيزهايي باشيد كه در ظاهر معقول و مهم هستند، اما آنها را غير معقول، سطحي و خنده‌دار ببينيد.

نوشته شده در سه شنبه 28 دی1389ساعت 13:57 توسط مشاور|
درسی از ادیسون انسان سخت کوش وخستگی نا پذیر

ادیسون در سنین پیری پس از کشف لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد.

این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود.

هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت:

پسر تو اینجایی؟

می بینی چقدر زیباست!

رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟

حیرت آور است!

من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است!

وای! خدای من، خیلی زیباست!

کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید.

کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت!

نظر تو چیست پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد:

پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟

چطور میتوانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟

پدر گفت:

پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد!

در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم! الآن موقع این کار نیست!

به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت!

 فردا صبح ادیسون به خرابه ها نگاه کرد و گفت: " ارزش زیادی در بلا ها وجود دارد. تمام اشتباهات ما در این آتش سوخت. خدا را شکر که می توانیم از اول شروع کنیم."

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد .روحش شاد وراهش پر رهروباد.                                                                                                    (با تشکر از مینو خانم  بابت ارسال مطب آموزنده مزبور)

نوشته شده در دوشنبه 27 دی1389ساعت 14:14 توسط مشاور|
 فواید مدیریت زمان : هر انسانی اگر کارهای خود را طبق برنامه ریزی و تحت مدیریت زمان انجام دهد هیچگاه دچار استرس نمی شود وکارها دقیق تر و به موقع انجام میگیرد .در ذیل چند راهکار جهت مدیریت زمان ارایه میگردد.

.
● نکات کاربردی مدیریت زمان عبارتند از:
۱) بدانید که مدیریت زمان یک دانش خودی است .
همان طور که می دانیم هر روز ۲۴ ساعت است و این ۲۴ ساعت ثابت است پس ما باید زمان خودمان را تنظیم کنیم . ما هرگز نمی توانیم این ۲۴ ساعت را کم و زیاد کنیم اما می توانیم با برنامه ریزی صحیح و مناسب میزان استفاده خود را کم یا بیشتر کنیم . همگی این قدرت را داریم که خودمان را مدیریت کنیم و می توانیم کارهایی را که باید در طول ۲۴ ساعت انجام دهیم را برنامه ریزی کنیم .
۲) پیدا کنید که در کجا زمان هدر می رود .
ما نمی توانیم ادعا کنیم که کاملا" از زمان خود استفاده می کنیم، بلکه مقداری از زمان از دست ما هدر می رود که اگر بتوانیم این زمان را نیز کنترل کنیم، می توانیم برای این زمانی که با مدیریت زمان صرفه جو.یی کرده ایم برای کارهای گوناگون استفاده کنیم.
۳) هدفهایی از مدیریت زمان را برای خود ایجاد کنند .
توجه کنید که تمرکز بر روی مدیریت زمان باعث می شود که اخلاق و رفتار شما عوض شود نه اینکه زمان را عوض می کند . اولین قدم در مدیریت زمان ، زمانی حاصل می شود که اوقاتی که هدر می دهید را از برنامه خود حذف کنید . اگر بتوانید زمانی را که هدر می دهید حذف کنید بدانید که اولین قدم در مدیریت زمان را برداشته اید .
۴
) یک طرح مدیریت زمان را الگو قرار دهید .
یک طرح در مدیریت زمان برای خود انتخاب کنید و در آن اهداف واضح و اولویتها ی خود را در آن بنویسید و بعدا"این اولویتها و هدفها را مرتب کنید و تنظیم وقت کنید واولویتهای غیر ضروری را حذف کنید . آنها یی که بلند مدت اند و آنهایی که کوتاه مدتند و زود بازده اند را مشخص کنید و به طور خلاصه، طرح شما باید تمامی ضوابط و اصولی راکه در مدیریت زمان مهم است را، دربرداشته باشد وطرح را طوری تهیه کنید تا ،دست یافتنی باشند تهیه یک جدول زمانی نباید به صورت انتزاعی و دور از ذهن باشند. هرگز از طرح جدول زمانی تقلید کورکورانه نکنید . مثلا" فرد X یک طرح مدیریت زمان دارد و شما از روی آن کپی برداری کنید .
الگو برداری کنید اما کپی برداری نکنید .
تهیه طرح باعث می شود که در طول اجرای برنامه خود دچار استرس و نگرانی نشوید.
۵) از ابزارهای جانبی مدیریت زمان استفاده کنید .
از سخت افزارها و نرم افزارهای کاربردی در زمینه مدیریت زمان، حتما" استفاده کنید . مثل Out look
این نرم افزار باعث می شود که شما بتوانید به راحتی تمام برنامه های خود را به طور روزانه ، هفتگی ، و یا ماهانه ، در آن وارد کنید و خیلی راحت بتوانید به برنامه هایتان برسید .
یکی از کارهایی که زمان بر است پاسخ دادن به نامه هایی با موضوع یکسان است این نرم افزارقادر است به طور اتوماتیک پاسخگویی به این نوع نامه ها را انجام دهد . وبه عنوان دستیار حرفه ای برای شما کار کند.
۶) کارهای خود را اولویت بندی کنید .
اولویت بندی همان طور که گفته شد.برایتان مهم است . و باعث می شود اولین و آخرین اولویتهای برنامه ای و کاری خود را بدانید .
۷) تفویض اختیار کنید .
همواره یاد بگیرید که کارهایتان را به دیگران تفویض اختیار کنید . هیچ وقت پیشتازی و تکروی نکنید . کارهایی را که دیگران قادر به انجام صحیح آن هستند به عهده آنها بگذارید و خودتان کارهای کلیدی را انجام دهید .
هیچ وقت فکر نکنید شما باید تمام کارها را انجام دهید.
۸) کارهای تکراری را به دیگران واگذار کنید .
این بند در واقع ادامه بند هفت است هر چقدر کارها تکراری باشد، اینکه بتوان خیلی راحت به دیگران واگذار شود بیشتر است .
۹) محدوده زمانی تعیین کنید .
بعضی از کارها هستند که بسیار وقت گیرو تکراری هستند. مثل پاسخ دادن به نامه ها و...
به همین دلیل روزانه حداکثریک ساعت برای پاسخ دادن به نامه ها و کارهای تکراری صرف کنید نه بیشتر.
۱۰) مطمئن باشید که سیستم شما سازماندهی شده است .
اگر وقت زیادی را صرف بررسی فایلها ی کامپیوتری خود می کنید، از یک سیستم مدیریت فایل استفاده کنید . یک سیستم مدیریت فایل باعث می شود که شما بتوانید در مدت زمان کمتری ، دسترسی به اطلاعات زیادی داشته باشید .
همچنین با برنامه ریزی یک سیستم مدیریت فایل، شما می توانید فقط به اطلاعاتی که نیازبه دسترسی دارید ،دسترسی داشته باشید و خود را در میان انبوهی از نامه ها و اطلاعات در گیر نکنید .
۱۱) وقت خود را با منتظر شدن بیهوده، هدر نکنید .
هم خودتان سر وقت حاضر شوید و هم از دیگران انتظار داشته باشید که سر وقت در قرار ملاقات حاضر شوند.مطمئن باشید که شما وقت اضافی برای هدر دادن در انتظارات بیهوده را ندارید .
مهم این نیست که در کدام قرار ملاقات هستید، مهم این است که سر وقت حاضر شوید .
● نتیجه گیری:
با پیروی از اصول مدیریت زمان ،مهار زمان را می توانیم در اختیار بگیریم و بتوانیم خودرا هماهنگ سازیم و از دوباره کاریها و هدر دادن وقت طلایی خود که یکی از مهمترین سرمایه زندگی هر فرد می باشد جلوگیری کنیم .
مدیریت زمان کاری شدنی است، اما مستلزم تلاش و ممارست و تمرین مستمر است،که با کوشش و پیروی از اصول فوق الذکر بتوانید آنها را در زندگی روزمره خود به کارگیرید،واز وقت خود حداکثر استفاده را ببرید.

 

 

 

 

 


 

 

 

نوشته شده در شنبه 25 دی1389ساعت 9:19 توسط مشاور|
نه درس زندگی از آلبرت اینشتین
 
به گمانم این نابغه فیزیک را به اندازه کافی بشناسید. اما اینشتین جملات قصاری دارد که دقت به آنها برای جمع و جور کردن کلاف سر در گم زندگی مطمنا نمی‌تواند خالی از لطف باشد.
۱- کنجکاوی‌تان را دنبال کنید: “من استعداد به خصوصی ندارم. فقط به شدت کنجکاوم.”
درباره چه چیزی کنجکاو هستید؟ دنبال کردن کنجکاوی‌تان راز موفقیت‌تان است. 
  
۲- پشتکار با ارزش است: “نه اینکه من خیلی باهوش باشم؛ بلکه با مسایل زمان بیشتری می‌مانم.”
تا زمانیکه به هدف‌تان برسید، پشتکار دارید؟ اینشتین می‌خواهد بگوبد، تمام ارزش تمبر پستی به این است که با تمام نیرو به چیزی بچسبد، تا اینکه به مقصدش برسد. مانند تمبر پستی باشید، مسیری را که آغاز کردید به پایان برسانید. به یاد بیاورید که در جایی دیگر اینشتین گفته بود، “من برای ماه ها و سالها فکر می‌کنم و فکر می‌کنم. ۹۹ بار نتیجه اشتباه است. صدمین بار حق با من است.” 
  
۳- تخیل قدرتمند است: “تخیل همه چیز است. تخیل پیش نمایشی از جذابیت‌های آینده زندگانی است. تخیل با ارزش‌تر از دانش است.”
آیا از تخیل‌تان استفاده می‌کنید؟ اینشتین می‌گوید تخیل با ارزش‌تر از دانش است. به یاد بیاورید که توماس ادیسون می‌گفت: “برای ابداع، به یک تخیل خوب و کپه‌ایی از آت و آشغال نیاز دارید.” 
    
۴- اشتباه کردن اتفاق بدی نیست: “فردی که هرگز اشتباه نکرده، هرگز چیز جدیدی را امتحان نکرده است.”
از اینکه اشتباه کردید، نترسید. اشتباه شکست نیست. اشتباهات می‌تواند شما را باهوش‌تر، سریع‌تر و بهتر کنند. در واقع شما زمانی موفق خواهید شد که دو چندان اشتباه کرده باشید. 
  
۵- برای اکنون زندگی کنید: “من هرگز به آینده فکر نمی‌کنم – آینده به زودی فرا خواهد رسید.”
شما نمی‌توانید فورا آینده را دست خوش تغییرات کنید، بنابراین بسیار مهم است که تمام تلاش‌تان را برای “اکنون” وقف کنید. 
  
۶- انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید: “حماقت این است که بارها و بارها کاری یکسان انجام دهید و انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشید.”
شما نمی‌توانید کاری یکسان را هر روز انجام دهید و انتظار تفاوت در نتایجش داشته باشید. به عبارتی، برای ایجاد تغییر در زندگی بایستی در خودتان تغییراتی ایجاد کنید. 
  
۷- حماقت و نابغگی: “تفاوت بین حماقت و نابغه بودن در این است که نابغه بودن محدودیت‌های خودش را دارد.“ 
  
۸- یادگیری قوانین و سپس بهتر بازی کردن: “شما بایستی قوانین بازی را بیاموزید. و سپس بهتر از هر فرد دیگری بازی می‌کنید.”
دو کار است که باید انجامش دهید: ابتدا باید قوانین بازی را که می‌خواهید بازی کنید بیاموزید. درست است، خیلی هیجان انگیز نیست اما حیاتی است. بعدا، شما بهتر از هر فرد دیگری بازی خواهید کرد. 
  
۹- دانش از تجربه می‌آید: “اطلاعات، دانش نیست. تنها منبع دانش، تجربه است.”
دانش از تجربه می‌آید. شما می‌توانید درباره‌ی کاری بحث کنید، اما بحث کردن فقط درکی فیلسوفانه از آن کار به شما می دهد. شما بایستی در ابتدا آن کار را تجربه کنید تا بدانیدش. چه کنیم؟ تجربه بیاندوزید. وقت‌تان را خیلی بابت اطلاعات نظری صرف نکنید، بروید و کاری انجام دهید تا تجربه‌ایی با ارزش را کسب کنید.
نوشته شده در یکشنبه 12 دی1389ساعت 17:11 توسط مشاور|
کاربرد روان‌شناسی در زندگی روزمره       

                ________________________________________    

       آیا فکر می‌کنید که روان‌شناسی فقط به درد دانشجویان، استادان و درمانگران می‌خورد؟ اگر این گونه فکر می‌کنید بهتر است در آن تجدید نظر کنید زیرا روان‌شناسی، هم موضوعی نظری و هم کاربردی است و به شیوه‌های گوناگون می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. هر چند خواندن مطالب پژوهشی برای افراد عادی نسبتاً سنگین است امّا نتایج این پژوهش‌ها و آزمایش‌ها می‌تواند کاربرد مهمی در زندگی روزمره داشته باشد. آنچه در زیر آمده است، 10 کاربرد عملی روان‌شناسی در زندگی روزمره است.

1- پیدا کردن انگیزه بیشتر

هدف شما چه ترک سیگار باشد، چه کاهش وزن و چه یادگیری یک زبان جدید، درس‌هایی از روان‌شناسی می‌تواند راهنمای شما در پیدا کردن انگیزه قوی‌تر و بیشتر باشد. برای افزایش سطح انگیزشی خود برای انجام دادن یک کار، می‌توانید برخی از راهنمائی‌ها و توصیه‌های زیر را که برگرفته از پژوهش‌هایی در روان‌شناسی شناختی و آموزشی هستند، به کار بندید:

              معرفی عناصر بدیع و تازه برای بالا نگاه داشتن میزان علاقه‌مندی خود.

              تغییر مسیر به منظور جلوگیری از خستگی و یکنواختی.

              یادگیری چیزی تازه بر پایه دانسته‌های موجود خود.

              قرار دادن هدف‌های روشن که مستقیماً مربوط به آن کار باشند.

              پاداش دادن به خود برای خوب انجام دادن کار. 

2- بهبود مهارت‌های رهبری

                فرقی نمی‌کند که شما مدیر یک اداره باشید یا عضو داوطلب یک گروه، دارا بودن مهارت‌های رهبری، به احتمال زیاد در مقطعی از زندگی به دردتان خواهد خورد. همه افراد به طور فطری چنین مهارتی را ندارند امّا چند راهنمایی ساده که از پژوهش‌های روان‌شناسی به دست آمده می‌تواند مهارت‌های رهبری را در شما بهبود بخشد. یکی از معروف‌ترین مطالعات در این زمینه به ارائه نظریه‌های رهبری انجامیده است که 3 سبک مختلف رهبری را مطرح می‌سازد. بر پایه یافته‌های این مطالعه و پژوهش‌های بعدی، یکی از روش‌های زیر را می‌توانید هنگامی که در موقعیت رهبری یک گروه قرارگرفتید به کار بندید:

              مسیر کلّی را مشخص کنید امّا به اعضای گروه اجازه دهید که عقایدشان را بیان کنند.

              درباره راه‌حل‌های ممکن برای مساله با اعضای گروه صحبت کنید.

              تمرکز خود را بر انگیزش ایده‌ها قرار دهید و به نوآوری و خلاقیت افراد پاداش دهید.

 

3- بهبود ارتباطات فردی

                ارتباطات چیزی بسیار فراتر از چگونگی صحبت‌کردن یا نوشتن است. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که علائم غیرشفاهی، بخش اعظمی از ارتباطات میان فردی ما را تشکیل می‌دهند. شما به منظور بهتر و موثرتر رساندن پیام خود، باید یاد بگیرید که چگونه از ارتباطات غیرشفاهی برای بیان مقصود خود استفاده کنید و نیز این گونه پیام‌های غیرشفاهی را از کسانی که در پیرامونتان قرار دارند بگیرید. برخی راهبردهای کلیدی در زیر آورده شده است:

              استفاده از برخورد چشمی مناسب.

              توجه کردن به علائم غیرشفاهی در دیگران.

              یادگیری استفاده از لحن صدا برای تقویت پیام خود.

برای اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید مقاله راهنمای ارتباطات غیرشفاهی را بخوانید.

4- درک بهتر دیگران

همانند ارتباطات غیرشفاهی، توانایی شما در درک هیجانات خود و دیگرانی که پیرامونتان قرار دارند، نقش مهمی در روابط و زندگی حرفه‌ای شما بازی می‌کند. عبارت هوش هیجانی بیانگر قابلیت درک هیجانات خود و دیگران است. آزمون هوش هیجانی می‌تواند به شما در ارزیابی این توانایی خود کمک کند. به گفته دانیل گولمن، روان‌شناس، ضریب هوش هیجانی درواقع می‌تواند مهم‌تر از ضریب هوشی باشد (1995).

برای بالا بردن هوش هیجانی چکار باید کرد؟ برخی از راهبردهای زیر را می‌توانید در نظر بگیرید:

              ارزیابی و برآورد دقیق واکنش‌های هیجانی خود.

              ثبت تجربیات و هیجانات خود در دفتر خاطرات روزانه.

              سعی در دیدن وضعیت‌ها و شرایط از دیدگاه یک فرد دیگر.   

5- تصمیم‌گیری دقیق‌تر

                پژوهش‌ها در روان‌شناسی شناختی، اطلاعات با ارزشی درباره تصمیم‌گیری فراهم آورده است. شما با به کاربستن این راهبردها در زندگی خود می‌توانید یاد بگیرید که تصمیم‌های عاقلانه‌تری اتخاذ کنید. دفعه بعد که با تصمیم‌گیری مهمی روبرو شدید سعی کنید از روش‌های زیر استفاده کنید:

              از رویکرد «شش کلاه تفکّر» استفاده کنید. یعنی به وضعیت از شش نقطه نظر مختلف نگاه کنید: منطقی، هیجانی، شهودی، خلاقانه، مثبت و منفی.

              هزینه‌ها و مزایای بالقوه یک تصمیم را در نظر بگیرید.

              به میزانِ برآورده شده نیازتان بر اثر یک تصمیم خاص امتیاز بدهید (روش تحلیل شبکه‌ای)

  6- تقویت حافظه

آیا تا کنون این سوال برایتان پیش آمده است که چرا جزئیات دقیق حادثه‌ای که در دوران کودکی برایتان پیش آمده را به یاد می‌آورید امّا نام کسی که همین دیروز ملاقاتش کردید را فراموش کرده‌اید؟ پژوهش‌هایی که در زمینه چگونگی شکل‌گیری خاطره‌های جدید در ذهن صورت گرفته و نیز پژوهش‌هایی درباره این که چرا فراموش می‌کنیم، یافته‌هایی را در پی داشته که مستقیماً قابل اعمال در زندگی روزمره است. برخی از روش‌های افزایش قدرت حافظه عبارتند از:

              تمرکز بر روی اطلاعات.

              مرور آموخته‌ها.

              کنار گذاشتن آنچه موجب حواس‌پرتی می‌شود.

برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه، مقاله 10 راهنمایی موثر برای تقویت حافظه را بخوانید.

7- تصمیم‌گیری‌های مالی عاقلانه‌تر

                دانیل کانه‌من، روان‌شناس و برنده جایزه نوبل، و آموس تِورسکی یک رشته مطالعات در مورد این که مردم به هنگام تصمیم‌گیری، چگونه عدم قطعیت‌ها و ریسک‌ها را مدیریت می‌کنند انجام داده‌اند. پژوهش‌های بعدی در این زمینه که «اقتصادِ رفتاری» نام گرفته به یافته‌های مهمی منجر شده که قابل استفاده در تصمیم‌گیری‌های مالی عاقلانه‌تر است. در یک مطالعه (2004) کشف شد که کارگران با به کار بستن برخی از راهبردهای زیر می‌توانند پس‌انداز خود را تا سه برابر افزایش دهند:

              تعلّل نکنید! از همین امروز پس‌انداز کردن را شروع کنید.

              متعهد شوید که بخشی از درآمدهایی که از این به بعد به دست می‌آورید را برای دوران بازنشستگی خود پس‌انداز کنید.

              از تعصبات شخصی که می‌تواند به تصمیم‌گیری‌های نامناسب مالی منجر شود آگاه باشید.

  8- گرفتن نمره بهتر

                دفعه بعد که خواستید از نمره امتحانتان شکایت کنید، این مطلب را در نظر بگیرید: پژوهش‌ها نشان داده‌اند که امتحان گرفتن به شما کمک می‌کند که آنچه آموخته‌اید را بهتر به خاطر بسپارید، حتی اگر در سوالات امتحان نیامده باشد (2006).

مطالعه دیگری نشان داده است که امتحان گرفتن مکرّر بهتر از مطالعه به شما در به خاطر سپردن مطالب کمک می‌کند (2006). دانش آموزانی که به طور مکرّر از آن‌ها امتحان گرفته شده بود قادر بودند 61 درصد از مطالب را به یاد آورند

در حالی که آن‌هایی که فقط مطالعه کرده بودند 40 درصد مطالب را به یاد داشتند. چطور می‌توانید از این یافته‌ها در زندگی خود استفاده کنید؟ به هنگام یادگیری اطلاعات تازه، از خود مرتباً امتحان بگیرید (خودآزمایی) تا آنچه فراگرفته‌اید در حافظه‌تان حک گردد.

9- بهبود کارآیی

صدها کتاب و مقاله به ما روش‌هایی برای انجام کار بیشتر و موثرتر در یک روز را آموزش می‌دهند امّا پایه علمی و پژوهشی این توصیه‌ها چیست؟ برای مثال، تا کنون چند بار شنیده‌اید که انجام چند کار همزمان، می‌تواند کارایی و راندمان شما را افزایش دهد؟ در حالی که پژوهش‌ها نشان داده‌اند که سعی در انجام بیش از یک کار در یک زمان، به طور جدّی باعث کاهش سرعت، دقت و کارایی خواهد شد. بنابراین درس‌هایی که از روان‌شناسی برای بهبود کارایی خود می‌توانید بگیرید عبارتند از:

              پرهیز از انجام چند کار به طور همزمان، به ویژه به هنگام انجام کارهای پیچیده یا خطرناک.

              تمرکز بر روی کاری که در دست دارید.

              کنار گذاشتن عواملی که موجب حواس پرتی می‌شود.

 10- رعایت سلامتی

                روان‌شناسی می‌تواند به عنوان ابزار مفیدی برای بهبود سلامت کلّی نیز در نظر گرفته شود. روان‌شناسی از طریق تشویق به ورزش کردن و تغذیه بهتر و نیز درمان افسردگی واضطراب، راهبردهای موثری را برای سلامتی و شادی بیشتر در اختیار می‌گذارد. چند نمونه که می‌توانید مستقیماً در زندگی خود به کار بندید عبارتند از:

              مطالعات نشان داده‌اند که هم نورخورشید و هم نور غیرطبیعی، نشانه‌های اختلال عاطفی فصلی را کاهش می‌دهند.

              پژوهش‌ها نشان داده‌اند که ورزش می‌تواند درمان موثری برای افسردگی و سایر اختلالات ذهنی باشد.

              مطالعات نشان داده‌اند که کمک به مردم در درک خطرات رفتارهای ناسالم می‌تواند به انتخاب‌های سالم‌تری منجر گردد.

    ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان یار

منبع

"Applying Psychology in Everyday Life", Kendra Van Wagner,

http://www.psychology4all.com

نوشته شده در یکشنبه 12 دی1389ساعت 14:22 توسط مشاور|

تیک عصبی ودرمان آن:

تيک که بعضي ها به آن انقباض عادتي هم مي گويند عبارت است از حرکات ناگهاني وسريع غيرارادي و تکراري که شبيه انقباض وتکان يک عضله است. تيک ممکن است در يک يا چند دسته از عضلات يا در يک عضو ظاهر شود.اين حرکات ظا هرا به منظور خاصي صورت نمي گيرد ولي بي علت و بدون انگيزه هم نيست و در کودکان شاد، راضي، ايمن و متعادل از نظر رواني و عاطفي و هيجاني کمتر ديده مي شود. بين شدت تيک و شدت واکنشهاي عاطفي و هيجاني همواره رابطه نزديک وجود دارد و غالبا بر اثر استرس بدتر مي شوند. تيک مي تواند هر گروه از عضلات را در گير کند.
تيک ها به سه دسته عمده تقسيم مي شوند:
1-تيک گذراي دوران کودکي
2- تيک هاي مزمن
3- سندرم ژيل دلاتوره

1 _تيک گذراي دوران کودکي
شايعترين اختلال حرکتي در دوران کودکي است در پسرها شايعتر است و اغلب سابقه فاميلي در اين گونه بيماران مثبت است . اين تيک ها شامل : چشمک زدن يا حرکات صورت ؛ صداهاي گاه و بي گاه ناشي از پاک کردن گلو ( تک سرفه )
اين اختلال براي هفته ها تا کمتر از يک سال باقي مي ماند و احتياج به دارو درماني ندارد. اين تيک ها معمولا در هنگام خواب از بين مي روند و در طي فعاليتهاي روزانه کاهش مي يابند و در واقع نوعي تخليه رواني است. اين نوع تيک ها معمولا در سروگردن ظاهر مي شوند.ميزان هوش در ايجاد تيک هيچ دخالتي ندارد . به کرات ديده شده است که تيک همراه ساير علائم و مشکلات رواني مخصوصا بيقراري و خستگي زودرس، عضبانييت، ترس، اختلال خواب و اشتها، جويدن ناخن و حتي اگزماي کودکان بوده است.

2 _اختلال تيک حرکتي مزمن
اين اختلال در کودکان بروز مي کند و تا بزرگسالي باقي مي ماند .اين تيک بطور مشخص بيش از سه گروه از عضلات را بطور همزمان درگير ميکند و ممکن است در تمام دوره زندگي بروز کند.

3_ سندرم ژيل دلاتوره
حالتي است که در تمام طول زندگي وجود دارد و شيوع آن 1/2000 ميباشد و شروع آن از سن 2 تا 21 سالگي است.و ژن آن بصورت اتوزومال غالب به ارث مي رسد. و علاوه بر تيک ؛ اختلال وسواسي و اختلال پيش فعالي و کاهش توجه بصورت مکرر ديده ميشود. بطور کلي تيک حرکتي همراه حرکات متعدد رو به بالاو پايين در صورت، پلکها، گردن و شانه ها است همراهبا تيکهاي صوتي شامل صاف کردن گلو؛تو دماغي حرف زدن؛ حالت نيشکون گرفتن، بد دهني ، پّژواک گوئي، مکرر گوئي ، تقليد حرکات ديگران ، بيان صداها غير قابل کنترل است و مکررا ارتباطات اجتماعي بيمار را به خطر مي اندازد و پيش آگهي نهائي بيماري را اغلب ميتوان با ارزيابي شدت شکايات در دوره نو جواني بر آورد کرد.
دارو درماني زماني بايستي در نظر گرفته شود که تيکهاي حرکتي يا صوتي بطور مشخصي در ارتباطات اجتماعي و تحصيلي کودک مداخله کند. در درمان تيک نبايد به نوع تيک اهميت داد بلکه بايد کودک را درمان کرد. وادار کردن کودک به اينکه جلو آينه بايستد و خود را در هنگام تيک تماشا کند يا روشهاي ديگري مانند ماساژ، معالجه با برق ، و نظاير آن مؤثر نيست.
آرام و مساعد کردن اوضاع خانواده کودک ، رفع مشکلات درسي وتطبيق با مدرسه ، بخصوص اگر تيک در سنين دبستان و به علت مسائل درسي ظاهر شده باشد روش مؤ ثري است.

انواع تيک بر حسب مدت پايداري:

1-تيک هاي گذرا: کمتر از 12 ماه تداوم مي يابند (نيازي به درمان خاصي ندارند).
2-تيک هاي مزمن: بيش از 12 ماه تداوم مي يابند (نياز به مراجعه به پزشک و درمان دارويي دارند).

نکاتي درباره تيک ها:

1-تيک ها با افزايش استرس، خستگي، هيجانات مثبت و منفي، و گرما، تشديد و افزايش مي يابند.
2-هر چه بيشتر حواس فرد مبتلا به تيک معطوف شود، تيک نيز افزايش مي يابد.
3-هنگامي که فرد کاملا غرق انجام فعاليتي گردد بطوري که تمام حواس خود را متمرکز آن فعاليت خاص ميکند،،تيک نيز کاهش يافته و يا کاملا ناپديد ميشود.
4-تيک ها کاملا غير ارادي نيستند و فرد ميتواند براي مدت کوتاهي جلوي آنها را بگيرد.اما پس از مدتي ديگر مقابله با تيک غير ممکن گرديده و فرد ناچار به تسليم خواهد شد.تيک راهي است براي تخليه فشار ها و تنشهاي رواني و جسمي در فرد مبتلا،بنابراين سرکوب آن استرس زا ميباشد.
5-معمولاً 25 درصد کودکان دچار تيک شده که در اين ميان سهم پسران 4 برابر دختران است.
6-اغلب تيک ها با افزايش سن کودکان محو و برطرف ميشوند، اما در مواردي نيز ممکن است تيک در بزرگسالي نيز تداوم داشته باشد.

درمان تيک

براي درمان اين عارضه در درجه اول بايد محيط خانواده مورد بررسي قرار گيرد و به اطرافيان بايد اين موضوع را گوشزد کرد که انتظارت بيش از حد و فشار آوردن روي فرد براي ترک يا کاهش اين رفتارها نه تنها مفيد نيست ، بلکه نتيجه ي عکس مي دهد وباعث تشديد آن مي شود. لازم است والدين درجريان تربيت فرزندان خود، سن و ظرفيت آنها را به دقت در نظر بگيرند و از شيوه تربيتي مبتني برتشويق به جاي تنبيه استفاده کنند. يعني در مواقعي که کودک تيک ندارد به وي بيشتر توجه و نگاه کنند و بيشتر با او صبحت و يا او را مورد نوازش قرار دهند و برعکس در مواقعي که حالتهاي تيک را از خود نشان مي دهد، بي اعتنايي کنند و وانمود کنند که اين حرکات او را نمي بينند .
وجود اين عارضه گاهي مواقع ازچند هفته تا چند ماه به طول مي انجامد ودر مواردي هم به چند سال مي رسد. از جهت ديگر امکان دارد حالت پرش " گونه " پيدا کند و ازنقطه اي به نقطه ديگر منتقل شود .
پيشنهاد
به افرادي که داراي اين عارضه هستند توصيه مي کنيم که با توجه به غير ارادي بودن اين رفتارها ، از متمرکز شدن روي آنها پرهيز کنند و درمواردي که تيک دوام پيدا کرد حتماً به روان شناس مراجعه نمايند ، تا در جريان مشاوره و درمان قرار گيرند واحياناً اگر روان درماني پاسخ نداد، به درمان دارويي بپردازند .

منبع : بانك مقالات روانشناسي

 

 

 

نوشته شده در جمعه 3 دی1389ساعت 8:14 توسط مشاور|

 

 

سحر نام تمام دختران دنياست

      سحر جان نكاتي هست كه بايد بداني ، هرچند كه مي دانم مي داني پس هدف از اين نوشته فقط يادآوري دانسته هاي توست.
تمامي انسانها در طول كار و زندگي خود انتظاراتي دارند كه برآورده نشده است كه اغلب زمينه ساز ناخشنودي هاي آنان بوده است لذا درصدد برآمدم تا راهي را براي ارتباط بهتر با تو پيدا كنم پس تصميم گرفتم برايت نامه اي بنويسم .
تا آنجا كه مي دانم واقعيت مانند هوا مي ماند آن را نمي توان تغيير داد و بجاي صرف انرژي جهت مبارزه با واقعيتها بايد آن را بپذيري و به زندگي ات ادامه بدهي لذا براي اين كه موضوع را بيشتر برايت روشن كنم از مديريت فردي شروع مي كنم.

 

مديريت فردي :
همه ما براي زندگي خود برنامه منظمي داريم و اهدافي كه درذهن مي پرورانيم و تلاش مي كنيم كه به آنها دست پيدا كنيم لذا دقت كن كه نكات ذيل را به خاطر بسپاري
1- هدف خود را تعريف كن
2- هدفت را مجهول و مبهم نگذار و به روشن ترين شكل ممكن آن را براي آينده تعريف كن
3- اقدامات خود را در جهتي قرار بده كه به آن هدف برسي
4- كارهايي را كه براي رسيدن به اهدافت بايد انجام دهي ، مشخص كن
مي داني دخترم زماني كه مشكلات بروز مي كنند، اتفاقات غير منتظره رخ مي دهند ، وقتي در جاده اي هستي كه همه چيز سربالايي به نظر مي رسد ، وقتي پولت كم و بدهي هايت زياد است ، وقتي مي خواهي بخندي و آه مي كشي ، وقتي غم و عصه هايت زياد است و مي خواهد تو را به زير بكشد چه مي كني؟ آيا فرياد مي زني، آيا رها مي كني و مي روي در پي سرنوشت ، واقعا چكار مي كني؟


اگر لازم است كمي بياساي ولي تسليم نشو زيرا زندگي پر از فراز و نشيب هاي فراوان است و اين موضوعي است كه گهگاهي اتفاق مي افتد و چه بسيار كساني كه شكست خوردند در حالي كه با كمي مداومت مي توانستند پيروز شوند . تنها كساني موفقيت را درك كردند كه تسليم نشدند هرچند سرعتشان كم بود هرچند گامهاي ايشان كند بود زيرا آنان فقط به رسيدن فكر مي كردند رسيدن به آنجايي كه بايد مي رسيدند .


دخترم بايد بداني كه زندگي يك سفر است و هر بخش از آن يك سفر كوتاه اما در نوع خود كامل . از يك نويسنده ناشناس مي خواندم كه زندگي را اين گونه تفسير كرده بود كه چه سخت است رفتن و چه سخت تر از آن است كه پاهايت زخمي و كوله ات پر از مشكلات باشد ولي سخت تر از آن اين است كه نداني به كجا مي روي .


حتما ً سؤال خواهي كرد از كجا بدانم بايد كجا بروم. نمي دانم آيا كتاب آليس در سرزمين عجايب را خوانده اي يا خير ؟ آليس وقتي در سرزمين عجايب گم شد تقاضاي كمك كرد و گربه به او گفت به كجا مي خواهي بروي ، آليس گفت نمي دانم ، گربه گفت پس فرقي نمي كند به كجا بروي . پس دقت كن به كجا مي روي ، با كدامين پا مي روي و به كدام سو مي روي زيرا مسافري در شهري غريب بدون داشتن نقشه گم مي شود.


پس بايد مسير زندگي ات را مشخص كني ، هدفت از طي اين مسير زندگي چيست و اين را بدان كه هيچ ثروتي در تپه هاي قديمي يافت نمي شود ثروت در يك قدمي ماست خوشبختي در نزديكي ماست ، فقط بايد چشم باز كني و ببيني .


دقت كن چه عينكي از پيش داوري ها بر روي صورت تو قرار گرفته است ، اسير كدام رنگي و چه رنگي را براي ادامه مسير انتخاب كرده اي ، خشم ، نفرت ، جنگ ، صلح ، دوستي و يا آشتي ؟ آيا هيچ انديشيده اي كه كدام را انتخاب كرده اي و يا از كدام يك از آنها در حال استفاده هستي؟ قبل از هرچيز و هر انتخاب كمي استراحت كن تا بتواني در حين عبور از صخره هاي زندگي با فكر عمل كني تا به واهه هاي پر از آب و خوشبختي برسي . پس عجله نكن كمي بياساي و انديشه كن.   

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1 دی1389ساعت 7:56 توسط مشاور|
۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

برای انسانهای بزرگ (با اراده و موفق )بن بستی وجود ندارد

چون بر این باورند که :

یا راهی خواهم یافت

یا راهی خواهم ساخت

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

نوشته شده در دوشنبه 8 آذر1389ساعت 19:33 توسط مشاور|
اختلال افسردگی اساسی یکی از شایعترین تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده‌است و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند. افسردگی اساسی واژه‌ای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مجموعه‌ای از علایم اختلال خلق برای DSM-III در سال ۱۹۸۰ به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت. افسردگی اساسی منجر به از کارافتادگی قابل توجه فرد در قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال می‌شو د

درمان

درمان‌های ضدافسردگی را می‌توان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمان‌ها در مطالعات فراوانی مشاهده شده‌است. در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه‌است. این داروها در دهه‌های اخیر از نظر کمی و کیفی رشد فراونی داشته‌اند به شکلی که امروزه دیگر فاقد عوارض شدید و ناتوان‌کننده هستند. رواندرمانی‌های شناختی-رفتاری و در برخی موارد تحلیلی نیز در درمان افسردگی موثر هستند. در موارد خفیف‌تری که هنوز افسردگی در حد یک اختلال ظاهر نشده‌است، انجام کارهایی برای کاهش فشار و استرس از جمله1) خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، 2) حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می‌توانید به همان اندازه که می‌توانید، 3) ورزش معتدل (ملایم)، 4) رفتن به یک سینما،  5)شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی، اجتماعی، یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند، 6) صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده،  7)خودداری از مصرف الکل، 8) برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم‌چرب، 9) مثبت اندیشی،  10)تماشای فیلم‌های خنده‌دار و شاد، 11) رفتن به مسافرت،  12)سهیم شدن در فعالیتهایی که می‌تواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما به‌وجود بیاورد.

 

نوشته شده در سه شنبه 2 آذر1389ساعت 9:58 توسط مشاور|

نماز و میدان مغناطیسی بدن انسان

 

هارولدبور از دانشگاه ییل برای اولین بار با انجام یك آزمایش ساده، به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجود زنده پی برد.او با توجه به یك مولد الكتریكی كه در آهنربا در داخل سیم پیچ دوران می کند و جریان تولید می كند، سمندری را در یك ظرف آب نمك قرار داد و ظرف را به دور سمندر چرخاند. الكترودهایی كه در این ظرف وجود داشتند و به یك گالوانومتر حساس متصل شده بودند، یك جریان متناوب را نشان می دادند. زمانی كه بور این آزمایش را بدون سمندر انجام داد،گالوانومتر هیچ جریانی را نشان نداد. این بدان معنا بود كه در اطراف موجود زنده میدانی وجود دارد كه خاصیت مغناطیسی هم دارد. بور این وسیله را بر روی دانشجویان داوطلب خود امتحان كرد و مشاهده نمود كه این میدان در بدن انسان هم وجود دارد و كاملا تابع رویدادهای اساسی زیست شناختی بدن است. او این میدان را حیاتی نامید چون هرگاه حیات از بین برود، میدان حیاتی هم از بین می رود. به گونه های كه یك سمندر مرده كه در دستگاه بود هیچ پتانسیلی به وجود نمی آورد.

تشكیل میدان مغناطیسی بدن


:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه 27 آبان1389ساعت 21:57 توسط مشاور|

 خصوصیات انسانهای موفق

 ۱) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند

   ۲)از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي  بينند.  روي راه حل ها تمرکز مي کنند.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در شنبه 22 آبان1389ساعت 14:4 توسط مشاور|
ما با ارایه این مقاله قصد نداریم شما را مدام شاد نگاه داریم، بلکه بیشتر مایلیم تا به جای احساس ناراحتی، خشم، افسردگی و اضطراب، حداقل یک یا چند بار در روز شادی را حس کنید.

به چند نکته زیر توجه کنید. لازم نیست همه نکات را رعایت کنید به آن مواردی بپردازید که بیشتر برایتان کارساز است.

در حال زندگی کنید

در لحظه باشید! به طور مثال بهتر است که هنگام صرف شام با خانواده به جای نگرانی برای قرار ملاقات روز آینده با پزشک تان، به غذا، جمع خانواده و صحبت تان فکر نمایید.

بلند بخندید


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه 3 آبان1389ساعت 15:25 توسط مشاور|


كد قالب جدید قالب های پیچك